برگردان به زبان ساده
ایا شهریاری که صاحب قرانی
ز جدّ و پدر یادگار جهانی
هوش مصنوعی: آیا کسی هست که به مقام سلطنت دست یافته و قرآن را از جد و پدرش به ارث برده و یادگار جهانی است؟
ملک شاه و الب ارسلان را تو فخری
که پیش از ملک شاه و الب ارسلانی
هوش مصنوعی: تو افتخاری بزرگتر از ملک شاه و الب ارسلان هستی، زیرا قبل از آنها وجود داشتهای.
خداوند روی زمینی ولیکن
به همت زیادت ز هفت آسمانی
هوش مصنوعی: خداوند در زمین حضور دارد، اما به دلیل تلاش و کوشش فراوان، از آسمانها نیز بسیار بزرگتر و والاتر است.
جهانبان از آنی که بخت جوانَت
فراوان هنر داد گاهِ جوانی
هوش مصنوعی: جهان به این دلیل زیبا و شگفتانگیز است که بخت و اقبال جوانی تو، هنری فراوان به تو هدیه داده است. در زمان جوانی، فرصتها و استعدادهای بسیاری در انتظار توست.
از آن هر هنر پادشاه زمینی
وز آن هر هنر شهریار زمانی
هوش مصنوعی: هر آنچه که هنری است از طرف پادشاهان و هر چیزی که به عنوان هنر در اختیار حاکمان زمانه است.
یکی زان هنرهاست مردی و رادی
دگر خصم بندی و کشور ستانی
هوش مصنوعی: یکی از آن هنرها، مردانگی و رفتار نیک است و دیگری در مقابل، دشمنی و بر هم زدن نظم و کشور.
دگر دانش و دین و عقل و شجاعت
دگر عدل و انصاف نوشیروانی
هوش مصنوعی: میتوان گفت که در زمانها و شرایط مختلف، دانایی، ایمان، خرد و شجاعت و همچنین عدالت و انصاف، همگی تغییر میکنند و هر کدام در دورهای خاص و با ویژگیهای متفاوت معنا پیدا میکنند.
چو تو بیقرینی ز چندین هنرها
همه زیبدت نام صاحب قرانی
هوش مصنوعی: وقتی تو در اشعار خود غمگینی، تمام هنرها و زیباییها به نام تو مناسب است.
تو این مملکت رایگانی نداری
«فلک مملکت کی دهد رایگانی»
هوش مصنوعی: در این کشور، هیچکس چیزی رایگان ندارد و؛ آیا آسمان و سرنوشت مملکت، چیزی را بهطور رایگان به کسی میدهد؟
فزون است اوصاف شهنامهٔ تو
ز اخبار شهنامهٔ باستانی
هوش مصنوعی: ویژگیهای داستان شهنامه تو از روایتهای شهنامه قدیمی بیشتر و غنیتر است.
چه باید خبر در دو گوش خلایق
که تو در دو چشم خلایق عیانی
هوش مصنوعی: چه نیازی است به گفتن اخبار در گوش مردم وقتی که تو خودت به وضوح در چشمان آنها دیده میشوی؟
دروغ است لَختی ز اخبار پیشین
چنین است فرزانگان را گمانی
هوش مصنوعی: خبرهایی که از گذشته میآید، گاهی درست نیست و حکمتمندان بر این باورند که به این اخبار نباید اعتماد کرد.
هر آن کس که اخبار فتح تو خواند
دهد خلق را از درستی نشانی
هوش مصنوعی: هر کسی که اخبار پیروزی تو را میخواند، به مردم نشانهای از راستی و حقیقت میدهد.
از آن پس که پیلان زاولستان را
گرفتی به شمشیر هندوستانی
هوش مصنوعی: بعد از این که فیلهای زاولستان را با شمشیر هندی به تصرف درآوردی.
گشادی عراقین و شام و عرب را
به آسیب پیلان زاولستانی
هوش مصنوعی: گشایش و رونق عراق و شام و سرزمینهای عربی به خاطر آسیبهایی است که فیلهای زاولستانی به آنجا وارد میکنند.
از این گشت مشهور نام و نشانت
بهگیتی ستانی و سلطان نشانی
هوش مصنوعی: از این گردش و سفر، نام و نشانی بهدست میآوری که در دنیا شناخته میشوی و مانند یک پادشاه مطرح میگردی.
به آتش همی آب را برگماری
وز آهن همی برق بیرون جهانی
هوش مصنوعی: آب را درون آتش میگذاری و از آهن هم برقی به وجود میآوری که جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
چو تو ابردستی و آتس حسامی
چو تو برق تیری و آتش کمانی
هوش مصنوعی: تو مانند ابر در آسمانی و همچون آتش در دست حسام، همچنین چون برقی هستی که از کمان رها میشود.
هنر را ز رسم تو خیزد معالی
سخن را ز نام تو خیزد معانی
هوش مصنوعی: هنر از زیباییها و سبک تو نشأت میگیرد و سخنان پرمعنا از نام و مقام تو به وجود میآید.
یکی بیت نغزست مر رودکی را
که اندر جهان تو سزاوار آنی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در دنیا شخصی به اندازه تو شایسته و برازنده نیست و میتوان گفت این اصطلاح به نوعی بیانگر تمایز و ارزش ویژهای است که برای شخص مورد نظر قائل است.
«نه جز عیب چیزی است کان تو نداری
نه جز غیب چیزی است کان تو ندانی»
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که هیچ چیز در وجود تو نیست که عیبی نداشته باشد و همچنین هیچ چیزی در عالم نیست که تو از آن بیخبر باشی. به عبارتی دیگر، هر آنچه که در خود داری، یا نقصی دارد و یا چیزهایی هستند که از آنها آگاه نیستی.
جو در رزم تیری برانی ز شستت
زخون بر در و دشت جیحون برانی
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، تیرهایی را با نیروی دستانت پرتاب میکنی، به طوری که خون بر دروازهها و دشتهای جیحون جاری میشود.
چو در بزم جامی بگیری به دستت
زدست سخی زر و گوهر فشانی
هوش مصنوعی: وقتی که در مجالس خوشی و شادی جامی به دست میگیری، از دست بخشنده و بزرگوار، زر و جواهر میبارد.
چنان است معلوم خلق جهان را
که نزد موفق مگر میهمانی
هوش مصنوعی: معلوم است که وضعیت آفرینش و موجودات جهان به گونهای است که تنها برای موفقان و برگزیدگان، به نوعی میهمانی یا فرصتی ویژه فراهم میشود.
چو نعمت زجود تو دارد موفق
پس او میهمان است و تو میزبانی
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از نعمتهای تو بهرهمند میشود، او در واقع مهمان توست و تو باید همچون یک میزبان از او پذیرایی کنی.
یکی میزبان همه عالمی تو
که سلطان بخشندهٔ مهربانی
هوش مصنوعی: تو همچون میزبان همه مردم جهان هستی، ای سلطانی که همیشه بخشنده و مهربان هستی.
همی تا زآب حیات آدمی را
بود در جهان زندگی جاودانی
هوش مصنوعی: انسان از آب حیات برخوردار است و همین موضوع به او زندگی جاودانی در این دنیا میبخشد.
از آن می که آب حیات است گویی
تو را باد تا جاودان زندگانی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو همچون آب حیات هستی، به نظر میرسد که نفس تو برای همیشه حیات بخش و زنده کننده است.
تو بر تخت شاهنشهی شاد و خرّم
نشسته به پیروزی و کامرانی
هوش مصنوعی: شما بر جایگاه سلطنتی نشستهاید و در حال حاضر با شادی و خوشحالی از پیروزی و موفقیتهای خود لذت میبرید.
ز امر تو شاهان نشسته به شاهی
زدست تو خانان نشسته به خانی
هوش مصنوعی: به خاطر خواسته تو، پادشاهان بر تخت سلطنت نشستهاند و بزرگان نیز در مقام خود قرار گرفتهاند.
زخون عدو لالهگون روی تیغت
ز خون رَزان روی تو ارغوانی
هوش مصنوعی: روی تیغ تو به رنگ خون دشمن، مانند لالهای سرخ است و رنگ رزان بر چهرهات، ارغوانی و زیبا به نظر میرسد.