برگردان به زبان ساده
سروی بهراستی چو تو در جویبار نیست
نقشی به نیکویی چو تو در قندهار نیست
هوش مصنوعی: در جویبار هیچ درختی به زیبایی تو وجود ندارد و در قندهار نیز هیچ تصویری به نیکی تو نیست.
جفت مهی اگرچه به خوبیت جفت نیست
یار شهی اگر چه به خوبیت یار نیست
هوش مصنوعی: هرچند همدم ماه در زیبایی با او همتایی ندارد، اما یار شاه نیز در زیبایی با یار دیگر همخوانی ندارد.
زلف تو مشک بارد و بر مه زره شود
پس نام او چرا زره مشکبار نیست
هوش مصنوعی: موهای تو بویی چون مشک دارند و بر چهرهات زیباییای مانند زره میبخشد. حال چرا نام او زرهای با بوی مشک نیست؟
خواهم که بند و حلقهٔ او بِشمَرم یکی
هرچند بند وحلقهٔ او را شمارنیست
هوش مصنوعی: میخواهم که به زنجیر او متصل شوم، هرچند که نمیتوانم تعداد زنجیرهای او را بشمارم.
با خار نیست نرگس و بیخار نیستگل
گویند مردمان و مرا استوار نیست
هوش مصنوعی: مردم میگویند که نرگس بدون خار نیست و گل هم بدون خار وجود ندارد، اما من به این مسائل بیتوجهام و استوار و قویام.
زیراکهگِرد نرگس تو هست خارها
گرد گل شکفتهٔ تو هیچ خار نیست
هوش مصنوعی: زیرا که دور و بر نرگس زیبای تو، خارها هیچ ارزش و اهمیتی ندارند، مانند گلهای شکفتهات که هیچ خاری در اطرافشان نیست.
جانا بهمن اشارت انگشت و لب مکن
کاندر اشارت تو دلم را قرار نیست
هوش مصنوعی: عزیزم، با اشاره انگشت و لب به من پیام نده، زیرا دلم در پاسخ به این اشارات آرامش ندارد.
چون بنگری ز دور مکن غمزه زینهار
کز غمزهٔ تو جان مرا زینهار نیست
هوش مصنوعی: وقتی از دور به من نگاه میکنی، لطفاً با نگاهی خاص و نازک نرم نکن، زیرا این نگاه تو جان مرا از دست خواهد داد و من دیگر نمیتوانم تحمل کنم.
در چین اگرچه صنعت مانی نگار هست
زیباتر از تو در همه چین یک نگار نیست
هوش مصنوعی: هرچند در چین هنری به نام مانینگار وجود دارد، اما هیچ کس زیبایی تو را ندارد و در تمام چین هیچ تصویری به زیبایی تو پیدا نمیشود.
مهر تو اختیار ملوک است تا تو را
جز مهر اختیار ملوک اختیار نیست
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو در دست صاحبان قدرت و سلطنت است، زیرا برای کسی مانند تو که این قدر با ارزش است، هیچگز چیزی جز عشق و محبت سلطنتی وجود ندارد.
فرمانده عجم مَلِک اَرغو که بیرضاش
سیّاره را مسیر و فلک را مَدار نیست
هوش مصنوعی: فرماندهی ایرانی، مَلک ارغو، بیان میکند که بدون رضایت او، سیارهها نمیتوانند در مسیر خود حرکت کنند و افلاک نمیتوانند دور بزنند.
از جُغری و ملکشه و الب ارسلان به ملک
معلوم خلق شد که چو تو یادگار نیست
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که در میان پادشاهان و شخصیتهای بزرگ تاریخ، هیچکس به یادماندنیتر از تو نیست و تنها به یاد تو میاندیشند.
در بخت او همی نرسد هیچ کوکبی
جز بخت او مگر به فلک بر سوار نیست
هوش مصنوعی: هیچ ستارهای جز بخت او در آسمان نخواهد درخشید، مگر اینکه او خود بر فراز آسمان قرار گرفته باشد.
زان فخرکز چنار بود چوب تخت او
مأوی گه سپاه پری جز چنار نیست
هوش مصنوعی: چوب تخت او که از درخت چنار ساخته شده، نشانهای از عظمت و افتخار اوست. جز چنار، جایی برای استراحت سپاه پری وجود ندارد.
گرچه سپهر بر همهکس هست کامکار
بر دولت مظفر او کامکار نیست
هوش مصنوعی: اگرچه آسمان بر همه افراد تاثیر میگذارد، اما کسی که خوشبختی و موفقیت را به دست آورده، همیشه در برابر سرنوشت موفق نخواهد بود.
زیباتر از محبت او هیچ فخر نیست
رسواتر از عداوت او هیچ عار نیست
هوش مصنوعی: زیباترین چیز در زندگی، محبت اوست و هیچ چیزی نمیتواند با آن برابری کند. از طرفی، عداوت و دشمنی او، رسوایی و ننگی بیشتر از این ندارد.
تا شد دل مخالف او همچو چشم مور
در چشم مور جز بُن دندان مار نیست
هوش مصنوعی: زمانی که دل کسی به دشمنی و مخالفت با او دچار شد، مانند چشم موری که در چشم مور دیگر است، جز راز و نفرت، چیزی در آن دیده نمیشود.
یک تن ز لشکرش بزند بر هزار تن
هرچند در نبرد یکی چون هزار نیست
هوش مصنوعی: شخصی از گروه او میتواند به تنهایی بر هزار نفر غلبه کند، زیرا در میدان نبرد، فردی که با تمام وجود و مهارت مبارزه میکند، ارزشش به اندازه هزار نفر است.
آنجاکه تیغ اوست ز آتش سخن مگوی
آتش فتوح شعله و نصرت شرار نیست
هوش مصنوعی: در جایی که قدرت او همچون تیغی است، درباره آتش سخن نگو؛ چرا که آتش پیروزی و شعلۀ پیروزی وجود ندارد.
وانجا که طبع اوست ز دریا مَثَل مزن
دریا ستارهگوهر و عنبر بخار نیست
هوش مصنوعی: در جایی که طبیعت اوست، مقایسهاش با دریا نکن، زیرا دریا تنها یک تکه از ستارهها و عطرها نیست.
قدر بلند او ز بلندی چنان شدست
کاوهام خلق را بَرِ او هیچ بار نیست
هوش مصنوعی: بلندی و مقام او به قدری زیاد شده که هیچکس نمیتواند به او نزدیک شود یا بر او تاثیر بگذارد.
ای شاهزادهای که ز آزادگی و جود
بحری است همت تو که آنرا کنار نیست
هوش مصنوعی: ای شاهزادهای که بخاطر آزادگی و generosity (نیکی و بخشش) در تو، دریایی وجود دارد، همت تو آنقدر بزرگ است که کنار هیچ چیز دیگری نیست.
اصلیتر از نژاد تو کس را نژاد نیست
عالیتر از تبار تو کس را تبار نیست
هوش مصنوعی: هیچ کس را نژادی برتر از نژاد تو نیست و هیچ کس تبارش از تبار تو بالاتر نیست.
در شاهی و هنر خرد آموزگار توست
واندر جهان به از خرد آموزگار نیست
هوش مصنوعی: در مقام پادشاهی و هنر، دانش و خرد معلم تو هستند و در این دنیا، چیزی بهتر از راهنمایی خرد وجود ندارد.
ذاتی است دولت تو که او را بر آسمان
جز آفتاب و ماه یمین و یسار نیست
هوش مصنوعی: دولت و مقام تو به گونهای است که در آسمان تنها آفتاب و ماه به عنوان همپایان تو قرار دارند و هیچ چیز دیگری در این سطح نیست.
فرخنده مجلس تو بهشتی است پر ز حور
گرچه بهشت و حور کنون آشکار نیست
هوش مصنوعی: مجلس تو به قدری شادیآور و خوشایند است که مانند بهشتی پر از پریهای سرخوش به نظر میرسد، هرچند که بهشت و پریها در حال حاضر برای ما قابل مشاهده نیستند.
هر دل که نام مهر تو بر خویشتن نبشت
جز با ستارهٔ طربش روزگار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که نام عشق تو را در دلش به یادگار دارد، روزگارش بدون شادمانی و خوشی مانند ستارهای بینور خواهد بود.
هر جانکه خطکین تو بر خویشتنکشید
جز با طلایهٔ اجلش کار زار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که اثر عشق و زیبایی تو را بر قلبش حس کند، جز با سرنوشتی شگفتانگیز مواجه نخواهد شد.
شکرت شکارگه شد و دلها درو شکار
کس را چنین شکارگهی پرشکار نیست
هوش مصنوعی: شکر، جایگاهی برای شکار شد و دلها در آن گرفتار آمدند. هیچ کس را چنین جایگاه پرشور و پرجذبهای برای شکار نیست.
من بنده خواستار قبول تو گشتهام
زیرا که جز مرا دل تو خواستار نیست
هوش مصنوعی: من به خواست تو نیازمندم، زیرا غیر از من کسی دیگر در دل تو جایی ندارد.
تا دست راد و رای بلند تو دیدهام
با ابر و آفتاب مرا هیچ کار نیست
هوش مصنوعی: وقتی که من قدرت و تدبیر تو را دیدهام، دیگر برای من اهمیتی ندارد که در زیر ابر یا آفتاب باشم.
طبعم ز بوی همت تو تازه چون شدست
گر خاک درگه تو چو زرّ عیار نیست
هوش مصنوعی: طبیعت من به دلیل عطر و بوی همت تو تازه و زنده شده است، حتی اگر خاک درگاه تو به ارزش زر و طلا نباشد.
جانم به خاک درگه تو شاد چون شدست
گر بوی همت تو چو ابر بهار نیست
هوش مصنوعی: جانم به خاک درگاه تو خوشحال است، اما چرا که بوی اراده تو مثل باران بهاری نیست.
تا آسمان و برج و طبایع به اتفاق
جز هفت و جز دوازده و جز چهار نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا، همه چیز به جز تعداد محدودی از عوامل و ویژگیها، در نهایت به چند گروه اصلی تقسیم میشود. به عبارتی دیگر، تنوع و پیچیدگیهایی که در زندگی وجود دارد، در نهایت به چند اساس و اصل کلیدی برمیگردد.
پشت تو کردگار فلک باد روز و شب
زیراکه هیچ پشت به ازکردگار نیست
هوش مصنوعی: خداوند یاریگر و پشتیبان توست در تمام روزها و شبها، چرا که هیچ پشتیبانی بالاتر از خداوند وجود ندارد.