برگردان به زبان ساده
در زلف تو گوییکه فکند ای صنم چین
چندان زره و حلقه و چندان شکن و چین
هوش مصنوعی: زلف تو مثل این است که بر روی آن زره و زنجیرها و چین و شکنهای زیادی قرار دارد.
آن سنبل مشکینت که پوشید به سنبل
وان پسته نوشینت که افکند به پروین
هوش مصنوعی: آن سنبل خوشبو که تو به آن سنبل اشاره کردی و آن پسته خوشمزهای که تو به ستاره پروین انداختی.
خواهیکه ببینی گل و نسرین شکفته
رو آینه بردار و رخ خویش همی بین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی گل و نسرین را ببینی، آینه را بردار و چهرهی خود را تماشا کن.
گفتم که ز فردوسی و پروردهٔ حوران
نینی که ز یغمایی و پروردهٔ تکسین
هوش مصنوعی: گفتم که به بزرگی فردوسی و زیبایی حوران، نه، بلکه من از یک یغماگر و کسی که در شرایط سخت و دشوار رشد کردهام.
با آن لب شیرین چه دهی پاسخ من تلخ
نیکو نبود پاسخ تلخ از لب شیرین
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع میپردازد که وقتی با زبان شیرین و زیبا صحبت میشود، پاسخ تلخ و ناگواری مناسب نیست. به عبارت دیگر، جواب تلخ در مقابل سخن شیرین نمیتواند خوب و خوشایند باشد.
تا خلق جهان عشق من و حسن تو دیدند
بستند زبان از سخن خسرو و شیرین
هوش مصنوعی: وقتی که مردم جهان عشق من و زیبایی تو را مشاهده کردند، دیگر زبانشان از داستان خسرو و شیرین بسته شد.
گیرم ننشانی ز دلم آتش عشقت
آخر نفسی با من دل سوخته بنشین
هوش مصنوعی: اگر نتوانی آتش عشق تو را در دلم خاموش کنی، لااقل چند لحظه با من بنشین و به دل سوختهام سر بزن.
بگشای در وصلت و در بند در هجر
کز وصل تو شادانم و از هجر تو غمگین
هوش مصنوعی: در را به روی وصال خود بگشا و طناب جدایی را باز کن، زیرا من از رسیدن به تو خوشحالم و از دوریات غمگین.
بستر همه غم باشد و بالین همه حسرت
روزی که مرا بیتو بود بستر و بالین
هوش مصنوعی: تمام دردها و اندوهها در بستر من جا دارد و هرگونه آرزویی که برآورده نشده، بر روی بالین من نشسته است. این حالتی است که روزهایی بدون تو بر من گذشته است و آن زمان، بستر و بالین من تنها و خالی بود.
گوییکه چه فخرست مرا عاشق چون تو
طعنه مزن ای ترک و مکن مشغله چندین
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که وجود تو برای من افتخار بزرگی است، پس ای ترک (یعنی معشوق) به من طعنه نزن و از درگیری و مشغلههای زیاد فاصله بگیر.
این فخر مرا بس که همی وصف تو گویم
در بزمگه شمس ملوکان عَضَدالدّین
هوش مصنوعی: این برای من افتخار بزرگی است که در جمعی با شکوه و با حضور بزرگان، از تو صحبت کنم و تو را توصیف کنم.
شه زادهٔ آزاده علی ابن فرامرز
پشت سپه و مونس سلطان سلاطین
هوش مصنوعی: پسر آزاد و نجیب علی ابن فرامرز، پشتیبان سپاه و همراه سلطانی از سلاطین است.
جد و پدرش را عَضُد و شمس لقب بود
وین هر دو لقب یافت از او رونق و تزیین
هوش مصنوعی: جد و پدرش به عنوان پشتیبان و منبع نور شناخته میشدند و هر دو از او زیبایی و رونقی به دست آوردند.
صافی دل او با شه آفاق چنان بود
با صاحب معراج دل صاحب صفین
هوش مصنوعی: دل او همچون آینهای صاف و زلال بود، مانند ارتباطی که صاحب معراج با پروردگارش داشت و همچنین مانند پیوندی که صاحب صفین با حقیقت داشت.
ایزد دو علی را بگزید از همه عالم
هر دو سپه آرای و هنرمند و به آیین
هوش مصنوعی: خداوند از میان تمام موجودات، علی را به عنوان بهترین انتخاب کرد؛ هر دو علی، سردار و هنرمند هستند و به اصول و آیین خود پایبندند.
آن یار پیمبر به گه صلح و گه جنگ
این یار شهنشه به گه مهر و گه کین
هوش مصنوعی: آن دوست، در زمان صلح و در زمان جنگ، همچون یک پادشاه است که در مواقع محبت و در مواقع دشمنی بهسر میبرد.
آن دین و شریعت ز نبی یافته تعلیم
وین جود و شجاعت ز ملک یافته تلقین
هوش مصنوعی: آموزش اصول دین و شریعت از سوی پیامبر به ما رسیده است، و این لطف و شجاعت از سوی پادشاهان به ما آموخته شده است.
آن سید یاران چه به قدرت چه به کافات
وین سید میران چه به حکمت چه به تمکین
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف دو نوع رهبری و مرجعیت میپردازد. نخست، به سید یاران اشاره دارد که به قدرت و ثروت وابسته است، و سپس به سید میران اشاره میکند که به حکمت و تسلط معنوی بر دیگران تأکید دارد. در واقع، این بیت بیانگر تفاوتهای میان رهبران از نظر جایگاه و ویژگیهایشان است.
ای عاشق رسم تو همه شیعهٔ حیدر
وی شاکر جود تو همه عترت یاسین
هوش مصنوعی: ای عاشق، تو پیرو سیرهٔ حیدر هستی و همهٔ شکرگذاریها را از خانوادهٔ یاسین (پیامبر) میکنی.
میران سپاهت همه چون بهمن و بهرام
گردان مصافت همه چون بیژن و گرگین
هوش مصنوعی: همه فرماندهان سپاه تو همچون بهمن و بهرام هستند و مسیر سفرشان شبیه بیژن و گرگین است.
اصل ملکی را به رسوم تو شناسند
چون اصل خراج ملکان را به قوانین
هوش مصنوعی: مالکیت و اصل داراییها باید بر اساس قواعد و قوانین مشخصی شناخته شود، همانطور که مالیات و خراج مربوط به املاک نیز بر اساس قوانین تعیین میشود.
هر جا که به نام امرا دایره سازند
زان دایره نام تو شمارند نخستین
هوش مصنوعی: هر کجا که در جهان، به نام فرماندهان و بزرگان، دایرهای تشکیل دهند، این دایره ابتدا به نام تو خواهد بود.
گر نور تو پیدا شدی از گوهر آدم
ابلیس بگفتی که به از نار بود طین
هوش مصنوعی: اگر نور تو نمایان شود، ابلیس میگوید که وجود تو از آتش بهتر است.
ور روشنی رای تو پرویز بدیدی
هرگز نشدی شیفته بر آذر برزین
هوش مصنوعی: اگر روشنایی فکر تو را پرویز میدید، هرگز به آذر برزین دل نمیباختی.
ور مِخلَب شاهین شرف دست تو یابد
خورشید رباید ز فلک مخلب شاهین
هوش مصنوعی: اگر چنگال شاهین به دست تو برسد، خورشید از آسمان دزدیده میشود.
هرچند که غزنین و سمرقند دو شهرند
سازی ز سمرقند تو ده کشور غزنین
هوش مصنوعی: هرچند غزنین و سمرقند دو شهر با ویژگیهای خاص خود هستند، اما زیبایی و ارزشهای سمرقند به قدری بالاست که میتواند بر تمام کشور غزنین سایه بیفکند.
هر میر که بر تخت خلاف تو سگالد
از تخت به سجن افتد و از سجن به سجین
هوش مصنوعی: هر حاکمی که بخواهد با تو مخالفت کند، از مقام خود به زندان میافتد و از زندان به عذابهای شدیدتر خواهد رسید.
وان کسکه به عصیان تو ناپاککند دل
مالک دهد اندر سقرش غسل به غسلین
هوش مصنوعی: هر کس که به نافرمانی تو دلش را آلوده کند، به او حکم میشود که در دوزخ بارها و بارها پاک شود.
در معرکه چون گوش سواران مبارز
گاهی ز اجل هان شنو و گه ز ظفر هین
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، گاهی از خطر مرگ باخبر شو و گاهی هم از پیروزی و موفقیت.
در خنجر تو قبه شود قبضهٔ خورشید
بر نیزه تو عقده شود عقدهٔ تنین
هوش مصنوعی: در کارزار تو، چنان قدرت و عظمت وجود دارد که بر اثر ضربههای خنجر تو، خورشید همچون گنبدی بزرگ به زمین میآید و مشکلات و سختیها نیز به واسطه ضربات تو، به شکل یکی از بزرگترین چالشها در میآید.
امروز در این دولت و این ملک مُهَنّا
هر قوم که آیند به کین آخته سکین
هوش مصنوعی: امروز در این سرزمین و این جامعه، هر گروهی که بیاید، آماده جنگ و نبرد است.
از هیبت نام تو همی زود گریزند
کز گفتن لا حول گریزند شیاطین
هوش مصنوعی: به خاطر جلال و عظمت نام تو، به سرعت فرار میکنند، مانند شیاطینی که از گفتن «لا حول» فرار میکنند.
جمشید دلیرانی و خورشید امیران
اُمّید ضعیفانی و فریاد مساکین
هوش مصنوعی: جمشید، نماد دلیران و شجاعت است، در حالی که خورشید، نمایانگر عظمت و رهبری است. امید ضعیفان به جمشید و روشنیاش بسته است، و آنها فریادگران مساکین و نیازمندان هستند.
کردار تو در برج هنر هست کواکب
گفتار تو در باغ ادب هست ریاحین
هوش مصنوعی: عمل تو در زمینه هنر چون ستارهای درخشان است و حرفهایت در دنیای ادب مانند گلها و گیاهان زیبا میباشند.
کردست دل شاه و دل لشکریان قید
لفظ شکر افشانت و طبع گهر آگین
هوش مصنوعی: دل شاه و لشکریان به عشق تو اسیر شده است، و به خاطر زیبایی و طبع نیکوی تو، زبانی جز در ستایش تو نمیتوانند برانند.
رای تو مشاطه است عروسان سخن را
جود تو چو داماد و عطای تو چو کابین
هوش مصنوعی: فکر و نظر تو مانند آرایشگری است که عروس سخن را زیبا میکند. بخشش تو همانند دامادی است که به عروسی میآید و عطای تو مانند مهریهای است که برای عروس تعیین شده است.
هرگز نرسد در صفت جود تو وهمم
گر خاطر من اسب بود فکرت من زین
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم به وصف و بخشش تو برسیم، حتی اگر خیال من مانند اسب سریع باشد، افکارم به هیچوجه نمیتواند به دامنه تو نزدیک شود.
تا با شه شطرنج گه تعبیه بر نطع
باشد فرس و بیدق و فیل و رخ و فرزین
هوش مصنوعی: تا زمانی که بازی شطرنج با مهرههای مختلف بر روی زمین مخصوص آن برگزار شود، شامل اسب و پیاده و فیل و رخ و وزیر است.
ابر نطع ظفر باد سر تیغ تو کرده
شاهان مخالف را شه مات به نعتین
هوش مصنوعی: ابر به عنوان سپر پیروزی تو قرار گرفته، و باد نیز به خط تیز شمشیر تو احترام گذاشته است. این وضعیت باعث شده که شاهان دشمن در برابر قدرت تو به زانو درآیند و در واقع مغلوب شوند.
احباب تو چون شاخ گل اندر مه نیسان
اعدای تو چون بر برگ رز اندر مه تشرین
هوش مصنوعی: دوستان تو مانند گلهای زیبا در بهار هستند، در حالی که دشمنانت مانند برگهای گل در پاییز، با زوال و کاهش جذابیت، به نظر میرسند.
از تاجوران بر تو ثنا وز فلک احسنت
وز ناموران بر تو دعا وز فلک آمین
هوش مصنوعی: از بزرگمردان برای تو ستایش میگویند و آسمان بر تو احسان دارد. بزرگان برای تو دعا میکنند و آسمان آمین میگوید.