برگردان به زبان ساده
از خلد گرفت بوستان نور
پیرایه و جامه یافت از حور
هوش مصنوعی: از بهشت، گلستان زیبایی رنگ و بو گرفت و از حوریها جامهای زینتی پوشید.
جامه ز حریر و حُلّه دارد
سرمایه ز لعل و درّ منثور
هوش مصنوعی: لباسش از حریر نرم و زیباست و سرمایهاش از سنگهای قیمتی و درخشان تشکیل شده است.
بودند چهار مه درختان
مانند مقامران مقمور
هوش مصنوعی: چهار درخت مانند چهار مرد بزرگ و با مقام در کنار هم ایستادهاند.
امروز نگرکه از تجمّل
گویی همه قیصر اند و فغفور
هوش مصنوعی: امروز نگاه کن که به خاطر تجمل و زرق و برق، همه خود را مانند پادشاهان و قدرتمندان بزرگ تصور میکنند.
تا گشته هنوز طبع گیتی
تَفسیده چنانکه طبع محرور
هوش مصنوعی: این دنیا هنوز به سرنوشت خود دچار نشده و وضعیتش مانند حالتی است که زیر فشار باشد.
ابر و شجر از پی علاجش
ریزند همی گلاب و کافور
هوش مصنوعی: ابر و درخت به دنبال درمان او هستند و بوی گلاب و کافور به هوا میافتد.
تا باد بهار پرده بر داشت
از چهرهٔ لعبتان مستور
هوش مصنوعی: در فصل بهار، وقتی که وزش باد پردهها را از روی چهره دختران زیبا کنار میزند.
نرگس ز شراب عشق شد مست
بگشاد ز خواب چشم مخمور
هوش مصنوعی: نرگس به خاطر عشق به مستی رسیده و چشمان خوابآلودش را باز کرده است.
گر مَی نخورد کسی در این وقت
عذرش مشنو که نیست معذور
هوش مصنوعی: اگر کسی در این لحظه شراب نخورد، بهانهاش را نپذیر چرا که او هیچ عذری ندارد.
خاصه که همی زنند دستان
قمری و تذرو و سار و زُرزور
هوش مصنوعی: به ویژه اینکه پرندگان مانند قمری، تذرو، سار و زُرزور، با شادی و نشاط در حال پرواز و جستوخیز هستند.
از سرو و چنار و بید و بادام
بر چنگ و رباب و نای و تنبور
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و ظرافت طبیعت و درختان اشاره دارد که با سازهای موسیقی توصیف شدهاند. درختان مانند سرو، چنار، بید و بادام به نوعی به هم پیوستهاند و به خلق نوای دلنشین موسیقی افزوده شدهاند که با چنگ، رباب، نای و تنبور奏 میشود. این ترکیب نشاندهنده هماهنگی بین زیباییهای طبیعی و هنر موسیقی است.
اندر کف عاشقان سر مست
از شادی و حال دوست منشور
هوش مصنوعی: در دستان عاشقان، نشانهای از خوشحالی و شادابی به خاطر عشق و حضور دوست وجود دارد.
واندر کف مهتر خراسان
منشور عمیدی نشابور
هوش مصنوعی: در دستان بزرگترین شخصیت خراسان، نوشتهای از عمید نیشابوری وجود دارد.
فخر الامرا مُشّید الملک
مسعود محمد بن منصور
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی به نام محمد بن منصور میپردازد که از خاندان فخر الامرا و در واقع شخصی برجسته و قدرتمند در زمینه سلطنت و شاهنشاهی است. او به عنوان یک حاکم مقتدر و نیز معمار و سازنده ای که به رفاه و آبادانی پادشاهی خود توجه دارد، معرفی میشود.
صدری که ز خالق است شاکر
وز جمع خلایق است مشکور
هوش مصنوعی: سرداب وجودی که از خالق نشأت گرفته، همواره شاکر و سپاسگزار است و از وجود دیگران نیز قدردانی میکند.
کردست فلک ضمیر او را
بر گنج خرد امین و گنجور
هوش مصنوعی: آسمان او را به دانش و خرد ویژهای برگزیده و به امانت گذاشته است.
وندر دل اوست هر چه از علم
درکُتبِ اوایل است مسطور
هوش مصنوعی: در دل او همه آنچه از دانش در کتابهای قدیمی نوشته شده، وجود دارد.
ایزد چو به دست قدرت خویش
بر زد رقم قضا به مقدور
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند با قدرت خود تقدیر را رقم زد، هر چیزی که مقرر بود به وجود آمد.
آن خواست که بر سپاه اعدا
مسعود بود همیشه منصور
هوش مصنوعی: او آرزو کرد که بر دشمنان خود همیشه پیروز و موفق باشد.
تا گشت عمل بدو مُفَوّض
میسور شد آنچه بود معسور
هوش مصنوعی: زمانی که عمل به خداوند واگذار شد، آنچه که سخت و ناممکن به نظر میرسید، ممکن و آسان گردید.
دل شاد شد آن که بود غمگین
آسوده شد آن که بود رنجور
هوش مصنوعی: کسی که در گذشته غمگین بود، اکنون شاد و خوشحال شده است و کسی که دچار رنج و درد بود، حالا آرامش یافته و راحت شده است.
بنهاد زمانه حق به موضع
باطل ز میانه گشت مهجور
هوش مصنوعی: زمانه حق را در جای نادرست قرار داد و به همین دلیل، حق مورد غفلت واقع شد.
باطل چه به کار بود با حق
ظلمت چه بهکار بود با نور
هوش مصنوعی: باطل و ناحق هیچگاه نقشی در کنار حق و حقیقت ندارند، همانطور که تاریکی نمیتواند در کنار نور وجود داشته باشد.
دانی که نزیبد و نشاید
وز دانش و از خرد بود دور
هوش مصنوعی: میدانی که این کار مناسب و شایسته نیست و دور از دانش و خرد است.
منزلگه شیر جای نخجیر
مأوی گهِ باز جای عصفور
هوش مصنوعی: محل زندگی شیر، مکانی است برای شکار، و مکان پرواز باز، پناهگاهی برای پرندگان کوچک است.
زان شاخ شرف چنین سزد بار
بر جای پدر چنین سزد پور
هوش مصنوعی: از آن درخت با شرافت، چنین میوهای شایسته است؛ جایگاه پدر و فرزندی این چنین، برازنده است.
هم یوسف به عزیز در مصر
هم موسی به کلیم در طور
هوش مصنوعی: یوسف در مصر به مقام بلند و عزیز رسید و موسی نیز در طور به پیامبری و جایگاه بزرگ خود دست یافت.
ای محتشمی که در خراسان
امروز تویی مشار و منظور
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، تو امروز در خراسان به عنوان کسی برجسته و هدفمند شناخته میشوی.
درگاه تو از طواف زوّار
بیتالحَرَم است و بیت معمور
هوش مصنوعی: درگاه تو همچون کعبه و خانهی مقدس است که زائران به دور آن میچرخند و همیشه آباد و پر رونق است.
اوصاف امیری و عمیدی
صدق است تو را و جز تو را زور
هوش مصنوعی: صفات و ویژگیهای شاهانه و سلطنتی خاص توست و هیچکس دیگر نمیتواند با تو رقابت کند.
تاگشت به عدل تو مُهَنّا
این شهر بزرگوار و مشهور
هوش مصنوعی: این شهر بزرگ و محترم به خاطر عدل تو آرام و آباد شده است.
پیش پدرت همی به عُقبی
شکر تو کند روان شاپور
هوش مصنوعی: پدر تو نیز در عالم آخرت به شکرگزاری از تو مشغول است، مانند شاپور که روحش در آرامش و شکرگزاری به سر میبرد.
فرمان تو باید اندرین شهر
تا کس نشود دلیر و مغرور
هوش مصنوعی: در این شهر باید تنها به فرمان تو عمل کرد تا کسی جرات نکند مغرور و دلیر شود.
یعسوب چو در میان نباشد
آشفته شوند خیل زنبور
هوش مصنوعی: وقتی که رهبری و حضور قوی وجود نداشته باشد، نظم و انسجام گروه از هم میپاشد و همه چیز به هم میریزد.
اعدای تو زیر بار اِدبار
هستند به مزد دیو مزدور
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که برای تو کار میکنند یا در خدمت تو هستند، به دلیل دادن پاداش و مزد به یک موجود شرور یا دیو، زیر بار مسئولیت و مشقت قرار دارند. به نوعی به نوعی از وابستگی و تأثیرگذاری بر آنها اشاره دارد که به خاطر منافع خود در شرایط دشواری هستند.
همچون شب تار زلف خوبان
روز همه ناخوش است و دیجور
هوش مصنوعی: زلف زیبا و دلفریب مانند شب تاریک است که در روز، همه چیز ناخوشایند و غمانگیز به نظر میرسد.
گر کین تو بگذرد سوی هند
ور خشم تو ره برد سوی تور
هوش مصنوعی: اگر کینه تو به هندوستان برود یا خشم تو به سرزمین توران کشیده شود، فرقی نمیکند؛ در هر صورت، احساسات منفی تو را رها نمیکنند.
در تور حمایتی شود خان
در هند هزیمتی شود فور
هوش مصنوعی: در یک پوشش حمایتی، خانهای در هند ساخته میشود و به زودی با شکست روبرو خواهد شد.
گردون که به زیر حکم باری
بودست و بود همیشه مجبور
هوش مصنوعی: جهان که به زیر فرمان خداوند بوده و همیشه تحت کنترل اوست، هیچ وقت نمیتواند خودمختار باشد.
مثل تو ندید و هم نبیند
از آدم تا دمیدن صور
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو را ندیده و تا زمان دمیده شدن صور نیز نخواهد دید.
بر خور ز طرب که در بهاران
با تو به طرب شدیم برخور
هوش مصنوعی: به خاطر شادی و خوشحالی، در فصل بهار با تو به جشن و سرور پرداختم.
می خواه که لالهزار و گلزار
از بوی تبت شدست و فنصور
هوش مصنوعی: میخواهم که باغ و لالهزاری که پر از عطر و بوی گل است، به خاطر تو به این زیبایی رسیده است.
هر دم که تو را پری ببیند
بر دست نهاده آب انگور
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو را، مثل پری زیبایی ببینند، انگار که دست به دست میکنند و آب انگور مینوشند.
خواهد که نهد به زیر پایت
رخساره به جای نقش محفور
هوش مصنوعی: میخواست تا صورت زیبای خود را به زیر پای تو بگذارد، به جای آنکه نقشی از آن را تراشیده باشد.
تا ذاکر فضل تو شدم من
گشتم به میان خلق مذکور
هوش مصنوعی: زمانی که من به تسبیح و ستایش فضایل تو پرداختم، در میان مردم شناخته شدم و توجهها به من جلب گردید.
مذکور بود کسی که دارد
بر ذکر تو شعر خویش مقصور
هوش مصنوعی: شخصی ذکر تو را در شعرش گنجانده و تمام توجهش بر آن متمرکز شده است.
هرچند که نیست هیچ تقصیر
اندر حق من ز شاه و دستور
هوش مصنوعی: هرچند که من هیچ تقصیری نسبت به شاه و وزیر ندارم، اما...
مال من و جاه من نگردد
الا به عنایت تو موفور
هوش مصنوعی: ثروت و مقام من تنها به برکت و لطف تو افزایش مییابد.
تا شیعه به دشت کربلا در
جمهور شوند روز عاشور
هوش مصنوعی: زمانی که شیعیان در روز عاشورا در دشت کربلا گرد هم میآیند و جمع میشوند.
از ناموران و مهتران باد
هر روز به درگه تو جمهور
هوش مصنوعی: هر روز افرادی معتبر و برجسته به تبرک حضور یافته و خدمتگزاری تو را میکنند.
تا حِصن حَصین خسروان را
چاره نبود ز برج وز سور
هوش مصنوعی: تا قلعه مستحکم و دژهای پادشاهان را چارهای نبود جز برج و بارو.
حِصن تو ز حِصن ایزدی باد
برجش ز نشاط و سورش از سور
هوش مصنوعی: قلعه تو مانند دژ الهی است، که برج آن به خاطر شادابی و خوشیاش سر به آسمان زده است.
تو غالب و حاسدانت مغلوب
تو قاهر و دشمنانْتْ مقهور
هوش مصنوعی: تو برتری و حسودانت به شکست میخورند، تو قوی هستی و دشمنانت ضعیف میشوند.
تو سرور و کرده سرکشان را
در قبضهٔ امر خویش مأمور
هوش مصنوعی: تو شخصیت برجستهای هستی که بر سرکشان و ظالمان تسلط داری و آنها را تحت کنترل خود داری.
اندر حَشَمِ تو صد چو اثوریا
واندر خَدَم تو صد چو طیفور
هوش مصنوعی: در میان خدمتگزاران تو، مانند صد جوانمرد برجسته هستند و در میان نوکران تو، گروهی مانند طایفور وجود دارند.
هر روز چنانکه روز نوروز
طبع تو خوش و دل تو مسرور
هوش مصنوعی: هر روز باید مثل روز نوروز باشد؛ یعنی حال و هوای خوب و دلانگیزی داشته باشی و روحت شاد باشد.