برگردان به زبان ساده
هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار
نیستکس را نزد آن یاقوت شکر بار بار
هوش مصنوعی: شکر و یاقوت تو زیباترین و باارزشترین چیزها هستند، ای محبوب باهوش و دلربا. هیچکس نمیتواند به زیبایی و ارزش تو نزدیک شود.
سال سرتاسر چو گلزارست خرم عارضت
چون دل من صد دل اندر عشق آنگلزار زار
هوش مصنوعی: تمام سال مانند باغی سرسبز و شاداب است، و صورت تو چون دل من برای عشق آن باغ و گلها، پر از درد و شگفتی است.
نیمهٔ دینار را ماند دهان تنگ تو
در دل تنگم فکند آن نیمهٔ دینار نار
هوش مصنوعی: نیمهای از دینار مانند دهان کوچکت است که در دل تنگم انداخته شده و آن نیمه دینار، حالتی ناراحتکننده را به وجود آورده است.
ای بت شیرین لبان تا چند از این گفتار تلخ
روز من چون شب مدار از تلخیگفتار تار
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، تا کی میخواهی زبان تلخ و گفتار ناگوار تو زندگیام را چون شب تیره و تار کند؟ از این تلخی و کلام ناخوشایند دست بردار.
دوستی و مهربانی کار تو پنداشتم
کی گمان بردم که اداریا کینه و پیکار کار
هوش مصنوعی: من فکر میکردم که تو دوستی و مهربانی را پیشه کردهای، اما هرگز گمان نمیکردم که در دل تو کینه و دشمنی وجود داشته باشد.
عاشقی جستم نگارا تا دلم غمخوار گشت
گشتم اندر عهدهٔ عشق از دل غمخوار خوار
هوش مصنوعی: در جستجوی عشق تو بودم تا دلم کسی را پیدا کند که به حال من رسیدگی کند. اما وقتی که در مسیر عشق قرار گرفتم، احساس کردم دل غمخوارم را نیز از دست دادهام.
هرکه از یاران وفا جوید نبیند جز جفا
آفرین فخر فَتْیان بهتر از بسیار یار
هوش مصنوعی: هر کس که از دوستان وفادار طلب کند، جز پر از ناامیدی و آزردگی چیزی نخواهد دید. البته فخر جوانان بهتر از این است که آدم زیادی دوست داشته باشد.
قاسِمُ الارزاق بُوالقاسم که اندر حَلّ و عَقْد
هست عزم او میان نیک و بد دیوار وار
هوش مصنوعی: قاسم ارزاق، یعنی کسی که روزیها را تقسیم میکند، با نام ابوالقاسم شناخته میشود و آنچه در کارش دارد، تصمیمگیری در میان نیک و بد است؛ او همچون دیواری است که این دو را از هم جدا میکند.
آنکه اندر مهتری آثار خوبش ظاهرست
وز بداندیشان همی خواهد بر آن آثار ثار
هوش مصنوعی: کسی که در علم و رهبری آثار خوبش نمایان است، از افرادی که بد فکر میکنند، میخواهد که بر آن آثار خط بزند و آنها را مخدوش کند.
هست فرخنده درختی باغ اصل خویش را
کافرید از آفرینش ایزد جبار بار
هوش مصنوعی: در باغ، درختی خوشبخت و خوشحال وجود دارد که از قدرت و آفرینش خداوند پدید آمده است.
گرد گردون همت میمون او هنجار زد
لاجرم گشته است گردون را از آن هنجار جار
هوش مصنوعی: دوران و زمانه به خاطر تلاش و کوشش میمون، نظم خاصی یافته است و به همین دلیل، زندگی مردم تحت تأثیر این نظم قرار گرفته است.
گر بپیوندد زه سوفار تیر خویش را
شیر نر گردد ز بیم و ترس آن سوفار فار
هوش مصنوعی: اگر آن سوسمار تیر خود را به هم پیوند دهد، شیر نر به خاطر ترس و خوف آن سوسمار تبدیل میشود.
شار غرجستان اگر یابد نسیم همتش
خاک آن بقعت کند چون زر مشتافشار شار
هوش مصنوعی: اگر نسیم ارادت به سرزمین غرچستان برسد، خاک آنجا مانند زر خالص و ناب میدرخشد.
کلک او در دست او مرغی است زرین ای عجب
هر زمان بر لوح سیمین بارد از منقار قار
هوش مصنوعی: قلم او مانند پرندهای طلایی است و این شگفتی است که هر بار از نو بر صفحه نقرهای مینویسد و کلمات از آن چون دانههایی از نوک آن پرنده میریزد.
نور رای او اگر بر کوه بلغار اوفتد
معدن یاقون گردد در کُه بلغار غار
هوش مصنوعی: اگر نور و دانش او بر کوه بلغار تابیده شود، آنجا تبدیل به معدن جواهرات درخشان خواهد شد.
ای هنرمندی که گر بر مار بگذاری ضمیر
زار گردد همچو مور از حسرت تیمار مار
هوش مصنوعی: ای هنرمند عزیز، اگر احساسات و روح خود را بر دل و جان موری بیفکنی، او را به شدت از حسرت و آرزو دچار زخم و رنج میکنی، مانند حالتی که مار احساس درد و رنج کند.
تحفهای زیبا فرستادم تو را از طبع خویش
تحفهٔ طبع مرا با قیمت و مقدار دار
هوش مصنوعی: هدیهای زیبا از دل خود برایت فرستادم، حالا تو ارزش و مقدار این هدیه را بدان و حفظ کن.
من یقین دانم که تو فخر آوری زاشعار من
حاش لله گر تو داری از چنین اشعار عار
هوش مصنوعی: من میدانم که تو به خاطر اشعار من به خود میبالید، اما سوگند به خدا اگر تو از این اشعار شرمنده باشی، چه ارزشی دارد.
تا که بشناسد ز چوگان مرد حِکمت گوی گوی
تا که بشناسد ز بلبل مرد زیرک سار سار
هوش مصنوعی: تا زمانی که افراد باهوش و زیرک، با دقت و دانش، دیگران را بشناسند و بهتر از آنچه که هستند، درک کنند، میتوانند در زندگی به موفقیتهای بیشتری دست یابند.
شاخ شادی و طرب بنشان به نام دوستان
تخم درد و غم به نام دشمن مکار کار
هوش مصنوعی: خوشی و سرور را به خاطر دوستان و برای آنها در دل بکارید، اما غم و درد را از دشمنان و بدخواهان بپذیرید و تحمل کنید.