برگردان به زبان ساده
ای دلبری که زلف تو دام است و چنبرست
دامیّ و چنبری که همه مشک و عنبرست
هوش مصنوعی: ای محبوبی که زلفانت مانند دامی است و دور آنها گرداگرد میپیچد، دامی که تمامش خوشبو و دلنشین است.
رخسار توگُل است و بناگوش تو سمن
گل در میان دام و سمن زیر چنبرست
هوش مصنوعی: چهرهی تو مثل گل است و گوشهایت مانند گل سمن، در حالی که در دام و در میان گلهای سمن زیر سایهی درخت چنار قرار داری.
از حسن و صورت تو تعجب همیکند
هرکس که بر طریقت مانیّ و آزرست
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبا رویی و خوشچهرگی تو نگاه کند، در شگفتی قرار میگیرد، به ویژه آن کس که در مسیر حقیقت و فطرت تو باشد.
نقّاش را ز نقش تو بیکار شد دو دست
یک دست بر دل است و دگر دست بر سرست
هوش مصنوعی: نقاش به خاطر زیبایی تو از کارش بازمانده است؛ یکی از دستهایش روی دل من و دستان دیگرش بر سر من قرار دارد.
از دست خَدّ و قَدّ تو در باغ و بوستان
تشویش لاله وگل و تَشویر عَرعَرست
هوش مصنوعی: در باغ و باغچه، زیبایی و شگفتی از حضور تو به وجود آمده و گلها و لالهها به خاطر وجود تو به وجد آمدهاند. آنان در میان تماشا و تحسین تو، مشغول نمایش زیبایی خود هستند.
روشن مه است روی تو بر سرو و جانور
یا آفتاب بر سر سیمین صنوبرست
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه درخشان است و زیباییات به قدری است که حتی آفتاب بر درختان بلند و نقرهای هم سایه میافکند.
تا ساختی ز غالیه صد حلقه بر سمن
بس کس که بر امید تو چون حلقه بر درست
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو با زحمت و سلیقه خودت زینتهایی برای خودت ایجاد کردی، خیلیها هستند که به خاطر امید به تو، به نوعی به تو وابستهاند و مانند حلقهای به حلقه درست و محکم شدهای وصل شدهاند.
عطّارگشت زلف تو کز بوی عِطر او
گویی سرا و مجلس و میدان معطرست
هوش مصنوعی: عطری که از زلف تو به مشام میرسد، همه جا را پر از صفا و خوشبو کرده است؛ انگار که هر گوشه و کنار، چه در خانه و چه در میدان، معطر شده است.
درویش گشت جان من از مایهٔ شکیب
تا روی تو ز نامهٔ خوبی توانگرست
هوش مصنوعی: جان من از اصل صبر و شکیبایی به درویشی رسیده است، زیرا جمال تو به من قدرت و ثروت میبخشد.
چون شَکّر اندر آب تن من گداخته است
تا لعل آبدار تورا طعم شَکَّرست
هوش مصنوعی: شکر در آب به طور کامل حل شده و با این حال، زیبایی تو طعمی شیرین و دلپذیر دارد.
یاقوت احمرست به چشم اندرم سِرشک
تا درّ تو نهفته به یاقوت احمرست
هوش مصنوعی: چشمانم مانند یاقوت سرخ درخشان است و اشکهایی که میریزم به اندازه آن درّ گرانبهایی است که در دل یاقوت پنهان شده است.
گر دُرج گوهرست ز عشق تو چشم من
طبع من از مدیح صفی کان گوهرست
هوش مصنوعی: اگر چشمان من از عشق تو گوهر باشد، پس طبع و ذوق من از مدح و ستایش صفا و پاکی توست که آن گوهر را در بر دارد.
خورشید ملک و سَیّد احرار روزگار
بوطاهر آنکه از همه عیبی مُطَهّرست
هوش مصنوعی: خورشید، پادشاه و سرور آزادگان زمان بوطاهر است، او که از هر نوع عیب و نقصی پاک و بیعیب است.
آزاده مِهتری که بر آزادگان دهر
از عقل و فضل بارخدای است و مهترست
هوش مصنوعی: شخصی که از نظر عقل و دانش در معرکه روزگار از همه آزادگان برتر است و به عنوان رهنما و رهبر شناخته میشود.
در پیش رای پاکش و در جنب همتش
خورشید چون ستاره و دریا چو فَرغَرست
هوش مصنوعی: نزدیک عقل و اندیشه او، خورشید مانند ستارههای کوچک میتابد و در برابر ارادهاش، دریا مانند آبشاری آرام و بیحرکت است.
پرگار عقل را دل او همچو مرکزست
تصریف جود راکف او همچو مَصدرست
هوش مصنوعی: دل او همچون مرکز دایرهای است که عقل او را مثل پرگار به حرکت در میآورد، و دست او همچون منبعی است که generosity و سخاوت را تقسیم میکند.
کردار او بهزرّ صنایع مُوَشَّح است
گفتار او به درّ بدایع مُشَجّرَ ست
هوش مصنوعی: رفتار او به زیباییهای زرین آراسته است و سخنانش مانند مرواریدهایی از خوشاتفاقی و شگفتی است.
از رای او مصالح ملک شهنشه است
در رسم او منافع دین پیمبرست
هوش مصنوعی: نظر و رأی او برای مصالح کشور پادشاه و در روش او نفع دین پیامبر نهفته است.
در حَلّ و عَقد هر چه به تدبیر و رای اوست
شایستهٔ شهنشه و دستور کشورست
هوش مصنوعی: هر چیزی که به تصمیم و تدبیر او بستگی دارد، در حل و فصل امور، شایستهٔ مقام شاه و اداره کشور است.
ای مهتری که بخت تو بر پایهٔ رسید
کز وهم فیلسوف بهصد پایه برترست
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که سرنوشت تو بر اساس موفقیت و دستاوردها بنا شده و از اندیشههای فیلسوفان نیز به مراتب برتر و بالاتر است.
تا صورت بدیع تو پیدا نکرد چرخ
معلوم کس نگشت که دولت مُصَوَّرست
هوش مصنوعی: تا زمانی که چهرهی زیبا و تازهات آشکار نشد، هیچکس متوجه نشد که زندگی چقدر زیبا و پرنعمت است.
از نقش کِلْک تو همه گیتی مُنَقّش است
از نور رای تو همه عالم منوّرست
هوش مصنوعی: از تأثیر و اثر تو، سراسر جهان به شکل و طرح درآمده است و وجود تو روشنایی بخش تمام عالم است.
چون روزگار دولت تو بینهایت است
چون آفتاب همت تو نورگسترست
هوش مصنوعی: زمانی که دوران خوشبختی و موفقیت تو بیپایان است، همواره مانند آفتاب که نور خود را میپراکند، اراده و تلاش تو نیز همهجا را روشن و گرم میکند.
گر نور پرورند ز پاکی هوا و آب
جود تو همچو آب و هوا نورپرورست
هوش مصنوعی: اگر پاکی هوا و آب را جزو پرورشدهندگان نور بدانیم، generosity و کرم تو نیز مانند آب و هوا قادر به پرورش نور است.
گر دشمن تو هست چو یأجوج باک نیست
تا عزم تو به قوّت سدّ سکندرست
هوش مصنوعی: اگر دشمنی مانند یأجوج و مأجوج داری، نگران نباش؛ زیرا اراده و عزم تو به قدرت و استحکام سدی مانند سد سکندر است.
از غایت کرم ضعفا را تویی پدر
شاید که بخت نیک تو را همچو مادرست
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگواریات، تو مانند پدری برای ضعیفان هستی، شاید شانس خوب تو نیز مانند مادر مهربان است.
آری برادرست تورا بخت ازین قبل
هرکس که برخلاف تو کوشد بر آذر است
هوش مصنوعی: بله، برادر، خوشبختی تو از این جهت است که هر کسی بخواهد برعکس تو عمل کند، در واقع در آتش خواهد بود.
ای زیر بار منّت توگردن کِرام
برگردن زمانه مدیح تو زیورست
هوش مصنوعی: ای کسی که بر گردن لطف تو، بزرگان زمانه به شکرگزاری ایستادهاند، ستایش تو زیباترین زینت است.
معلوم رای توست که در شاعری مرا
مدح تو سَر جریده و آغاز دفترست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که محبوبی که شاعر از او سخن میگوید، به وضوح در نظر او جایگاه برجستهای دارد. شاعر اشاره میکند که این مدح و ستایش از محبوبش، هم در ابتدای شعرش و هم در کل اثر او مهم و اساسی است. به عبارت دیگر، عشق و ستایش او از محبوبش تماماً محور و اولویت اصلی کار اوست.
جانم ز مهر تو فلک پر کواکب است
طبعم ز مدح تو صدف پر زگوهرست
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو باعث میشود که جان من از خوشحالی مانند آسمان پر از ستاره باشد و طبع من به قدری نیکوست که مانند صدف پر از گوهر و زیبایی است.
پیوسته آفرین تو خوانم همی به خلق
کان آفرین بهموضع و آن حق به حقورست
هوش مصنوعی: من همیشه تو را تحسین میکنم، زیرا تو سزاوار تحسینی و آن خداوند نیز به حق و جاودان است.
این خانه جنت است و تو رضوان جنتی
ایوان تو چو طوبی و دست توکوثرست
هوش مصنوعی: این خانه بهشتی است و تو مانند رضوان بهشتی هستی. ایوان تو مانند درخت طوبی است و دستت مانند کوثر (آب بهشت) است.
ساغر بیار و جام بخواه و بنوش می
کز دست تو حلالتر از شیر مادرست
هوش مصنوعی: بیا، پیاله را بیار و برای نوشیدن از من درخواست کن، زیرا چیزی که من به تو میدهم از شیر مادر نیز پاکتر و حلالتر است.
تا نور هفت اختر باقی است بر فلک
تا بر زمین بقای شه هفت کشورست
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور هفت سیاره در آسمان برقرار است، بر روی زمین هم بقای سلطنت هفت کشور وجود دارد.
عزم تو بر زیادت و کام تو بر مراد
از شاه هفت کشور و از هفت اخترست
هوش مصنوعی: نیتی که تو داری برای افزایش و خواستهات برآورده شدن است، همانند شاهی که بر هفت کشور حکومت میکند و از هفت ستاره قدرت میگیرد.
خوشباش و شادزیکه تو را عیش خرّم است
می نوش و مال ده که تورا بخت یاورست
هوش مصنوعی: شاد باش و خوش بگذران که زندگی بر وفق مرادت است. نوشیدنی بنوش و دلخوش کن، زیرا شانس و بخت به یاری تو آمدهاند.