برگردان به زبان ساده
شهیکه دولت باقی بدوگرفت جلال
شهیکه ملت تازی به او فزود جمال
هوش مصنوعی: پادشاهی که درخشش و سعادت همیشگی دارد، جلالش را از اوان گرفته است و پادشاهی که ملت او را میستاید، زیباییاش افزون میشود.
خجسته ملت تازی چنو جمال ندید
چنانکه دولت باقی چنو ندید جلال
هوش مصنوعی: ملت عرب خوششانس است که هیچگاه زیبایی چون او را ندیده، همانطور که دولت پایدار، عظمت او را مشاهده نکرده است.
چو مشتری است مگر طلعت مبارک او
که خلق را نظر او مبارک است به فال
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش خوش بخت باشد، مانند باران رحمت بر مردم میبارد و نگاه او برای همه نیکو و خوشیمن است.
به سان آینهٔ روشن است خاطر او
ضمیر و سر همه هست اندرو چو خیال
هوش مصنوعی: دل او مانند آینهای صاف و روشن است و در آن تمام اسرار و موضوعات مهم وجود دارد، همچون خیال و تصوراتی که در ذهن میپرورانیم.
همای همت او فرخ و همایون است
به شرق دارد پر و به غرب دارد بال
هوش مصنوعی: پرندهای که نماد تلاش و اراده است، خوشبخت و نیکو کار است. او در سمت شرق پرواز میکند و در سمت غرب بال میزند، نشان از توانایی و حرکت به سوی مقصدهای مختلف دارد.
فریضه شد چو شهادت ثنای او گفتن
کسی که هر دو نگوید زبانش گردد لال
هوش مصنوعی: وقتی شهادت به حق و ستایش او واجب شود، کسی که هر دو را نگفته باشد، زبانش بیصدا خواهد شد.
اسیر کرد هر آن خصم را که گفت برو
امیر کرد هر آن بنده را که گفت تَعال
هوش مصنوعی: هر کسی که به او گفته میشود برود، به دشمنی تبدیل میشود و هر بندهای که از او دعوت شود تا بیاید، به مقام و مرتبهای والاتر میرسد.
ز مهر و خدمت او بندگان شوند عزیز
که او شدست عزیز مُهَیمَن متعال
هوش مصنوعی: افرادی که به محبت و خدمت او مشغولند، محترم و عزیز میشوند، زیرا او خود بزرگ و محبوب است.
مگر که بخشش آمال در پرستش اوست
که بر موافق بخشش همیکند آمال
هوش مصنوعی: شاید تنها در پرستش اوست که امیدها تحقق مییابند، چرا که او بر اساس بخشش، آرزوها را برآورده میسازد.
مگر که قسمت آجال در عداوت اوست
که بر مخالف قسمت همیکند آجال
هوش مصنوعی: این جمله اشاره دارد به این که اگر هر کسی در عداوت و دشمنی با دیگری باشد، ممکن است سرنوشتش به گونهای رقم بخورد که با وجود تمام تلاشها و نقشهها، باز هم در برابر آن دشمن تسلیم شود. به عبارتی، تقدیر و سرنوشت گاهی بر خلاف میل و اراده انسانها عمل میکند.
فتوح و نصرت او سر به سر همه عجب است
عجبتر از همه آن فتحها که کرد امسال
هوش مصنوعی: پیروزیها و کمکهای او همگی شگفتانگیز است، اما شگفتانگیزتر از همه آن پیروزیهایی که امسال به دست آورد، به نظر میرسد.
بساخت آلت عدل و بسوخت آفت ظلم
بکِشت تخم هدی و بکُشت شمع ضلال
هوش مصنوعی: خیلی از ابزارهای عدالت ساخته شده و ظلم همچون آتش نابود شده است. همچنین بذر هدایت کاشته شده و در مقابل، چراغ گمراهی خاموش شده است.
به شام والی بگماشت تا فرستد حمل
به روم عامل بنشاند تا گزارد مال
هوش مصنوعی: والی در شام قرار داده شد تا برای فرستادن محمولهای به روم اقدام کند و همچنین فردی را هم معرفی کند تا امور مالی را مدیریت کند.
درین خجسته سفر روم خواست از قیصر
دگر سفرکند و هند خواهد از چیپال
هوش مصنوعی: در این سفر خوشایند، روم تصمیم دارد که از قیصر جدا شود و به سفر دیگری برود و به هند برسد.
زهی ستوده صفت شهریار کشور گیر
زهی خجسته سیر پادشاه دشمن مال
هوش مصنوعی: ستایش بر این پادشاه بزرگ که دارای صفات نیکو است و کشور را در قبضه خود دارد. شادی برای این پادشاه که دشمنان را در هم میشکند و به خوبی و سعادت میرسد.
تو را روا ست که خوانند شاه پاک نسب
تورا سزاست که خوانند شاه خوب خصال
هوش مصنوعی: شایسته است که تو را با عنوان پادشاه نسب پاک بخوانند و همچنین تو را به عنوان پادشاهی با نیک خصائل بشناسند.
کدام خصم تو را دید کاو نگشت شکار
کدام شیر تورا دید کاو نگشت شغال
هوش مصنوعی: کدام دشمنی را دیدهای که به طعمهاش تبدیل نشود؟ کدام شیر تو را دیده که به شغال تبدیل نشده باشد؟
اگر چو مار بد اندیش تو بر آرد سر
از او دمار برآری چو مهدی از دجال
هوش مصنوعی: اگر بداندیشی مانند مار سر بلند کند، تو نیز مانند مهدی، دجال را از میان بردار.
کسی که با تو دلش چون الف نباشد راست
زهیبت تو شود قامتش خمیده چو دال
هوش مصنوعی: اگر کسی نسبت به تو احساس و دلگرمی نداشته باشد، به راستی در برابر زیبایی و شکوه تو، قامت او به اندازه حرف "دال" خمیده و ناتوان خواهد بود.
ز فر تو ملکا وز نسیم فروردین
شدست روی زمین سر بهسر بهشت مثال
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، زمین همچون بهشتی کمال یافته است و مانند نسیم فروردین، لطافت و سرسبزی به خود گرفته است.
سرشک باران برگل فتاده گویی هست
به لعلبر زده از زیبق مُصَعَّد خال
هوش مصنوعی: باران بر روی گلها افتاده و به نظر میرسد که لکهای شبیه به طلا یا سنگ قیمتی، به خاطر زیبایی آن، روی گلها نقش بسته است.
به سوی دجله نگهکن که همچو زلف بتان
شدست آب شکن برشکن زباد شمال
هوش مصنوعی: به دجله نگاه کن که آبش مثل زلف زیبای بتها به هم ریخته و با بادی که از شمال میوزد، در حال تلاطم و شکسته شدن است.
شراب آب حیات است و کرد باید جام
بر آب دجله زآب حیات مالامال
هوش مصنوعی: شراب نماد زندگی و شادابی است، و باید لیوان را از آب دجله پر کرد تا از این زندگی سرشار شود.
اگر ز چرخ کند خصم غیبهای بر خویش
خدنگ وهم تو آن غیبه راکند غربال
هوش مصنوعی: اگر دشمنی از دایره روزگار به تو آسیب برساند، تو میتوانی با فکر و تخیل خود، آن آسیب را از بین ببری و آن دشمنی را از خود دور کنی.
زبهر حشمت تو آسمان همی سازد
لگام اسب تو را از ستاره طرف و دوال
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و عظمت تو، آسمان به خود زحمت میدهد تا لگام اسب تو را از ستارهها بسازد و به آرامی به تو هدایت کند.
وگر تو رای کنی از بروج بفرستند
به استران تو نعل و به اشتران خلخال
هوش مصنوعی: اگر تو تصمیم بگیری که از نقاط دور برای تو سم و زین بفرستند، مثل نعل برای اسبها و زین برای شترها.
بیافرید ز بهر چهار چیز تو را
مقدری که بهقدرت هدی دهد زضلال
هوش مصنوعی: خداوند تو را برای چهار هدف خلق کرده و برایت تقدیری قرار داده که به وسیله قدرت الهی، راهنماییات کند تا از گمراهی دور بمانی.
زبهر رامش خلق و زبهر کوشش حق
زبهر ورزش عدل و زبهر بخشش مال
هوش مصنوعی: برای شادی و خوشنودی مردم و همچنین برای تلاش در راه حق، به منزلهٔ برگزاری عدالت و بخشیدن مال.
یکی به روز ضیافت یکی به روز سلام
یکی به روز مَظالِم یکی به روز نَوال
هوش مصنوعی: در زندگی، برای هر روز و موقعیتی موضوعی خاص وجود دارد. یک روز برای مهمانی و جشن، روزی دیگر برای دید و سلام و احوالپرسی، یک روز برای رسیدگی به حقوق و مظالم، و روزی دیگر برای بخشش و لطف.
وبال و وِزر مدان شغل خویش را وبران
که نیست مصلحت کار خلق وزرو وبال
هوش مصنوعی: کار خود را بیهوده و سنگین نکن، زیرا این کار به نفع مردم نیست و موجب زحمت و دردسر میشود.
صحیفهای که تو در مصلحت سیاه کنی
کند سپید به محشر صحیفهٔ اعمال
هوش مصنوعی: کتابی که تو در آن کارهای بد خود را به نفع خود توجیه میکنی، در روز قیامت به وضوح و روشنی نیکیها و بدیهایت را نمایان خواهد کرد.
خلاف نیستکه زایل شدست انس دلت
ازین مصیبت هایل که اوفتاد امسال
هوش مصنوعی: دوست عزیز، در این سال سخت و دشوار، بعید نیست که عشق و وابستگی دلت از میان رفته باشد.
کریمهای که بدو خانهٔ تو بود به پای
اگر ز پای بیفتاد بر در آجال
هوش مصنوعی: زنی با شخصیت و محترم که به خانهات آمده بود، اگر به زمین بیفتد، در درب منزلت خواهد بود.
به صبر کوش در این رنج و شکر کن به خدای
که هست دست تو بر حلقهٔ در آمال
هوش مصنوعی: در مواجهه با درد و رنج، باید صبور باشی و از خداوند سپاسگزار باشی، زیرا تو خود را به آرزوهایت نزدیک کردهای و در این مسیر، درب آنها به رویت باز است.
چو غمگسار تو را روزگارگفت برو
سپهر گفت به روح لطیف او که تعال
هوش مصنوعی: وقتی دنیا به تو میگوید که غمگسار تو هستم، به آسمان میگوید که برو و به روح لطیف تو احترام بگذارد.
سبهر خواستکه روح لطیف او به بهشت
بقای شخص تو خواهد ز ایزد متعال
هوش مصنوعی: آسمان آرزو دارد که روح نازک و لطیف تو به بهشت جاودان برود که این نعمتی است از سوی خداوند بزرگ.
کمال عقل تو آهسته داشت عقل تورا
که تا تحمل کردی مصیبتی به کمال
هوش مصنوعی: عقل تو به آرامی و به تدریج به کمال رسیده است، زیرا توانستهای مصیبتی را تحمل کنی که باعث رشد و تقویت عقل تو شده است.
تو از رجالی و اَجرام چرخ را رسم است
که کارهای عظیم آورد به پیش رجال
هوش مصنوعی: تو از شخصیتهای بزرگ هستی و تقدیر آسمان به گونهای است که کارهای بزرگ را به پیش مردان بزرگ میآورد.
خبر مگوی که دی حالها چگونهگذشت
نشان مجوی که فردا چگونه باشد حال
هوش مصنوعی: در مورد گذشته صحبت نکن و از نشانههایی که ممکن است درباره آینده بگوید دوری کن.
چوکارهای تو بر استقامت است امروز
مبند بیهده دل در تغیّر احوال
هوش مصنوعی: امروز به کارهایت استقامت بده و بیهوده نگران تغییرات اوضاع نباش.
بزرگوارا دانی که در صناعت شعر
مرا به لفظ و معانی تَوّسع است و مجال
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، آیا میدانی که در هنر شعر، من توانایی زیادی دارم و در این زمینه دستم باز است؟
مدایح تو چنانگفتهام که تا محشر
زمانه بر سر هر یک همی نویسد قال
هوش مصنوعی: مدح و ستایشهایی که برای تو گفتم، به گونهای است که تا روز قیامت بر سر هر کدام از آنها نوشته خواهد شد.
رسید وقتکه از پیش خدمت تو شوم
به حضرت ملک ملک بخش اعدا مال
هوش مصنوعی: زمانی فرامیرسد که باید به درگاه تو بروم و در پیشگاه ملک و صاحب داریم مال و دارایی اهداء کنم.
ز شکر و مدح تو خالی همی نخواهم داشت
زبان شکرگزار و ضمیر مدح سگال
هوش مصنوعی: من هرگز زبانم را از شکرگزاری و ذهنم را از ستایش تو خالی نخواهم گذاشت.
ضمیر منگهر مدح تو چنان سنجد
که در ترازوی او مشتری بود مثقال
هوش مصنوعی: ضمیر من به قدری تو را میستاید که اگر آن را در ترازوی خیال قرار دهی، ارزشش به اندازهای خواهد بود که معادل یک مثقال باشد.
چنانکه خاطر من شکر نعمت توکند
درخت تازه کند شکر ابر و باد شمال
هوش مصنوعی: چنان که فکر من به قدری شکرگزار نعمت تو است که درخت بهاری در برابر باران و باد شمالی شکرگزاری میکند.
همیشه تاکه به نوروز شمس را بر چرخ
بود ز برج شرف مهد و از سحاب جلال
هوش مصنوعی: همواره تا وقتی که به روز نوروز میرسیم، خورشید در آسمان بر روی مدار بلندی قرار دارد و از ابرهای با عظمت جلوهگری میکند.
چو شمس باد همه ساله دولت تو بلند
جلال او ز معالی و مهد او ز جلال
هوش مصنوعی: چهرهٔ خورشید، همیشه بخت و سعادت تو را بلند و عظیم نشان میدهد. جلال و شکوه او از مرتبههای بلندی است و مهد او نیز پر از عظمت است.
زمانه کرده به تو جامهٔ هنر مُعلَم
ستارهکرده به تو نامهٔ ظفر ایصال
هوش مصنوعی: دوران و زمان به تو لباس هنر پوشانده است و معلم به تو نامهای از پیروزی و موفقیت فرستاده است.
جهان متابع تو بِالعَشّی وَالابکار
فلک مسخر تو بِالغُّدو وَالاصال
هوش مصنوعی: دنیا در صبح و شام تابع فرمان توست و آسمان در صبح و عصر زیر سلطه تو قرار دارد.
ایا عداوت تو نشتری که اعدا را
ز سوی دیده گشاید همی رگ قیفال
هوش مصنوعی: آیا دشمنی تو به قدری شدید است که همانند نیشی، دشمنان را از دید خود پاره کند و رگ گردن آنها را بزند؟
نماند زنده کسی کاو عداوت تو گزید
و گر بماند بر او عمر گشت تلخ و وبال
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از عداوت تو جان به در برد و اگر هم باقی بماند، عمرش پر از تلخی و مصیبت خواهد بود.
هلال تیره شود بر فلک ز مرکب تو
هلال شکل کند خاک تیره را به نعال
هوش مصنوعی: ماه نوعی تیره و تار میشود بر آسمان، زمانی که سوار بر اسب تو به سمت او بروی. خاک تیره نیز به شکل هلال درمیآید با پاشیده شدن دُم اسب تو.
موافق سپر و نعل مرکب تو شدست
مه سما که شود گاه بدر و گاه هلال
هوش مصنوعی: ماه آسمان مانند سپر و نعل اسب تو شده است، گاهی به شکل کامل و درخشان (بدر) ظاهر میشود و گاهی به شکل هلال.
زمانه با تو بهر وقت کرده باد نشاط
نشاط با تو بهر حال کرده باد وصال
هوش مصنوعی: دنیا همیشه با تو خوشی و شادابی داشته باشد و شادی نیز همیشه به خاطر وجود تو باشد.
ز بوستان مراد تو دور باد خزان
زآفتاب بقای تو دور باد زوال
هوش مصنوعی: از باغ آرزوهایت دور باشد فصل خزان، و از تابش خورشید جاودانگیت دور باد زوال و نابودی.