برگردان به زبان ساده
پیام دادم نزدیک آن بت کشمیر
که زیر حلقهٔ زلفت دلم چراست اسیر
هوش مصنوعی: به کسی که زیباییاش دل مرا ربوده، پیامی فرستادم و گفتم که دل من زیر زلفهایش در بند و اسیر است.
جواب داد که دیوانه شد دل تو ز عشق
به ره نیارد دیوانه را مگر زنجیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که دل تو از عشق به دیوانگی افتاده است و دیوانه را جز زنجیر نمیتواند به راه بیاورد.
پیام دادم کز بهر چیست گرد رخت
ز مشک و غالیه خطی کشیده حلقه پذیر
هوش مصنوعی: پیامی فرستادم که هدف از این کار چیست، و دور بدنت با عطر مشک و گلاب معطّر شده و خطوط زیبا کشیده شده است.
جواب داد که خط من آیتی عجب است
که هیچکس به جهان در نداندش تفسیر
هوش مصنوعی: جواب داد که نوشتههای من چنان جالب و منحصر به فرد است که هیچ کسی در دنیا نمیتواند آن را به درستی و به طور کامل درک کند.
پیام دادم کان عارض چو شیر سپید
رها مکنکه شود سربه سر سیاه چو قیر
هوش مصنوعی: به دیگران هشدار دادم که این چهره زیبا را مانند شیر سفید رها نکنید، زیرا ممکن است تمام موهبتها و زیباییها به تدریج از بین بروند و به حالت تاریک و ناخوشایند تبدیل شوند.
جواب داد که گر شیر من چو قیر شود
روا بود چو همه قیر تو شدست چو شیر
هوش مصنوعی: جواب داد که اگر شیر من به شکل قیر درآید، ناپسند نیست، چون همه قیر تو هم مانند شیر شده است.
پیام دادم کز روی زرد و نالهٔ زار
به زر و زیر همی مانم ای بتکشمیر
هوش مصنوعی: پیام من این است که از روی زرد و نالههای غم انگیز، همچنان در زیر بار مشکلات میمانم، ای معشوق زیبا و دلربا.
جواب داد که از زیر و زر بود شاهی
چرا غم است توراگر چو زر شدی و چو زیر
هوش مصنوعی: جواب داد که اگر کسی به مقام و ثروت دست پیدا کرده، چرا باید نگران باشد؟ وقتی که تو خود به مانند طلا و نیکو طبیعت شدهای، دیگر جایی برای اندوه باقی نمیماند.
پیام دادم کز عشق تو رخ و تن من
چرا زریر وکمان شدکه بود لاله و تیر
هوش مصنوعی: من در پیامی گفتم که چرا عشق تو باعث شده است که چهره و بدن من همچون زریر و تیر شده است؛ که یادآور لاله و تیر است.
جواب داد که در عشق چون تو بسیارند
ز تیرکرده کمان و ز لاله کرده زریر
هوش مصنوعی: او گفت که در عشق، کسانی مثل تو زیادند؛ مانند تیرهایی که از کمان میروند و مانند زریرهایی که از لالهها بیرون میآیند.
پیام دادم کامد به دست تو دل من
به دل بسنده کن و جان من شکار مگیر
هوش مصنوعی: پیام من به تو رسید، اکنون که دل من به دست توست، تنها به دل بسنده کن و جان من را نگیرد.
جواب داد که جان و دلت به دست من است
چو شرق و غرب به فرمان شاه و حکم وزیر
هوش مصنوعی: پاسخ داد که جان و دل تو در کنترل من است، مانند اینکه شرق و غرب تحت اختیار پادشاه و دستور وزیر قرار دارند.
پیام دادم کاو را غیاث ملت خوان
که عدل اوست بشر را بزرگوار بشیر
هوش مصنوعی: پیام من این است که او را به عنوان حامی و نجاتدهنده جامعه بشناسید، زیرا او با عدالتش انسانها را با عزت و احترام میخواند.
جواب داد که او را وزیر عادل گوی
که چشم دولت عالی بدو شدست بصیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که باید او را وزیر عادل بدانیم، زیرا نگاه دولت عالی به او معطوف شده است و او را میبیند.
پیام دادم کاندر جهان نظیرش کیست
به دین و دولت و فرهنگ و دانش و تدبیر
هوش مصنوعی: پیام فرستادم که در این دنیا چه کسی مانند اوست از نظر دین، ثروت، فرهنگ، دانش و تدبیر.
جواب داد که او را نظیر نشناسم
ز بهر آنکه خدایش نیافرید نظیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که من کسی را شبیه او نمیشناسم، زیرا خداوند مانند او را نیافریده است.
پیام دادم کز قدر او به حکم قیاس
چه پایه فرق کنم تا به آفتاب منیر
هوش مصنوعی: من پیامی فرستادم که با توجه به ارزش او، چه طور میتوانم خود را از او جدا کنم، در حالی که او مانند آفتاب روشنیبخش است.
جواب داد که بسیار فرق باید کرد
که قدر خواجه عظیماست و آفتاب حقیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که باید تفاوت زیادی قائل شد بین بزرگی خواجه و درخشش آفتاب.
پیام دادم کز دولتش عجب دارم
که قادرست به تأثیر همچو چرخِ اثیر
هوش مصنوعی: پیامی فرستادم که از نعمتهای او شگفتزدهام، چون او توانایی دارد که تأثیری چون چرخ فلک داشته باشد.
جواب داد که این دولت جهانآرای
زیادت است ز چرخ اثیر در تأثیر
هوش مصنوعی: جواب داد که این خوشبختی که در دنیا وجود دارد، بیشتر از تأثیرات آسمانی است.
پیام دادم کز منتش گرانبارند
رعیت و سپهِ شهریارِ کشور گیر
هوش مصنوعی: پیام فرستادم که رعیت و سپاه شهریار به خاطر لطف او دچار زحمت و فشار شدهاند.
جواب داد که در زیر بار منت او
هزار خواجه فزون است و صد هزار امیر
هوش مصنوعی: جواب داد که زیر بار لطف و محبت او، هزاران خواجه و صدها امیر وجود دارند.
پیام دادم کز دست و طبع او خیزد
نسیم باد صبا و سرشک ابر مَطیر
هوش مصنوعی: من پیامی ارسال کردم که از دست و نیت او نسیمی ملایم میوزد و اشکی از ابر بارانی میریزد.
جواب داد که ابر مطیر و باد صبا
همی خورند زدست و زطبع او تشویر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که ابر و باد صبا از نعمتهای او بهرهمند میشوند و تحت تأثیر طبیعت او قرار دارند.
پیام دادم کز عدل اوست ناپیدا
چو آب حیوان در دهر فتنه و تزویر
هوش مصنوعی: پیام رساندم که عدالت او در این دنیا پنهان است، مانند آب که در میان حیوانات و اوضاع نابسامان به سختی قابل مشاهده است.
جواب داد که از جود اوست ناموجود
چو کیمیا و چو سیمرغ در زمانه فقیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که وجود نداشتن چیزی به خاطر بخشش و سخاوت اوست، مانند کیمیا و سیمرغ که در این زمانه به ندرت یافت میشوند.
پیام دادم کازادگان دنیا را
به جای روزی توقیع کلک اوست مشیر
هوش مصنوعی: من پیامی به فرزندان دنیا فرستادم که به جای روزی، قلم اوست که راهنمایی میکند.
جواب داد که هرچ آن مسیح کردی دم
همی کند گه توقیع کلک او به ضریر
هوش مصنوعی: پاسخ داد که هر چه از مسیح انجام دادی، زمانش فرا میرسد و او با خط خود در جایی به آن اشاره خواهد کرد.
پیام دادم کز دشمان دولت او
شدست بخت نفور و همی کنند نفیر
هوش مصنوعی: من پیامی فرستادم که بخت دشمنان او ناخوش و بد شده است و آنها در حال ایجاد سر و صدا و اعتراض هستند.
جواب داد که بر روزنامهٔ ملکان
نبشت گردون مایَملِکون مِن قِطمیر
هوش مصنوعی: جواب داد که بر صفحهٔ روزنامهٔ پادشاهان نوشته شده است: هیچ کدام از آنها مالک چیزی نخواهند بود.
پیام دادم کاندر ضمیر و فکرت او
جواهر خِرَدست و نوادرِ تقدیر
هوش مصنوعی: پیام من این است که در دل و ذهن او گنجینهای از智慧 و نکتههای بینظیر وجود دارد.
جواب داد که معلوم کرد عالم را
ملک به فکرت و تقدیر ایزدی به ضمیر
هوش مصنوعی: جواب داد که او با اندیشه و سرنوشت الهی، زندگی را در دل انسان به تصویر کشید.
پیام دادم کز بخشش خدای کریم
نرفت و هم نرود در رضای او تأخیر
هوش مصنوعی: پیام من این است که بخشش و رحمت خداوند همیشه باقی است و هیچ چیز نمیتواند مانع رضایت او شود.
جواب داد که از گردش سپهر بلند
نرفت و هم نرود در مراد او تقصیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که به دلیل چرخش آسمان و تغییرات آن، هیچ چیزی از خواستهٔ او کم نشده و این موضوع تقصیر او نیست.
پیام دادم کاقبال بیپرستش او
بود به نزد خردمند خواب بیتعبیر
هوش مصنوعی: پیامی فرستادم که اگر کسی به او پرستش نکند، همان بهتر که در خواب بیمعنی و بیهدف باقی بماند.
جواب داد که اشعار بیستایش او
بود به نزد سخندان نماز بیتکبیر
هوش مصنوعی: او جواب داد که اشعارش بدون ستایش اوست، مانند نماز کردن بدون گفتن تکبیر.
پیام دادم کز طبع من گهر خیزد
کجا کند قلم من مدیح او تحریر
هوش مصنوعی: پیام دادم که از دل من گنجینهای میجوشد، ولی قلم من چگونه میتواند ستایش او را بنویسد؟
جواب داد که از طبع تو گهر نه عجب
که هست طبع تو درمدح او چو بحر غزیر
هوش مصنوعی: او پاسخ داد که تعجبی ندارد که آثار زیبا و ارزشمندی از تو به وجود میآید؛ زیرا قدرت و طبیعت تو در ستایش او مانند دریا عمیق و وسیع است.
پیام دادم کز خدمتش قرار دل است
همیشه باد بدو چشم روزگار قریر
هوش مصنوعی: به او پیام فرستادم که همیشه برای دل من آرامش و امنیت وجود دارد و امیدوارم که روزگار همیشه به او خوشحال و سعادتمند باشد.
جواب داد که تا سعد و نصرت از فلک است
فلک مساعد او باد و روزگار نصیر
هوش مصنوعی: او گفت که تا زمانی که خوشبختی و یاری از آسمان است، آسمان در کنارش خواهد بود و روزگار به او یاری میرساند.