برگردان به زبان ساده
همی جویم نگاری را که دارم چون دل و جانش
همی خواهم که یک ساعت توانم دیدن آسانش
هوش مصنوعی: من به دنبال معشوقهای هستم که دوستش دارم و میخواهم حتی برای یک ساعت هم که شده، به راحتی او را ببینم.
اگر پیمان کند با من منم در خط پیمانش
وگر فرمان دهد بر من منم در بند فرمانش
هوش مصنوعی: اگر کسی با من پیمان ببندد، من به آن پیمان وفادار میمانم و اگر دستوری به من بدهد، من به آن دستور عمل میکنم.
نهاد اندر سرم ابری که پیدا نیست بارانش
نهاد اندر دلم دردی که پیدا نیست درمانش
هوش مصنوعی: در ذهن من ابری وجود دارد که بارانش را نمیبینم و در قلبم دردی هست که درمانش را نمیشناسم.
چو وصلش من همی خواهم چه گردم گرد هجرانش
که پیداگشت پنهانم ز بس پیدا و پنهانش
هوش مصنوعی: وقتی به وصالش فکر میکنم، چه حالتی پیدا میکنم؟ دوری او باعث شده که در بین این همه حالات، دیگر به طور واضحی خودم را نشان ندهم، چون در دنیای پنهانی و نمایان او گم شدم.
گل خندان همی بینم شکفته درگلستانش
همیشه چشم منگریان از آنگلهای خندانش
هوش مصنوعی: من همیشه گلهای خندان را در گلستان میبینم، ولی چشمان من به خاطر این گلهای شاداب همیشه گریان است.
خمیده همچو چوگان است زلف عنبر افشانش
دل مسکین منگوی است زیر خَمِّ چوگانش
هوش مصنوعی: زلفهای خوشبو و خمیدهاش همچون چوب چوگان است و دل نازک و بیپناهم زیر سایه و فشار آن زلفها به سر میبرد.
لبش ماننده ی لعلاست و مرجاناست دندانش
سرشکم لعل و مرجان شد ز عشق لعل و مرجانش
هوش مصنوعی: لبهای او مانند سنگ قیمتی لعل و دندانهایش مانند مرجان است. عشق او باعث شده که دندانهایش به رنگ لعل و مرجان درآید.
گرایدون یوسف است آن بت، منم در چاه زندانش
وگر عیسی است آن دلبر منم بِطریق و رُهبانش
هوش مصنوعی: اگر محبوب من شبیه یوسف است، من مانند کسی هستم که در چاه او گرفتار شدهام و اگر او مانند عیسی باشد، من هم در راه او و مانند راهبان هستم.
نیارم خواند مهمانش ز بسکین فراوانش
نه نیز از هیبت خشمش توانمگشت مهمانش
هوش مصنوعی: مهمانم را از فراوانی غم و اندوهش نمیتوانم بخوانم، و همچنین به خاطر شدت خشم او، نمیتوانم در برابرش قرار بگیرم.
زعشق او همی پیچد دلم چون زلف پیچانش
مگر راحت دهد روزی معینالملک سلطانش
هوش مصنوعی: دل من از عشق او میپیچد و مانند زلفهای پیچخوردهاش در حال ناآرامی است. شاید روزی این سلطان مشخص، به من آرامش بدهد.
ستوده بوالمحاسن آن که از انعام و احسانش
همی خواهند دینداران بقای دولت و جانش
هوش مصنوعی: ستایش میکنم آن کسی را که دینداران برای حفظ حکومت و جانشان از نعمتها و بخششهای او درخواست میکنند.
سعادت چون یکی روضه است و بخت اوست رضوانش
کفایت چون یکی نامه است و نام اوست عنوانش
هوش مصنوعی: سعادت شبیه به یک باغ زیبا است و خوش شانسی همانند بهشت آن را تأمین میکند. سعادت مانند یک نامه است و نام آن نشاندهنده ویژگیهایش است.
دلش گردون توقیع است و بر عقل است دورانش
سزاوارست اگر گردن نهد گردون گردانش
هوش مصنوعی: دل او مانند آسمان بینهایت است و عقلش بهخوبی میتواند بر آن تسلط یابد، اگر آسمان تقدیرش را بپذیرد و تسلیم ارادهاش شود.
از آن دست روان بخشش وزآن تیغ چو ثعبانش
همی نشناسم از عیسی و از موسی عمرانش
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به راحتی میان بخشش و مهربانی عیسی و رنج و سختی موسی تمایز قائل شوم، زیرا هر دو از ویژگیهای خاص خود برخوردارند و برای من تشخیص شان دشوار است.
ز قدر و همت عالی چنان خواهد شد ایوانش
که مرد فلسفی در وصف نشناسد زکیوانش
هوش مصنوعی: به دلیل ارزش و اراده بلند فرد، چنان جایگاهی خواهد داشت که حتی فیلسوفان هم در توصیفش ناتوان خواهند بود.
چو تیغ اندر یمین گیرد قدر خوانم به میدانش
چوکلک اندر بنانگیرد قضا خوانم به ایوانش
هوش مصنوعی: وقتی که شمشیر در دست راستش میگرفته شود، من او را به عنوان حاکم در میدان میشناسم و وقتی که سرنوشت در دستانش قرار گیرد، او را در کاخ یا ایوانش میدانم.
که یارد خواند چونینش که یارد گفت چونانش
چو شمشادست پولادش چو سنجاباست دندانش
هوش مصنوعی: دوستش به او گفت که همچون شمشاد است، قامت راست و زیبا دارد و دندانهایش به اندازه دندانهای سنجاب تند و تیز است.
کسی کاندر خلاف او مقرر گشت خذلانش
بدان خذلان روا باشد که خوانم نامسلمانش
هوش مصنوعی: کسی که در مخالفت با او قرار گرفته است، سزاوار نیست که مورد کمک و حمایت قرار بگیرد و میتوان او را به نام کافر خطاب کرد.
چو بحرست او بهجود اندر مبادا هیچ پایانش
چو بدرست او به صدر اندر مبادا هیچ نقصانش
هوش مصنوعی: او مانند دریا است که از سخاوت و generosity هیچگونه پایانی ندارد، و همچون ماه است که در اوج خود هیچ نقصی ندارد.
به شادی باد جاویدان دو پیغمبر دو برهانش
بقا و عمر خضرش باد و فرمان سلیمانش
هوش مصنوعی: به شادی و خوشی جاویدان برای دو پیامبر و دو نشانه آنها که بقا و جاودانگی خضر و فرمانروایی سلیمان است.
همایون و مبارک باد عید روزه دارانش
چو عید روزه دارانش مبارک باد قربانش
هوش مصنوعی: عید روزهداران مبارک و خوشیمن باشد، همانطور که قربانیهای آنها نیز مجللی و مبارک است.