برگردان به زبان ساده
عید را با مهرگان هست اتفاق و اتصال
هر دو را دارند اهل دولت و ملت به فال
هوش مصنوعی: عید و مهرگان به هم مرتبط و هماهنگ هستند و هر دو برای مردم و دولت اهمیت دارند.
اتفاق و اتصال هر دو بر ما خرم است
مرحبا زین اتفاق و حبذا زین اتصال
هوش مصنوعی: هر دو رویداد و ارتباطی که میان ما وجود دارد، برای ما خوشایند و خرم است. به خاطر این همنشینی و این ارتباط خوشحال هستیم.
عید آیینی است کز وی هست ملت را شرف
مهرگان رسمی است کزوی هست دولت را جمال
هوش مصنوعی: عید یک مناسبت باارزش است که به ملت اعتبار و شرف میبخشد، و مهرگان نیز سنتی است که به دولت زیبایی و عظمت میدهد.
آن یکی دارد بدین اندر ز پیغمبر نشان
وین دگر دارد به ملک اندر ز افریدون مثال
هوش مصنوعی: یکی از آنها نشان پیغمبر را دارد و دیگری به مانند افریدون در سلطنت و حکومت است.
هر دو منشور نشاط و خرمی آوردهاند
بیش تخت خسرو نیک اختر نیکو خصال
هوش مصنوعی: هر دو باعث شادی و خوشی آمدهاند، آنها هم به میزان تخت سلطنت خسرو، با ویژگیهای نیکو و خوب.
آفتاب نسل سلجوق ارسلان ارغو که هست
تا قیامت بیغروب و بیکسوف و بیزوال
هوش مصنوعی: آفتاب نسل سلجوقی ارسلان ارغو همیشه در آسمان خواهد درخشید و هرگز غروب نخواهد کرد، نه کسوفی خواهد داشت و نه زوالی.
آن جهانداریکه یک تن نیست اندر شرق و غرب
یا به میری یا به دولت یا به ملک او را همال
هوش مصنوعی: جهانداری که تنها یک فرد نیست، نه در شرق و نه در غرب، یا به عنوان یک فرمانروا یا به عنوان یک حاکم شناخته میشود، او در واقع هماندیشهای با دیگران است.
باز عدلش گرچه اکنون شرق دارد زیر پر
چون به پرواز اندر آید غربگیرد زیر بال
هوش مصنوعی: عدالت او虽然 در حال حاضر به شرق متمایل است، اما زمانی که به پرواز درآید، غرب را هم زیر بال خود میگیرد.
در خلاف او قدم برداشتن باشد حرام
کز پدر ملک جهان دارد به میراث حلال
هوش مصنوعی: اگر در جهت مخالفت او اقدام کنی، عملی ناپسند و ممنوع است؛ زیرا او از پدرش سلطنت جهان را بهصورت حلال به ارث برده است.
دولت او هست چون تقدیر ایزد لَم یَزَل
هرچه باشد لم یزل ناچار باشد لایزال
هوش مصنوعی: خوشبختی او مانند سرنوشت خداوند است که همیشه وجود دارد و هر آنچه هست، ناچار باید پایدار بماند.
هرکه بیرون شد ز عدلش زین جهان بیرون نشد
تا ندید از دولت او دستبرد وگوشمال
هوش مصنوعی: هر کسی که از عدالت بیرون برود، نمیتواند به راحتی از این دنیا جدا شود تا اینکه عواقب و تأثیرات ناعادلانهاش را ببیند و درس عبرتی بگیرد.
تا کی از شهنامه و تاریخ شاهان کهن
تاکی از دیو سفید و رستم و سیمرغ و زال
هوش مصنوعی: تا چه زمان باید به داستانها و تاریخ شاهان قدیم و افسانههایی چون دیو سفید، رستم، سیمرغ و زال توجه کنیم؟
کس ندید از قاف تا قاف جهان سیمرغ و دیو
قیل و قال است این چرا باید شنیدن قیل و قال
هوش مصنوعی: هیچکس از انتهای قاف تا انتهای قاف جهان نمیتواند سیمرغ و دیو را ببیند، این قیل و قالها و حرف و حدیثها چه نیازی به شنیدن دارند؟
قصهای باید شنید و دفتری باید نوشت
کاندرو باشد عجایب و آن عجایب حسب حال
هوش مصنوعی: داستانی باید روایت شود و کتابی باید نوشته شود که پر از شگفتیها باشد و آن شگفتیها با وضعیت و حال افراد هماهنگ باشد.
حسب حال با عجایب فتح شاه مشرق است
وآن شجاعتها که او بنمود هنگام قتال
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف رفتار و ویژگیهای یک شاه میپردازد که در هنگام جنگ و نبرد، شجاعت و دلاوریهای فوقالعادهای را از خود نشان میدهد. او در پیچیدگیها و دشواریهای میدان جنگ، به گونهای عمل میکند که حیرت و شگفتی دیگران را برمیانگیزد. در واقع، این شاه به عنوان نمایندهای از پیروزی و قابلیتهای خارقالعاده در عرصه نبرد به تصویر کشیده شده است.
آنچه در سی سال نتواند نمودن هیچ شاه
او ز مردی و هنرمندی نمود اندر سه سال
هوش مصنوعی: هر چیزی که هیچ شاهی در طول سی سال نتوانسته به دست آورد، یک مرد با هنر و توانایی میتواند در تنها سه سال به دست آورد.
هیبت او دست مکاران و محتالان ببست
کس نیارد گشت اکنون گرد مکر و احتیال
هوش مصنوعی: هیبت و عظمت او باعث شده است که مکاران و فریبکاران نتوانند اقدام کنند و هیچکس نمیتواند به دور ترفندها و نیرنگها بیفتد.
ور کسی خواهد که گردد گو بیا بنگر نخست
قصهٔ تیر دو شاخ و قصهٔ چاه و جوال
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد که بداند چه باید بکند، بهتر است ابتدا به قصه تیر دو شاخ و داستان چاه و جوال توجه کند و آنها را بررسی کند.
هر که با تیغ جهانگیرش نماید سرکشی
گر بماند زنده جان و تن بر او باشد وبال
هوش مصنوعی: هر کسی که با قدرت و تسلطش در برابر دیگران سرکشی کند، اگر حتی زنده بماند، برای او عواقب و مشکلاتی بهوجود خواهد آمد.
رنگ آب و فعل آتش هر دو اندر تیغ اوست
سرکشی با آب و آتش در خرد باشد محال
هوش مصنوعی: آب و آتش هر دو تحت کنترل او هستند و هرگونه سرکشی و نافرمانی در برابر آنها تنها از عقل نادرست برمیآید.
مرکبش را هر کجا باشد مجال تاختن
وهم مردم را نباشد گِرد گَرد او مجال
هوش مصنوعی: هر کجا که مرکب او قرار گیرد، فرصتی برای دویدن و تاختن ندارد و مردم نمیتوانند به دور او جمع شوند.
آفرین بر مرکبش کاو را سزد پروین لگام
مشتری زین و مجره تنگ و ماه نو نعال
هوش مصنوعی: ستایش برای اسبی که بایدش ستاره پروین افسار باشد و دارای زین و لجام زیبا. در عین حال فضای تنگ و عدم وجود کامل ماه نو باعث جذابیت و زیبایی او شده است.
نه نهنگ و با نهنگان آب خورده در بحار
نه پلنگ و با پلنگان خواب کرده در جبال
هوش مصنوعی: نه نهنگ در دریاست و نه پلنگ در کوهستان، بلکه هر کدام تنها زندگی خود را می کنند و با موجودات همنوع خود در ارتباط نیستند.
پاک دندان تیز چشم آهخته گردن خُرد گوش
سخت سم محکم قوایم پهنپشت آگنده یال
هوش مصنوعی: دندانهای سفید و تیز، چشمی خیره و نگاه جذاب، گردنی که شاید زیبا و کمرنگ باشد، گوشهای حساس و سمهای قوی. من با بدنی پهن و نیرومند، خود را آماده و پر از انرژی میبینم.
نه ز سیر او را قرار و نه ز دور او را شکیب
نه ز رزم او را نهیب و نه ز صید او را ملال
هوش مصنوعی: نه از رفت و آمد او آرامشی دارم و نه از دوریاش صبری. نه از جنگ و ستیز با او ناراحتی احساس میکنم و نه از شکار و به دست آوردنش کلافه میشوم.
در دو پای او تو پنداری دبورست و صبا
در دو دست او تو پنداری جنوب است و شمال
هوش مصنوعی: در نگاه تو، هر دو پای او به شکل مگسی سریع و تند به نظر میرسد و هر دو دست او را مانند وزش باد از سمت جنوب و شمال میپنداری.
این چنین مرکب نشاید جز ملک را تا بر او
گه به سوی صید تازد گه به جنگ بدسگال
هوش مصنوعی: این مرکب مناسب کسی غیر از پادشاه نیست، زیرا او هم به شکار میرود و هم به جنگ با دشمنان میپردازد.
ای ز صد گردون قوی تر تیغ تو روز نبرد
وی ز صد دریا سخیتر دست تو روزنوال
هوش مصنوعی: تو در نبرد همچون تیغی قویتر از هزاران آسمان هستی و در بخشش و سخاوت، دستت از هزاران دریا بزرگتر و سخاوتمندتر است.
از تو هنگام فضیلت فرق باشد تا ملوک
همچنان کز شیر شرزه فرق باشد تا شغال
هوش مصنوعی: زمانی که تو به فضیلت و بزرگمنشی میرسی، وضعیت تو با آنچه که ملوک و شاهان دارند، متفاوت خواهد بود. این تفاوت، مانند تفاوت یک شیر نیرومند با یک شغال است.
قلعهٔ بخت تو را برگنبد فیروزه رنگ
ماه زیبد پاسبان و مهر شاید کوتوال
هوش مصنوعی: قلعهٔ بخت تو زیر گنبد آسمان آبی چنان درخشان است که نگهبان و مهر و محبت، شاید خود را به عنوان حافظ و نگهبان تو درآورند.
خواسته تا خواسته بخشی همیگویی مگر
از جهان برداشتی یک بارگی رسم سؤال
هوش مصنوعی: آیا میتوانی بگویی که در این برهه از زمان، چه چیزی از دنیا به دست آوردهای که به سوالاتت پاسخ بدهی؟
کار عالم را همی جود تو سازد سربهسر
جود توگویی معیل است و همه عالم عیال
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این مفهوم است که همه کارها و امور در جهان به دست بخشندگی و جود خداوند انجام میگیرد. به نوعی میتوان گفت که تمام عالم به نوعی تحت تاثیر رحمت و نعمتهای الهی قرار دارند و همه موجودات مانند خانوادهای هستند که بینیاز از بخشش خداوند نمیتوانند زندگی کنند.
آمد آن فصلیکه از تاثیر او در بوستان
دیبهٔ زربفت پوشیدست پنداری نهال
هوش مصنوعی: فصل جدیدی فرارسیده است که در آن تأثیر او باعث شده در باغ، نهالی که دیبای زربفت به آن پوشانده است، رویش کند.
باغ هست اکنون ز برگ زرد پر زرّ درست
وز شکوفه بود در نوروز پرسیم حلال
هوش مصنوعی: باغ امروز پر از برگهای زرد و گلهای زیبا است. در این روزهای نوروز به دنبال کسب حلال هستیم.
زاغ گویی محتسب شد کز نهیب زخم او
بلبل رامشگر اندر بوستان ماندست لال
هوش مصنوعی: زاغ به گونهای صحبت میکند که گویی نگهبان شده و از شدت درد و زخمها، بلبل که خوانندهای خوش صداست، در باغ به حالت سکوت درآمده است.
نار شد بازارگان وز لعل دامن کرد پر
سیب دلبرگشت وز شنگرف زد بر روی خال
هوش مصنوعی: بازرگان دل به عشق میدهد و از لعل دامن، یعنی از زیبایی و جذابیت معشوق، پر میشود. دلبران، مثل سیبهای خوشبو و ناب، دلبری میکنند و زیبایی و خوشرنگی بر روی خالهای صورتشان خود را نشان میدهد.
آب گویی در شمر حراقهٔ چینی شدست
کاندرو چشم جهان بین از صور بند خیال
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که همچون آب که در ظرفی چینی و شکننده قرار داده شده، چشم انسان در دام تصورات و خیالات محدود گیر کرده است. در واقع، بیانگر ضعف و شکنندگی دنیای خیال و تصورات است که مانع دیدن حقیقت و واقعیت میشود. انسان به جای مشاهده واقعیتها، گرفتار تجسمات و خیالات مربوط به دنیای خود شده است.
در چنین فصلی سزد گر گوهری گیری به دست
گوهری کاو را وطن در آبگینه است و سفال
هوش مصنوعی: در چنین زمانی شایسته است که جواهر باارزشی به دست آوری، چرا که آن جواهر کسی است که زادگاهش در میان شیشه و سفال است.
هست فرزند رزان لیکن ز عکس و روشنی
آفتابش هست عَمّ و ماهتابش هست خال
هوش مصنوعی: فرزندانی در زیرزمین وجود دارند، اما نور و تابش آفتابشان موجب روشنی و زیبایی آنهاست. این زیبایی و نور، همچون نقش و لکهای در چهرهشان نمایان است.
هرکس اندر مهرگان پیش تو آرد خدمتی
خدمت مداح تو شعری است چون آب زلال
هوش مصنوعی: هر کسی که در جشن مهرگان خدمت و احترامی برای تو بیاورد، آن خدمت مانند شعری است که به زیبایی و پاکی آب زلال است.
همچنان شعری که در محمود گوید عنصری:
«مهرگان آمدگرفته فالش از نیکی مثال»
هوش مصنوعی: هنگامی که مهرگان (جشن پاییز) میرسد، زندگی و خوبیها به ما نمایان میشوند و به ما یادآوری میکنند که بر اساس نیکی و خوبی باید رفتار کنیم.
باد با تیغ تو نصرت را به رزم اندر قران
باد با جام تو عشرت را به بزم اندر وصال
هوش مصنوعی: باد به عنوان نماد پیروزی، با شمشیر تو در میدان جنگ به یاری میآید و در کنار آن، با جام تو شادی و سرور را در لحظههای وصال و دوستی به ارمغان میآورد.
چشم پیروزی همیشه بر مه منجوق تو
چون شب شوال چشم روزهداران بر هلال
هوش مصنوعی: چشمهای پیروزی همواره به زیبایی و درخشش تو شبیه است، مانند اینکه روزهداران منتظر دیدن هلال ماه شوال هستند.