برگردان به زبان ساده
مخوان فسانهٔ افراسیابِ تورانی
مگوی قصهٔ اسفندیارِ ایرانی
هوش مصنوعی: قصههای افراسیاب، پادشاه توران را نخوان و داستان اسفندیار، قهرمان ایرانی را نیز نگو.
سخن ز خسرو و سلطانِ هفت کشور گوی
که خَتْم گشت بدو خسروی و سلطانی
هوش مصنوعی: در مورد حکمرانی و قدرت تصمیمگیری از کسی صحبت کن که به اوج سلطنت و رهبری رسیده است و دیگر نماد خسرو و شاهی نیست.
معزِّ دینِ خدای و خدایگانِ جهان
که تا جهان بُوَد او را سِزَد جهانبانی
هوش مصنوعی: این بیت به این معنا اشاره دارد که کسی که در دین خدا و فرمانروایی جهان نقش مهمی دارد، شایسته است که همواره در مقام رهبری و سرپرستی جهان باقی بماند.
ستوده سنجرِ سلطاننشان که هست او را
دلِ سکندری و دولتِ سلیمانی
هوش مصنوعی: سنجر، شاه بزرگی است که قلبی شجاع و همچون سکندر دارد و همچنین دارای دولتی مثل دولت سلیمان است.
شهی که بر درِ غزنین به یک زمان بگرفت
همه ولایتِ شاهانِ زاوُلستانی
هوش مصنوعی: شاهی که به یکباره در غزنین به قدرت رسید، تمام حکومتهای شاهان زاوُلستان را در اختیار گرفت.
شهی کز او شهِ غزنین و خانِ ترکستان
نشستهاند به سلطانی و به خاقانی
هوش مصنوعی: شخصی که از او، شاه غزنین و خان ترکستان نشستهاند به مقام سلطنت و خاقانی.
به هرچه رای کُنَد، رایتش بُوَد منصور
زهی سعادت و تأیید و فَرِّ یزدانی
هوش مصنوعی: هر چیزی که او بخواهد، همان برایش محقق خواهد شد. چه خوشبخت و تأیید شده است و چه نعمتهای الهی به او داده میشود.
غبارِ موکبِ او را همی بَرَند نماز
بر آسمانِ بلند، اخترانِ نورانی
هوش مصنوعی: غبارِ کاروان او نیز در آسمانهای بلند به صورت نماز به ستارههای روشن تقدیم میشود.
خدایِ عزوجل، چون بر آسمان و زمین
بیافرید چه روحانی و چه جسمانی
هوش مصنوعی: خداوند عزیز و بزرگ، زمانی که آسمان و زمین را خلق کرد، همه موجودات روحانی و جسمانی را نیز آفرید.
هِمالِ او دگری در کمالِ عقل و هنر
نیافرید نه جسمانی و نه روحانی
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند او در کمال عقل و هنر به وجود نیامده است، چه از نظر جسمانی و چه از نظر روحانی.
کجا سعادت و اقبالِ او پدید آید؟
شَوَد جَلالَت و فرِّ ملوک پنهانی
هوش مصنوعی: کجا خوشبختی و شانس او نمایان خواهد شد؟ آیا مقام و عظمت پادشاهان به صورت پنهان ظهور میکند؟
چو آفتابِ درخشان شَوَد ز چرخِ بلند
مهِ چهارده را کِی بُوَد دُرافشانی؟
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید درخشان میشود و از آسمان بلند میتابد، دیگر ماه کامل کجا میتواند درخشش داشته باشد؟
لقایِ اوست نشاطِ دلِ مسلمانان
که روشن است به او دیدهٔ مسلمانی
هوش مصنوعی: دیدار او، شادی و نشاط دل مسلمانان است که چشم مسلمانان به روشنی او روشن شده است.
بر آن زمین که جَهَد بادِ عدل و انصافش
ز شیر، شیر خورد آهویِ بیابانی
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی که بر اثر وزش باد عدالت و انصاف، شیر برای خود غذایی فراهم کرده، آهو نیز در این دشت زندگی میکند و استفاده میکند.
نسیمِ دولتِ او چشمِ ملک روشن کرد
چو بویِ یوسف، چشمِ رسولِ کنعانی
هوش مصنوعی: نسیم خوشبختی او، نگاه پادشاه را روشن کرد، مثل بوی خوش یوسف که چشمان پیامبر اهل کنعان را پر از روشنی کرد.
سِپُرد زیرِ قَدَم، تخت و گاهِ محمودی
گرفت زیرِ عَلَم، مال و مُلْکِ سامانی
هوش مصنوعی: تن پوشی از فرش فراهم کرد و در زیر پرچم، سلطنت و دارایی پادشاهان سامانی را به دست آورد.
عِراق را فَزَع است از نهیب و هیبت آنک
سویِ عراق کِشَد لشکرِ خراسانی
هوش مصنوعی: عراق از صدای رعدآسا و ترسناک لشکر خراسانی به وحشت افتاده است، چرا که این لشکر به سمت عراق در حرکت است.
نَمانْد دیر که فغفورِ چین و قیصرِ روم
کُنَنَد بر درِ او، حاجِبی و دربانی
هوش مصنوعی: دیر دیگر بر پای نخواهد ماند که پادشاهان چین و روم به در خانهاش بیایند و در آنجا با احترام و نگهبانی از او استقبال کنند.
ایا مدیحِ تو، سرمایهٔ سخندانان
و یا فتوحِ تو، پیرایهٔ سخندانی
هوش مصنوعی: آیا ستایش تو، دارایی سخنوران است یا پیروزی تو، افتخاری برای سخنوران؟
کدام شاه، سر از خط کشید و کینِ تو جست
که خیرهسر نشد از عاجزی و حیرانی؟
هوش مصنوعی: کدام پادشاهی از قدرت و عظمت خود خارج شد و به دنبال انتقام تو رفت که به خاطر ناتوانی و سردرگمیاش نتوانست از جایش بلند شود؟
نهالِ کینِ تو در هر دلی که کِشته شَوَد
به عاقبت ندهد بار جز پشیمانی
هوش مصنوعی: در دل هر کسی که کینه تو را درخت کند، در نهایت فقط پشیمانی به بار خواهد آورد.
دلیلِ نصرِ تو بس بر شکستنِ سه مصاف
امیر دادی و عرنیجی و قدرخانی
هوش مصنوعی: دلیل پیروزی تو بر پایه شکست سه نبرد با امیر دادی، عرنیجی و قدرخانی بوده است.
سنانِ نیزهٔ تو، روزِ رزم کرد روان
ز خونِ چشمِ بداندیش چشمه و خانی
هوش مصنوعی: تیغهٔ نیزهٔ تو، در روز جنگ، مانند جویباری از خون چشمان بدخواه روان است.
هر آن نفر که تو را بنده و رهی نشدند
به زیرِ بندِ تو، بندی شدند و زندانی
هوش مصنوعی: هر کسی که در محبت و در دوستی تو کم آورد و نتوانست به تو وابسته شود، در واقع به نوعی زیر تسلط تو در آمده و به زنجیر وابستگی گرفتار شده است.
به تیغ و بازو یک نیمه بِسْتَدی ز جهان
به عِزِّ بخت، دگر نیمه نیز بستانی
هوش مصنوعی: با دلیری و قدرت خود، نیمی از دنیا را به دست آوردی، حالا با شجاعت و اراده، نیمی دیگر را نیز به دست بیاور.
جهان سیاه کنی بر عدو چوکان شبه
بدان تکاورِ شبرنگِ صبحپیشانی
هوش مصنوعی: اگر در برابر دشمنان خود، جهانی تاریک و ناامید به وجود آوری، مانند شب تاریک که با صبح درخشان و روشنای خود رو به رو میشود.
هر آنکسیکه سر از حکمِ تو بِگَردانَد
بر آبِ دیدهٔ او آسیا بگردانی
هوش مصنوعی: هر کسی که از فرمان تو سرپیچی کند، احساساتش چنان مضطرب میشود که اشکهایش مثل آبی میگردند که آسیاب بر روی آن بچرخد.
شکار کردن و رزم است و بزم، کارِ شهان
تو آن شهی که به یک روز هر سه بتوانی
هوش مصنوعی: شکار، جنگ و میگساری از فعالیتهای پادشاهان است، اما تو ای شاهی که میتوانی در یک روز همه این کارها را انجام دهی.
ز مُلْک، پادشهی را سَبُک برانگیزی
به جایِ او، دگری را به مُلْک بنشانی
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی را از سلطنت برکناری، میتوانی شخص دیگری را به جای او بر سر کار بیاوری.
اگر یکی را ثانی بود ز مخلوقات
تویی یکی که تو را نیست در جهان، ثانی
هوش مصنوعی: اگر کسی از مخلوقات خدا وجود داشت که شبیه تو باشد، فقط تویی که در جهان هیچ کس دیگری مثل تو نیست.
نشاط کن که ز بهرِ نشاطکردنِ تو
بهسان عالَمِ باقی است عالَمِ فانی
هوش مصنوعی: شاد باش، زیرا برای شاد کردن تو، دنیای فانی همانند سایر جهانها وجود دارد.
چنانکه بود ز کینت گرفته جانِ عدو
کآشفته بود چمنها ز بادِ آبانی
هوش مصنوعی: شخصی با کینهات جانِ دشمن را گرفته و به همین خاطر باغها از وزش باد درختان به هم ریخته و آشفته شدهاند.
کنون چنانکه ز مهرت شکفتهجان ولی
شکفته گبببت گلستان ز بادِ نیسانی
هوش مصنوعی: اکنون همچنان که به خاطر مهر و محبتت جانم شکفته شده، اما گلستانی که نشانهی زیبایی است، از باد بهاری آسیب دیده و پژمرده شده است.
چو آسمان، به زمین، جامهٔ بهاری داد
هوا از او بِسَتَد جامهٔ زمستانی
هوش مصنوعی: چنان که آسمان به زمین لباس بهاری میپوشاند، هوا نیز از او لباس زمستانی را پس میگیرد.
جمالِ خویش، چمن را به عاریت دادند
بُتانِ خَلُّخی و لُعْبَتانِ کاشانی
هوش مصنوعی: زیبایی خود را به چمن هدیه دادند، همانطور که زیباییهای گُلها و جوانان کاشان به نمایش گذاشته میشود.
زنند نعره همی کبک و فاخته همهشب
ز عشقِ لالهٔ کوهی و سروِ بستانی
هوش مصنوعی: در طول شب، صدای نعرهی کبک و فاخته به گوش میرسد، که از عشق و محبت به لالههای کوهی و درختان سرو در باغ خبر میدهد.
دهانِ لاله چو از ژاله پر شود گویی
که در عقیقِ یمانی است درِّ عمانی
هوش مصنوعی: وقتی گل لاله دهانش پر از قطرات شبنم میشود، به نظر میرسد که درون آنمردان عقیق یمانی، مرواریدهای عمانی وجود دارد.
همی شَوَد چمنِ باغ، پُرگل و ریحان
بخواه بر گل و ریحان، شرابِ ریحانی
هوش مصنوعی: چمن باغ پر از گل و گیاه میشود، پس خواهان نوشیدنیای باش که طعم و بوی گل و ریحان را داشته باشد.
ز حد گذشته همی ابر گوهر افشاند
مگر ز جودِ تو آموخت گوهرافشانی
هوش مصنوعی: ابرهایی که از حد خود فراتر میروند و مروارید را پراکنده میکنند، شاید از بخشش و generosity تو الهام گرفتهاند.
ز بهرِ جودِ تو در آب و سنگ صنع خدای
نهاد لؤلؤِ بحری و گوهرِ کانی
هوش مصنوعی: برای بخشندگی تو، در آب و سنگ، خدا برای ما مروارید دریا و گوهرهای زمین را ایجاد کرده است.
قرینِ هر کَرَمَت نعمتی است قارونی
به زیرِ هر سخنت، حکمتی است لقمانی
هوش مصنوعی: هر لطفی که تو میکنی، به واقع نعمتی بزرگ و با ارزش دارد، و در هر کلام تو، حکمت و دانشی نهفته است که به لقمان نسبت داده میشود.
به خاک پای حکیمان تو سرافرازد
اگر ز خاک برآید حکیم یونانی
هوش مصنوعی: اگر حکمتهای یونانیان از خاک بلند شود، باعث افتخار است که به پای حکیمان توجه شود.
چنانکه بنده معزّی به جان ثناگر توست
دعاگرست تورا جان بنده برهانی
هوش مصنوعی: بندهای که به شرف و مقام بلند خود مفتخر است، به خاطر تو دعا میکند و تو را ستایش مینماید. جان او را به خاطر این محبت برهان و از او حمایت کن.
همی ز طبع و دل بنده خوشتر آید شعر
به آن صفت که گلاب ازگل سپاهانی
هوش مصنوعی: شعر برای من از دل و طبع بنده، زیباتر و دلنشینتر است، مانند گلابی که از گل سپاهان استخراج میشود.
چو در فتوح تو دیوان او رسید به چرخ
چرا بدو نرسیدست مال دیوانی
هوش مصنوعی: وقتی که در پیروزیهای تو، دیوان آن (دولت) به آسمان رسید، چرا مال دیوانی به تو نرسید؟
همی ز فتح تو سازد یکی بنای سخن
که در زمانه نسازد چنو بنا بانی
هوش مصنوعی: یکی از پیروزیها و موفقیتهای تو، باعث میشود که سخنی شکل بگیرد و کسی در این زمان قادر به ساختن چنین بنایی نیست.
اگر بناها ویران شود ز ابر بهار
بنای فتح تو ایمن بود ز ویرانی
هوش مصنوعی: اگر ساختمانها ویران شوند، باران بهاری تاثیری بر آنها ندارد؛ اما در مقابل، پیروزی و موفقیت تو همیشه از آسیبها در امان خواهد بود.
اگر بماند تا جاودان کسی به جهان
تو را سزاست که تا جاودان همی مانی
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا وجود داشته باشد که شایسته جاودانگی باشد، آن شخص تو هستی که همواره میمانی.
به بزم جامهٔ لهو و طرب همی پوشی
به رزم نامهٔ فتح و ظفر همی خوانی
هوش مصنوعی: تو از یک سو در جمعهای شاد و سرور لباس میپوشی و از سوی دیگر در حال مطالعه و یادگیری دربارهٔ پیروزیها و موفقیتها هستی.
سپه همیکشی و مملکت همیگیری
جهان همی خوری و کام دل همی رانی
هوش مصنوعی: تو با شجاعت و دلاوری در میدان جنگ دشمنان را نابود میکنی، به خاک و سرزمین خود قوت میدهی، اما در عین حال، بذر خوشبختی و رضایت را هم از دست میدهی.
چهار چیز به گیتی نصیب عمر تو باد
خوشی و خرمی و شادی و تنآسانی
هوش مصنوعی: در زندگیات چهار چیز را برایت آرزو میکنم: خوشحالی، شادابی، خوشحال بودن و آرامش.
ز ملک و دولت و شاهی تو باش برخوردار
که هر سه از همه شاهان توراست ارزانی
هوش مصنوعی: از حکومت و مقام و سلطنت برخوردار باش، زیرا که این سه نعمت از تمام شاهان دنیا به تو تعلق دارد.