برگردان به زبان ساده
خدایگان وزیران تویی به استحقاق
غیاث دولت عالی تویی علی الاطلاق
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ و یگانه، تویی که شایستگی برترین حکومت را داری و در تمامی ابعاد، باعث نعمت و رحمت برای مردم هستی.
نظام نیست مبارکتر از تو در اسلام
هُمام نیست همایونتر از تو در آفاق
هوش مصنوعی: هیچ نظامی در اسلام به اندازه تو خوشبخت و سعادتمند نیست و هیچ کس در جهان به اندازه تو بزرگ و ارجمند نیست.
شرفگرفت به شاه تو دودهٔ سلجوق
خطر گرفت به جاه تو گوهر اسحاق
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که نژاد و خاندان سلجوقی به خاطر شرافت و مقام شاه شما به اعتبار و عظمت دست یافتهاند، و مانند جواهر اسحاق که ارزشمند و گرانبهاست، جایگاه و مقامشان با ارزش و مهم گردیده است.
شدست اصل محامد زنام تو مشتق
شدست بخت مساعد به روی تو مشتاق
هوش مصنوعی: اصل خوبیها از نام تو سرچشمه گرفته و بخت خوش به خاطر دیدن تو شوق و اشتیاق دارد.
چو در مدیح تو دولت زبانگشاده به نطق
به خدمت تو سپهر از مجره بست نطاق
هوش مصنوعی: زمانی که در ستایش تو، زبان به گفتار میآید، به خاطر خدمت و احترامی که برای تو قائل هستند، آسمان نیز از مدار خود به دور میشود.
فلک چوکار ممالک به تو مفَوَّضکرد
حوالهکرد به تو رزق بندگان رزاق
هوش مصنوعی: آسمان و ستارهها امور کشورها را به تو واگذار کردهاند و روزی بندگان را به تو سپردهاند.
زکلک تو در ارزاق بندگان بگشاد
که کلک توست کلید خزانهٔ ارزاق
هوش مصنوعی: به سبب حیله و هوش تو، در روزی بندگان باز شد، چون کلک و نواخت تو، کلید خزانهٔ روزیهاست.
بر آسمان شده ای از زمین به قدر بلند
جنانکجا شب معراج مصطفی به براق
هوش مصنوعی: تو به اندازهای از زمین بلند شدهای که گویی در آسمانها قرار داری؛ مانند شب معراج پیامبر که بر اسب آسمانی براق سوار شد.
بلند قدر تو گر صورتی شود به مثل
ز بس بلندی در ساق عرش ساید ساق
هوش مصنوعی: اگر نیکو صورت و قد بلندی داشته باشی، طوری که در آسمان بلندی به نمایش درآید، این بلندی باعث میشود که حتی در مقامات بالا نیز تأثیرگذار باشی.
وزیر آن مَلِکستی که گر نشاط کند
شدن ز ملک خراسان به سوی ملک عراق
هوش مصنوعی: وزیر آن پادشاهی است که اگر آرامش و خوشحالی یابد، به سمت سرزمین عراق از خراسان حرکت میکند.
بود ز مرو علم تا به مَروه و زمزم
بود ز بلخ سپه تا به کَرخ و بابالطاق
هوش مصنوعی: علم و دانش از مرو تا مروه در دسترس بود و نیرو و قدرت از بلخ تا کرخ و بابالطاق گسترده بود.
شوند پیش رکابش سران روم و عرب
چو بندگان کمر بسته خاضِعُ الاَعناق
هوش مصنوعی: در برابر او، سران روم و عرب مانند بندگانی که کمر بسته و با گذاشتن سر به پایین خود را تسلیم کردهاند، حاضر میشوند.
عروس عقد تو را با زمانه بست قضا
درست عقدی کان عقد را مباد طلاق
هوش مصنوعی: عروس پیوند تو را سرنوشت با دنیا فراهم کرده و این پیوندی است که هیچگاه منحل نخواهد شد.
هدایت فلک است آن عروس را هدیه
قبول شاه قباله صداقت تو صداق
هوش مصنوعی: در این شعر به زیبایی و ارزشمندی عروسی اشاره شده که هدایت و روشنی در زندگی فراهم میآورد. همچنین به نقشی که صداقت و درستکاری فرد در این رابطه دارد، تأکید میشود. در واقع، عروسی نمادی از یک پیوند مقدس و محترم است که با صداقت و وفاداری همراه است.
درین حدیث زکس نیست اختلاف و خلاف
که یکدل اند بزرگان به اتفاق و وفاق
هوش مصنوعی: در این موضوع هیچ گونه اختلاف و نزاعی وجود ندارد، زیرا بزرگترها با یکدل و بهطور توافقی نظر یکسانی دارند.
خلاف شاه و خلاف تو آن گروه کنند
که در خدا و پدر گشتهاند عاصی و عاق
هوش مصنوعی: گروهی که در برابر خدا و پدر خود نافرمانی کردهاند و عاصی بودهاند، برخلاف شاه و برخلاف تو عمل میکنند.
برابر سَخَطِ تو بر اوفتد آتش
به جان دشمن بدخواه و حاسد زرّاق
هوش مصنوعی: در برابر خشم و نارضایتی تو، آتش در جان دشمنان بدخواه و حسود خواهد افتاد.
چنانچه درفتد آتش برابر خورشید
چو بر نهند به حرّاقه پنبهٔ حرّاق
هوش مصنوعی: اگر آتش به اندازهی نور خورشید درخشان شود، مانند زمانی است که پنبه را در آتش میسوزانند.
کنند خلق به اقدام قصد خدمت تو
بدین سبب بود اقدام بهتر از احداق
هوش مصنوعی: مردم به خاطر تو و برای خدمت به تو اقدام میکنند، و به همین دلیل، تلاش و کوشش کردن برای تو از انتظار و بیعملی بهتر است.
به نعمت توکه جوید همی سعادت چرخ
وصال آن که نجوید ز خدمت تو فراق
هوش مصنوعی: فقط کسی که به نعمتهای تو دست پیدا کند، میتواند سعادت و خوشبختی را تجربه کند و کسی که از خدمت و محبت تو دوری کند، هرگز نمیتواند پیوند و اتصال واقعی را به دست آورد.
ز بهر عز و شرف آرزوست طوبی را
که چوب تخت تو برّد ز شاخ او شقّاق
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و شرافت، آرزوی درخت طوبی را داریم که چوب تخت تو از شاخههای آن برشده باشد.
اگر به هاویه مهر تو بگذرد سازد
رحیق و ماء مَعین از حَمیم و از غَساق
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به عمق وجودم فرو رود، رحیق (شراب خالص) و آب زلال از دل درد و رنج میجوشد.
صبا گرفته به دندان عنان مرکب تو
که از صبا ببرد مرکب تو گوی سِباق
هوش مصنوعی: نسیم با دندانهایش افسار اسب تو را گرفته تا آن را از مسیر باد ببرد و در این مسیر، تو را به رقابت و جنب و جوش وا دارد.
سحاب جود تو را حوض کوثرست سرشک
سرای تخت تو را شاخ اخضرست رواق
هوش مصنوعی: ابرهای سخاوت تو، مانند حوض کوثر هستند و قطرات اشک بر سجادهات، همچون شاخههای سبز در باغی زیبا میباشد.
به دستهای تو در معجزند عشرکرام
غلام عُشر کرام تواند سَبعِ نطاق
هوش مصنوعی: دستهای تو دارای قدرت و شگفتی هستند و میتوانند کارهای شگفتآوری انجام دهند. تو در مقام خود به اندازهای قوی و تأثیرگذار هستی که میتوانی بر دیگران تأثیر بگذاری.
نوشتهاند ز خلق تو نکتههای کریم
مصنفان کتاب مکارم الاخلاق
هوش مصنوعی: آثار و نوشتههایی که دربارهی خوبیها و ویژگیهای نیکوی تو از جانب نویسندگان جمعآوری شده، نشاندهندهی عظمت و صفات برجستهات است.
ثناگران جهان راگه نوایبِ دهر
بس است مدح تو تعویذ خَشیهٔالاملاق
هوش مصنوعی: دنیا پر از ستایشگران است و وقتی که صدای زمان میآید، فقط همین بس است که تو را مدح کنند؛ زیرا ستایش تو مانند دعای محافظ از فقر و تنگدستی عمل میکند.
اگر نبودی مدح تو کس ندانستی
که چیست نکته و معنی زنطق و استنطاق
هوش مصنوعی: اگر تو نبودیو کسی نمیدانست که چه چیزی در پس مفهوم و برداشت کلمات نهفته است.
خدایگانا بشنو دمی به فضل و کرم
زمن رهی سخن راست بیدروغ و نفاق
هوش مصنوعی: ای خداوند بزرگ، لحظهای به رحمت و بخشش خود گوش فرا بده و از من سخن راست و بیهیچ دروغ و نفاقی بشنو.
زشاعری دل من سیرگشت و این نه عجب
که هست خالی بازار شاعران ز انفاق
هوش مصنوعی: دل من از شاعری خسته و سرشار شده و این هم دور از انتظار نیست که بازار شاعران از بخشش و نیکی خالی است.
چو نیست بهرهٔ من قطرهای زآب کرم
مرا چه سود زآب کروم و کأس دهاق
هوش مصنوعی: اگر من حتی یک قطره از آب کرم نداشته باشم، چه فایدهای دارد که آب کرم و لیوانهای پر از آن وجود دارد؟
مگر رهاکنم آرایش و دقایق شعر
روم بهراه تصوّف چو بوعلی دقّاق
هوش مصنوعی: آیا میتوانم شگفتیها و زیباییهای شعر را کنار بگذارم و به سوی سادگی و تفکر عمیق بروم، مانند بوعلی که آن را در دقّاقی نشان میداد؟
سفر چگونهکنم با وثاق و رخت خلق
ز سعی خلق و ز مرسوم بینصعیب و خلاق
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم سفر کنم در حالی که دست و پایم بسته است و لباسهایم از تلاش مردم و آداب و رسوم پر شده است، بدون اینکه کمک و خلاقیتی داشته باشم؟
اگرچه خدمت شاه جهان و خدمت تو
همی فریضه شناسم ز طاعت خلاق
هوش مصنوعی: با اینکه من خدمت به پادشاه جهان را واجب میدانم، اما خدمت به تو را نیز در درجه اول از فرامین خالقم میشمارم.
امیر اهل سخن را خوش و نکو نبود
که غازیانه بود رخت و حاجیانه وثاق
هوش مصنوعی: امیر اهل سخن بر این باور بود که برای کسی که به کارهای فرهنگی مشغول است، خوب و شایسته نیست که از لباس جنگی و رزمندهای استفاده کند و به نوعی باید درونیترین روحیات و شایستگیهای خود را با لباس مناسب و متناسب نشان دهد.
اگر پرستش شه نیستی مرا میعاد
وگر ستایس تو نیستی مرا میثاق
هوش مصنوعی: اگر تو به پرستش و عشق من اعتقاد نداری، پس من برای تو جایی ندارم و اگر هم به من احترام نمیگذاری، پس هیچ وعدهای بین ما نیست.
زدست خویش به مجلس قدح فرو نهمی
به خانه برنهمی شعرهای خویش به تاق
هوش مصنوعی: من از دست خودم، جام را به مهمانی میبرم و در خانهام، اشعار خود را بر دیوار میزنم.
به تاق بر نتوانم نهاد دفتر شعر
زبهر آنکه تویی از همه کریمان تاق
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دفتر شعر را به خاطر تو که بهترین و بزرگترین کریم هستی بر تاق بگذارم.
گزیر نیست مرا از مدیح چون تو وزیر
که چون مدیح تو گویم بود به استحقاق
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از مدح تو که وزیر هستی فرار کنم، زیرا وقتی که درباره تو سخن میگویم، این راستای شایستگی توست.
بخواه بجهٔ معلاق رز به شادی آنک
ز سنبل است همیشه به گلستان مِعلاق
هوش مصنوعی: از گل معلقی که همیشه در گلستان به شادابی سنبل است بخواه که به شادی به تو هدیه دهد.
بتیکه بر لب شیرین او و برکف او
طرب فزای دو باده است هر دو خوش به مذاق
هوش مصنوعی: بتی که لبهای شیرین او شادابی و خوشی را به ارمغان میآورد و در دستان او دو نوشیدنی لذیذ قرار دارد که هر دو خوشمزه و دلپذیر هستند.
یکی است در لب او دَرد عشق را دارو
یکی است برکف او زهر رنج را تریاق
هوش مصنوعی: در لب او، درمان عشق وجود دارد و در دستانش، داروی شفابخش رنج ها موجود است.
چنو نزاد کس اندر قبیلهٔ خَلُّخ
چنو ندید کس اندر ولایت قبچاق
هوش مصنوعی: هیچکس در قبیلهی خَلُّخ به دنیا نیامده و هیچکس در سرزمین قبچاق دیده نشده است.
به بزم و رزم زند دوست را و دشمن را
ز چشم بر دل و از دست بر جگر مرزاق
هوش مصنوعی: در جشن و میدان، دوست و دشمن را میتوان از نگاه و احساسات قلبی و همچنین از دستاوردهایشان شناخت.
چنانکه کبک و کبوتر شکار باز شوند
شود شکار سر زلف او دل عشاق
هوش مصنوعی: چنان که کبک و کبوتر به شکار پرندهگیر میافتند، دل عاشقان نیز در پی زلف او گرفتار میشود.
همیشه تاکه بر اوراق رنگ و نقش کنند
فروغ چشمهٔ خورشید و خامهٔ ورّاق
هوش مصنوعی: همواره باید توجه داشت که زیباییهای زندگی و هنر، همچون تابش خورشید و آثار هنری، به ایجاد رنگ و نقش بر روی کاغذ کمک میکنند.
نوشته باد بر اوراق دفتر و سیرت
فزون از آنکه بود مر درخت را اوراق
هوش مصنوعی: نوشتهها بر روی صفحات دفتر به سرعت در حال تغییر هستند و شخصیت یا روح انسان از آنچه که میتوان در این نوشتهها دید، بسیار بیشتر و غنیتر است؛ همانطور که برگههای یک درخت، تنها بخشی از وجود آن درخت را نشان میدهند.
وزارتی که ز جد و پدر رسیده به تو
مقیم باد در این خانه تا به روز تلاق
هوش مصنوعی: مقام و منصبی که از نسلهای گذشته به تو رسیده است، در این خانه تا زمان جدایی و دوری باقی بماند.
بر آسمان وزارت همیشه خالی باد
ستاره و مه عمرت زاحتراق و محاق
هوش مصنوعی: همیشه آسمان مقام و منصب تو از ستاره و ماه خالی باشد و عمرت از سوختن و تاریکی دور بماند.
به رای و همت تو آفتاب دولت شاه
به شرق و غرب جهان باد دائم الاشراق
هوش مصنوعی: به لطف و اراده تو، خورشید خوشبختی و قدرت شاه همیشه در شرق و غرب دنیا درخشان و تابان باشد.
نوشته بر رخ اعدای شاه دست اجل
به خط نیزهٔ خطی: «ومالَهُم مِن واق»
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان شده که بر چهرهی دشمنان شاه، نشان و علامتی به وسیلهی تقدیر و سرنوشتی که با نیزه نوشته شده، دیده میشود که نشان میدهد آنها هیچ راه گریزی ندارند و در برابر سرنوشتشان powerless هستند.