برگردان به زبان ساده
تا جهان باشد خداوند جهان خاتون بود
دولت و اقبال او در مُلْک روزافزون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا پابرجا باشد، خالق دنیا، یعنی خدا، وجود دارد و سرنوشت و موفقیت او در این سرزمین همواره در حال افزایش است.
تا که باشد تاج شاهی بر سر سلجوقیان
تاج دین و تاج دنیا در جهان خاتون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که تاج شاهی بر سر سلجوقیان باشد، تاج دین و دنیا در دستان یک زن بزرگوار قرار دارد.
عز گوناگون بود دائم سزای تاج دین
تا سزای تاجگوهرهای گوناگون بود
هوش مصنوعی: عزت و شرافت همواره در خون و سرشت دین وجود دارد، زیرا ارزش و زیبایی دین همانند جواهرات با رنگها و اشکال مختلف است.
تا رضای او همی جویند سلطان و ملک
بخت سلطان فرخ و فال ملک میمون بود
هوش مصنوعی: سلطان و پادشاهان همواره در پی رضایت خداوند هستند و بخت و شانس آنها خوشیمن و نیکوست.
آن یکی در شهریاری به ز نوشروان بود
وین دگر در پادشاهی مِه ز اَفْریدون بود
هوش مصنوعی: یک نفر در مقام سلطنت از نوشروان بهتر است و دیگری در پادشاهی از افریدون برتر است.
روی او در ملک روشن چون کف موسی بود
طبع این در عدل صافی چون دل هارون بود
هوش مصنوعی: ظاهر او در این دنیا مانند کف دست موسی بسیار روشن و نمایان است و طبع او در عدالت، همچون دل هارون پاک و صاف است.
تا بود چون مادر موسی و هارون تاج دین
بدسگال هر دو چون فرعون و چون قارون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که مانند مادر موسی و هارون، تاج دین بر سر باشد، بدعتگذاران و ظلمسازان نیز همانند فرعون و قارون در محافل دینی حضور خواهند داشت.
بس سعادتها که از خاتون پدید آید همی
کان سعادتها ز وهم آدمی بیرون بود
هوش مصنوعی: بسیاری از خوشبختیها که از خانمی به وجود میآید، از خیال و تصور انسان فراتر است.
هست اسرار خدایی کار خاتون بزرگ
بنده نشناسد که اسرار خدایی چون بود
هوش مصنوعی: سرّ و رازهای الهی تنها در اختیار خداوند است و هیچ بندهای نمیتواند به درستی این اسرار را درک کند؛ زیرا فهم و شناخت آنچه مربوط به خداوند است، برای انسانها ممکن نیست.
گر ز بهر چشم بد تعویذ و افسون عادت است
وهم و سِرّ او به از تَعویذ و از افسون بود
هوش مصنوعی: اگر برای حفظ از چشم بد، به تعویذ و افسون پناه ببریم، باید بدانیم که در حقیقت، توهم و راز واقعی او از تعویذ و افسون بهتر و بالاتر است.
هر چه راند بر زبان و هر چه آید در دلش
عدل را تاریخ باشد فتح را قانون بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که بر زبان بیاید و هر احساسی که در دل او باشد، عدالت شکلگرفته در تاریخ است و پیروزی، قانونی است که باید رعایت شود.
رای او ازگنبد گردون بسی عالیترست
پیش رای او چه جای گنبد گردون بود
هوش مصنوعی: نظر او از آسمان و جهان بسیار بالاتر است؛ در برابر نظر او، جایی برای آسمان و جهان وجود ندارد.
هرکجا از حشمت و مقدار او گویی سخن
هفت کشور خرد باشد هفتگردون دون بود
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از بزرگی و مقام someone باشد، باید دانست که ارزش او از هفت کشور و هفت آسمان پایینتر است.
گر خیال عدل و انصافش به جیحون بگذرد
شکر اوگوید هر آن ماهی که در جیحون باد
هوش مصنوعی: اگر فکر کند که عدالت و انصافش به رود جیحون برسد، هر ماهی که در جیحون است، شکر او را خواهد گفت.
ور به دریا بگذرد اقبال او آرد برون
هرچه اندر قعر دریا لؤلؤ مکنون بود
هوش مصنوعی: اگر شانس و اقبال کسی با او باشد، حتی اگر به دریا برود، هر آنچه که در عمق دریا مخفی شده باشد، به او خواهد رسید.
از سرشک جود او در باغ ایام بهار
کارگاه پرنیان و چرخ سقلاطون بود
هوش مصنوعی: بارش سخاوت او مانند باران بهاری، باغی از لطافت و زیبایی را به وجود آورده است که woven با ظرافت و مانند چرخ دستی در حرکت است.
وز نسیم دولت او بر درخت و برزمین
عقدهای بهرمان و فرش بوقلمون بود
هوش مصنوعی: از نسیم خوشبختی او، درختان و زمین پر شده از گلها و چیزهای زیبا مانند فرش بوقلمون بود.
بر هر آن صحرا که باد همتش یابد گذر
خاک آن صحرا به مشک و غالیه معجون بود
هوش مصنوعی: در هر صحرا که باد به آنجا برسد، خاک آنجا با مشک و عطرها آمیخته میشود.
زانکه آخر حرف نون است از خطاب و نام او
ماه نو بر چرخ هر ماهی چو زرین نون بود
هوش مصنوعی: چون که در پایان نام و خطاب او، حرف نون وجود دارد، مانند ماه نو که در هر ماه در آسمان میدرخشد، و به مانند نون زرین است.
بندهای کز دست او منشور یابد بر عمل
حشمت آن بنده بیش از حشمت مأمون بود
هوش مصنوعی: بندهای که از سوی خداوند به او عمل و کرامت عطا شود، موقعیتش و عظمتش بیشتر از عظمت مأمون خواهد بود.
چون درآرد موکب عالی به مرو شاهجان
هیبت او در طراز و در بلاساغون بود
هوش مصنوعی: وقتی کاروان باشکوه شاهجان وارد مرو میشود، شکوه و جلال او در لباس و تزییناتش به وضوح نمایان است.
باز چون موکب برد بیرون به پیروزی ز مرو
گرد لشگرگاه او بر ساحل سیحون بود
هوش مصنوعی: با خروج سپاه و در پی پیروزی، لشکر او در کنار رود سیاحون قرار داشت.
آنگه بگریزد ز لشکر گاه او مدبر بود
و آن که بد خواهد به فرزندان او ملعون بود
هوش مصنوعی: سپس از سپاه میگریزد؛ کسی که هوشمند است و آنکه به فرزندانش بدی میخواهد، نفرین شده است.
باشد اشعار معزی بر سر احرار تاج
تا دل و جانش به شکر تاج دین مرهون بود
هوش مصنوعی: اشعار معزی باید مانند تاج بر روی سر آزادگان باشد تا دل و جان آنها به خاطر قدردانی از دین و ارزشهایش در امان باشد.
از ملوک دهر تا موزون هم یابد عطا
تا ثنای او به میزان خرد موزون بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که ستایش او مطابق با خرد و عقل باشد، حتی پادشاهان دنیا هم از او هدیه و عطا میگیرند.
تا زمین در ماه نیسان چون رخ لیلی بود
تا هوا در ماه کانون چون دم مجنون بود
هوش مصنوعی: زمین در ماه نیسان زیبا و دلکش مانند صورت لیلی است و هوا در ماه کانون گرم و عاشقانه مانند نفس مجنون به نظر میرسد.
باد کانون همچو نیسان بر خداوند جهان
تا همه نیسان بدخواهان او کانون بود
هوش مصنوعی: با وزش باد در کانون، همچون نیسان، بر خداوند جهانیان، همه بدخواهان او هم به نیسان دچار خواهند شد.
بهرهٔ او تا قیامت راحت بیرنج باد
تاکه رنج و راحت اندر قصهٔ ذوالنّون بود
هوش مصنوعی: به امید این که تا قیامت، او از راحت و آسایش برخوردار باشد و رنج و زحمت تنها در داستان ذوالنون وجود داشته باشد.
چشم و روی حاسدانش باد همچون سیم و زر
تاکه سیم و زر به ترکی یرمق و التون بود
هوش مصنوعی: چشمان و چهرهی کسانی که حسد میورزند، مثل نقره و طلا باشد تا اینکه نقره و طلا در زبان ترکی معانی خاصی دارند.