برگردان به زبان ساده
چه پیکرست ز تیر سپهر یافته تیر
به شکل تیر و بدو ملک راست گشته چو تیر
هوش مصنوعی: اینجا به تصویر کشیده شده که چگونه تیر خورشید به شکل یک تیر واقعی درآمده و به طرز عجیبی همه چیز را تحت تأثیر قرار داده است. به نوعی، اشاره به قدرت و تأثیرات آسمان بر زمین دارد و نشان میدهد که چگونه اشیاء و موجودات به حرکت درآمده و در وضعیت خاصی قرار میگیرند. انگار که همه چیز در نظم و راستای یک تیر است، به معنای هماهنگی و تأثیر عمیق نیروهای آسمانی.
کجا بگرید در کالبد بخندد جان
کجا ببارد بر آسمان بتازد تیر
هوش مصنوعی: کجا ممکن است که وجودی در حالی که روح شاد است، اشک بریزد؟ و کجا میتواند باران بر آسمان ببارد در حالی که تیر و کمان در حال نشانهگیری هستند؟
ز نادرات جواهر نشان دهد به سرشک
ز مشکلات ضمایر خبر دهد به صریر
هوش مصنوعی: گوهری نادر در درون اوست که با اشکهایش نمایان میشود و از رازهای دشوار درونش خبر میدهد، همچون صدایی که از او جاری میگردد.
هر آنچه طبع براندیشد او کند تألیف
هر آنچه وهم فراز آرد او کند تفسیر
هوش مصنوعی: هر چیزی که ذهن انسان به آن فکر کند، میتواند به صورت نوشته یا تألیف بیان شود و هر چیزی که خیال آن را بالا ببرد، میتواند به شکل تفسیر و توضیح درآید.
محررست ز حکم خدای و امر رسول
چه در اَنامل مفتی چه در بنان دبیر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نویسنده یا دبیر، بر اساس دستورات خداوند و پیامبر کار میکند. او در نوشتار و فتواهایی که صادر میکند، به اصول و احکام دینی توجه دارد و از راهنماییهای مذهبی پیروی میکند.
بدو محرر و کاتب همیشه محتاجند
که آیتی است ز بهرکتابت و تحریر
هوش مصنوعی: کسانی که در نوشتن و ثبت مطالب فعالیت دارند، همیشه به نشانهای نیاز دارند که نشاندهندهی اهمیت کار نوشتاری آنها باشد.
بساط و خوابگه او بود ز سیم و اَدیم
کلاه و پیرهن او بود ز مشک و عبیر
هوش مصنوعی: زندگی و نعمتهای او از چیزهای گرانبها و زیبا بود؛ خوابگاهش از نقره و خواب، و پوشش او از عطر و خوشبویی ساخته شده بود.
همی ندانم تا عاشق است یا معشوق
که گه بهگونهٔ لاله است و گه به رنگ زریر
هوش مصنوعی: نمیدانم آیا او عاشق است یا معشوق، چون گاهی شبیه گل لاله میشود و گاهی رنگی زرد و طلایی دارد.
گهی به چشمه چو ماهی گل سیاه خورد
گهی چو مرغ زند برگل سفید صفیر
هوش مصنوعی: گاهی مانند ماهی، در دل چشمه، به گل سیاه میچسبد و گاهی مانند پرنده، بر روی گل سفید، صدای خوشی سر میدهد.
بهکودکی همه با شیر باشدش صحبت
از آن پرستش پیران کند چو گردد پیر
هوش مصنوعی: وقتی که فردی جوان است، همه با او مهربان هستند و به او عشق میورزند و در مورد احترام به بزرگترها صحبت میکنند. اما وقتی او به سن پیری میرسد، دیگران احترام و محبت کمتری به او نشان میدهند.
به شیر خویش بپرورده است و این عجب است
که او به شیر هماکنون همی فشاند قیر
هوش مصنوعی: شخصی که به وسیله شیر خود پرورش یافته است، به طور شگفتانگیزی در حال حاضر در حال ریختن قیر بر شیرش میباشد.
اگر نه تارک او شد شکنج زلف بتان
چرا ز قیر همی نقشها کند بر شیر
هوش مصنوعی: اگر در اثر زیباییهای او، موهایش تاب بردارد، پس چرا کسی بر روی شیر، نقوشی از قطران نمیکشد؟
ز حلق خویش زبان ساخته استگاه سخن
ز فرق خویش قدم ساخته است گاه مسیر
هوش مصنوعی: انسان گاهی از دل خود صحبت میکند و گاهی هم از فکر و عقلش راهی را برای حرکت انتخاب میکند.
به جسم هست مریض و بهعقل هست صحیح
به چشم هست ضریر و به فهم هست بصیر
هوش مصنوعی: بدن ممکن است بیمار باشد، اما ذهن سالم است. ممکن است کسی در بینایی مشکل داشته باشد، اما درک و فهم او روشن و شفاف است.
ندیدهام به جهان پیکری عجبتر از او
که هم صحیح مریض است و هم بصیر ضریر
هوش مصنوعی: من در دنیا هیچ کس را مانند او ندیدهام که هم در سلامت به نظر برسد و هم دچار بیماری باشد، و هم بینایی داشته باشد و هم نابینا به نظر برسد.
به خیزران و صدف ماند او بهدست کفات
اگر بود صدف و خیزران بهبحر و غدیر
هوش مصنوعی: او مانند خیزران و صدف است؛ اگرچه در دستان کفات قرار گیرد، اما همچنان به دریا و جویبار تعلق دارد.
به ذات خویش مر او را شرف نبود و خطر
به خدمت شرفالدین شریفگشت و خطیر
هوش مصنوعی: این شخص به خودی خود شان و مرتبهای نداشت، اما به خاطر خدمت به فردی محترم و بزرگوار، به مقام و ارزشی دست یافت.
وجیه ملک جمالکفات بو طاهر
که یافت در نظر از عین جوهر تطهیر
هوش مصنوعی: آن شخص با شکوه و زیبا، که با پاکی و طهارت خود، در نظر دیگران نمایان است، همانند عین جوهر تصفیه شده، درخشش و جاذبهاش را به دست آورده است.
ستوده سعد علی مهتریکه سعد و علو
نصیب دولت او کرد کردگار نصیر
هوش مصنوعی: سعد را ستایش میکنم که خداوند به او مقام رفیع و بزرگی عطا کرده است و نصرت و موفقیت را نصیبش کرده است.
بزرگوار جهان است و پیش همت او
بود هزار جهان بزرگوار حقیر
هوش مصنوعی: جهان در مقابل همت و اراده او کوچک و بیاهمیت است و هزاران جهان بزرگ نیز در برابر او ناچیز به نظر میرسند.
صفای صورت او را طراز قدرت کرد
کجاکشید بهمقدور بر خط تقدیر
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهاش نشان از قدرت الهی دارد که چگونه بر حسب تقدیر و سرنوشت طرحریزی شده است.
بود بهقدرت او ذات قادری بهکمال
مصوری که مر او را چنین بود تصویر
هوش مصنوعی: به قدرت او، وجودی هست که به کمال تجلی یافته و تصویری از او به این شکل بر جای مانده است.
بهحَلّ و عَقد چو بگشاد دست قدرت خویش
عدو بهقدرت او شد بهدست عجز اسیر
هوش مصنوعی: وقتی که قدرت و توانایی خود را به نمایش گذاشت، دشمن به خاطر ناتوانیاش در برابر او اسیر شد.
به بدر ماند لیکن منازلش عجب است
که گاه زین بود و گاه صدر و گاه سریر
هوش مصنوعی: این در مورد زیبایی و تغییرات ماه صحبت میکند. ماه در شبهای مختلف ممکن است به شکلهای متفاوتی دیده شود؛ گاهی به صورت کامل و روشن، گاهی نصف و گاه دیگر. این تنوع در جلوهها و حالتهایش نشاندهندهی زیبایی و شگفتی آن است.
اگرچه بدر منیر اختری درفشان است
چنین منازل هرگز ندید بدر منیر
هوش مصنوعی: هرچند که ماه تمام در آسمان میدرخشد، اما چنین منزلتهایی را هرگز ندیده است.
ایا گرفته به کلک تو کار ملک قرار
وز آن قرار شده چشم روزگار قریر
هوش مصنوعی: آیا کار دنیا به وسیلهٔ تو شکل گرفته و از آن شکل، چشمان زمان روشن و واضح شده است؟
نه هیچ میر در اسلام یافت چون تو قرین
نه هیچ شاه در آفاق یافت چون تو مشیر
هوش مصنوعی: هیچ کسی مانند تو در زمینه مذهب وجود ندارد و هیچ پادشاهی در دنیا چون تو در رهبری و هدایت یافت نمیشود.
خدایگان عجم را و صدر عالم را
به فرخی و سعادت لقای توست مشیر
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و فرمانروای جهان، به واسطه وجود تو، در سعادت و خوشبختی است.
ز شه سه فایده محتوم حاصل است تو را
رضای مجلس خاتون و شکر شاه و وزیر
هوش مصنوعی: از پادشاه سه منفعت مسلم برای تو به دست میآید: رضایت بانوی مجلس، خدایادکرد شاه و وزیر.
گهی نثار فرستد سوی ضمیر تو چرخ
گهی تو هدیه دهی چرخ را ضیاء ضمیر
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، آسمان شادی و نعمت را به دل تو ارزانی میدارد و گاهی تو با نور وجودت، آسمان را مملو از روشنی میسازی.
مگر فریشتهای از فرشتگان خدای
میان چرخ و ضمیر تو واسطه است و سفیر
هوش مصنوعی: آیا فرشتهای از فرشتگان خدا وجود ندارد که میان آسمان و باطن تو، پیامآور و واسطه باشد؟
طرازِ دفترِ تاریخ ساختی سیَرَت
اگر به عصر تو بودی محمد بن جریر
هوش مصنوعی: اگر تو در زمان خود بودی، زندگیات به قدری شایسته و ارزشمند بود که میتوانستی عنوان و کیفیتی برای تاریخ بنویسی.
اگرچه دست اجل را طویل کرد خدای
اجل ز دامن تو دست خویش کرد قصیر
هوش مصنوعی: هرچند که خداوند عمر ما را طولانی کرده است، اما تقدیر الهی از تو، یعنی تو را کوتاهتر از دامن خود میداند.
فضایل تو نگردد به وهم ما معدود
که وهم ماست قلیل و فضایل تو کثیر
هوش مصنوعی: فضایل و ویژگیهای خوب تو آنقدر زیاد است که نمیتوانیم آنها را بشماریم، زیرا درک و تصور ما بسیار محدود است و نمیتواند عظمت فضایل تو را کامل درک کند.
همی دلیلکند با عنایت وکرمت
که در زمانه نه غمناک ماند و نه فقیر
هوش مصنوعی: با لطف و مهربانیاش، او همواره دلایل روشنی ارائه میدهد که در این دنیا هیچکس نه غمگین میماند و نه فقیر.
هر آن زمینکه بر آن مرکب تو پای نهد
در آن زمین نکند شیر دست زی نخجیر
هوش مصنوعی: هر جایی که اسب تو پا بگذارد، در آنجا دیگر شیر دست نیافتن به شکار نخواهد کرد.
اگر زمانه به قِنطار در نهد پیشت
بود به چشم تو قِنطار کمتر از قطمیر
هوش مصنوعی: اگر دنیا چیزی بسیار باارزش را به تو بدهد، آنقدر برای تو مهم نیست که در برابر ارزش واقعیاش به چشم میآید.
اگر سعیر به فکرت کنی گشاده شود
دری ز رحمت فردوس بر عذاب سعیر
هوش مصنوعی: اگر به فکر آتش جهنم بیفتی، درهای رحمت به رویت باز میشود و از عذاب جهنم نجات پیدا میکنی.
وگر کنی ز دمن وز طَلَل به همت تو
دمن شود چو خُورَنق طَلَلشود چو سدیر
هوش مصنوعی: اگر از دمن و طَلَل فاصله بگیری، با تلاش و ارادهات دمن به مانند خورانق و طَلَل به مانند سدیر خواهد شد.
جماعتی که ز امر تو سرکشی کردند
شدند سخرهٔ مامور تو صغیر و کبیر
هوش مصنوعی: گروهی که از فرمان تو سرپیچی کردند، به مسخرهی فرماندهی تو تبدیل شدند، چه بزرگ و چه کوچک.
ز بهر خواستن حاجت آن جماعت را
به بارگاه تو امروز حاجت است و مسیر
هوش مصنوعی: امروز به خاطر درخواست نیازهای آن گروه، باید به درگاه تو مراجعه کرد و مسیر را دنبال کرد.
بود به مدح تو افزون مدیح را رونق
بود به عید زیادت نماز را تکبیر
هوش مصنوعی: در زمانهایی که تو را ستایش میکنند، ستایشها رونق و زیبایی بیشتری پیدا میکند؛ همانطور که در عید، تکبیرها بر تعداد نمازها میافزاید.
اگرچه بر دل مردم خرد امیر شدست
ضمیر روشن تو بر خرد شدست امیر
هوش مصنوعی: اگرچه دلهای مردم از تو آگاه شده و به تو اعتماد دارند، اما خرد و فهم تو به روشنی برتر از آنهاست.
منمکه آرزوی من همیشه خدمت توست
چنانکه آرزوی کیمیاگران اکسیر
هوش مصنوعی: من کسی هستم که همیشه آرزویم خدمت به تو است، همانطور که کیمیاگران آرزوی یافتن اکسیر را دارند.
هر آن شبیکه خیال تو بینم اندر خواب
هزار نیکویی آن خواب را کنم تعبیر
هوش مصنوعی: هر شبی که در خواب به یاد تو باشم، هزار خوبی را برای آن خواب تفسیر و تعبیر میکنم.
همه رکاب تو بوسد که در دماغ من است
غبار اسب تو خوشبویتر ز بوی عبیر
هوش مصنوعی: همه به پای تو تعظیم میکنند چون در بینی من، عطر غبار اسب تو خوشبوتر از عطر مشک است.
نیامدست ز من در وجود هیچ گناه
کز آنگناه همی خورد بایدم تشویر
هوش مصنوعی: هیچ گناهی از من به وجود نیامده است که بخواهم به خاطر آن مجازات شوم.
ز خویشتن نشناسم همی جز آن گنهی
که در پرستش و مدح توکردهام تقصیر
هوش مصنوعی: من جز گناهی که در عبادت و ستایش تو مرتکب شدهام، دیگر چیزی از خودم نمیشناسم و نمیدانم.
مرا بپرور و بِپذیر عذر من ز کرم
که تو کریم رهی پروری و عذر پذیر
هوش مصنوعی: مرا بپرور و عذر من را بپذیر، زیرا که تو انسانی با سخاوت هستی که همواره دیگران را رشد میدهی و عذرها را میپذیری.
همیشه تاکه خلایق هنرکنند بهجهد
ز بهر مرتبه و فایده شب و شبگیر
هوش مصنوعی: خلایق همواره در تلاشاند تا با تلاش و کوشش خود هنر بیافرینند و به خاطر مرتبه و فایدهای که در پی آن هستند، شب و روز زحمت میکشند.
هنر ز رای رفیع تو باد مرتبه جوی
خرد ز لفظ شریف تو باد فایدهگیر
هوش مصنوعی: هنر ناشی از فکر بلند و والای توست و خرد، بهرهمند از کلمات نیکو و با ارزش تو خواهد بود.
چو نوبهار بههر بقعتی تورا اثار
چو آفتاب به هر کشوری تو را تاثیر
هوش مصنوعی: وقتی بهار میرسد، آثار و زیباییهای تو در هر جایی نمایان میشود، مانند تأثیر آفتاب که در هر سرزمینی احساس میشود.
عدو و خصم تو و حاسد و مخالف تو
عدیل رنج و عَنا و بدیل گرم و زحیر
هوش مصنوعی: دشمن و حسود و مخالفان تو، همه به نوعی شبیه به سختیها و رنجهای زندگیات هستند و در واقع جایگزینی برای آن درد و زحمتی هستند که متحمل میشوی.
یکی ز ناله چو نای و یک ز مویه چو موی
یکی به زردی زر و یکی بهزاری زیر
هوش مصنوعی: یکی از نالههای بیدادگرانه مانند نای و دیگری از زاری و اندوه مانند مو. یکی به زردی طلا و دیگری به زاری و درماندگی در زیر.