برگردان به زبان ساده
دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار
از علم و عقل و فضل بر او برگ و شاخ و بار
هوش مصنوعی: یک شب در خواب درختی را دیدم که از نظر علم، عقل و فضیلت بسیار بزرگ و محترم بود و بر روی آن برگها، شاخها و میوههایی وجود داشت.
از قندهار سایهٔ او تا به قیروان
وز قیروان شکوفهٔ او تا به قندهار
هوش مصنوعی: سایهٔ او از قندهار تا قیروان گسترش یافته و شکوفههای او از قیروان به قندهار میرسد.
نزدیک او نشسته جوانی گشاده طبع
با صورتی بدیع و زبانی سخنگزار
هوش مصنوعی: در کنار او جوانی نشسته که دارای روحی آزاد و دلنشین است، چهرهای زیبا دارد و به خوبی سخن میگوید.
آثار تازگی و نشان خجستگی
بر صورت مبارک او گشته آشکار
هوش مصنوعی: چهره او نشاندهنده جوانی و سعادت است که به وضوح بر آن نمایان است.
گفتم که کیستی تو چنین شاد و تازه روی
باز این درخت چیست چنین سبز و آبدار
هوش مصنوعی: از کسی که خوشحال و با طراوت به نظر میرسد، سوال کردم که تو کیستی و این درخت چه خاصیتی دارد که اینقدر سرسبز و پرآب به نظر میرسد.
گفت این درخت دین خدای پیمبرست
من دولتمگرفته به نزدیک او قرار
هوش مصنوعی: آن درخت، نماد دین و آیین الهی پیامبر است و من به لطف او، به جایگاه و ثروتی رسیدهام.
تا در چهار فصل بپیرایم این درخت
چون زادْ سروْ مرد کشاورز در بهار
هوش مصنوعی: این درخت را در چهار فصل آراسته میکنم، مانند فرزندی که در بهار بهدنیا میآید و توسط کشاورز پرورش مییابد.
گفتم که تا به سعی تو پیراسته است دین
دین را به اهتمام تو آراسته است کار
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش تو، دین به زیبایی و آراستگی درآمده است. من نیز گفتم که به خاطر تلاشهای تو، این دین به زیبایی و نظامی خاص دست یافته است.
گفتا همیشه نصرت دین است کار من
در روزگار ناصر دین شاه روزگار
هوش مصنوعی: او میگوید که همیشه وظیفهاش حمایت از دین است و این کار را در زمان ناصرالدین شاه انجام میدهد.
گفتم بپرسم از تو در این حال چند چیز
فرزانهوار پاسخ هر پرسشی بیار
هوش مصنوعی: گفتم که در این وضعیت از تو بپرسم چند نکته هوشمندانه را برای پاسخ به هر سوالی بیاوری.
گفتا هر آن سوال که از من کنی کنون
آن را دهم جواب به توفیق کردگار
هوش مصنوعی: او گفت: هر سؤالی که از من میکنی، اکنون پاسخ آن را با کمک خدا به تو میدهم.
گفتم که چیست آن که نه آب و نه آتش است
چون آب و آتش است به وادی و کوهسار
هوش مصنوعی: گفتم که چیست آن چیز که نه آب باشد و نه آتش، اما ویژگیهای آن مثل آب و آتش در دشت و کوه وجود دارد.
پشت زمین ز رفتن او هست پر هلال
روی فلک ز جنبش او هست پر غبار
هوش مصنوعی: زمین از رفتن او پر شده و آسمان به خاطر حرکت او مملو از غبار است.
بادی استکوه پیکر وکوهی است باد پای
برقی است ابر گردش و ابری است برقبار
هوش مصنوعی: باد به گونهای است که همچون کوهی بزرگ و با وقار به نظر میرسد و کوه نیز به نوعی شبیه به باد است. رعد و برق مانند پاهایی است که بر ابرها میکوبد و ابرها در حال حرکت هستند گویی همانند برق در آسمان در حال درخشیدناند.
هامون همی گذارد و گردون از او خجل
صحرا همی نوردد و دریا بر او سوار
هوش مصنوعی: هامون در حال حرکت است و آسمان از او شرمسار شده است، دشت در حال پرسهزنی است و دریا بر او سوار شده است.
اندر جَهَد بدیدهٔ شیران گه نبرد
اندر رسد به آهوی دشتیگه شکار
هوش مصنوعی: در مواقعی که شیران به سختی و زحمت میافتند، گاهی اوقات غزال دشت هم به دستشان میافتد.
گفتا باین صفت که تو پرسی همی زمن
اندر جهان ندانم جز اسب شهریار
هوش مصنوعی: او گفت: در مورد این ویژگی که تو میپرسی، در دنیا نمیشناسم جز اسب پادشاه.
گفتم که چیست آن که به شکل سپهر نیست
لون سپهر دارد و گهگه کند مدار
هوش مصنوعی: گفتم چه چیزی وجود دارد که شکل آسمان را ندارد، اما رنگ آسمان را به خود میگیرد و هر از گاهی دور خودش میچرخد؟
هنگام جنگ در صف هیجا برآورد
ناگه مدار او ز سرسر کشان دمار
هوش مصنوعی: در لحظهای که جنگ آغاز شد، ناگهان او از جمعیت جلو آمد و به سوی دشمن حمله کرد.
گاهی چو جوی آب بود گه چون برگ بید
گاهی چو لوح مینا گه چون زبان مار
هوش مصنوعی: گاهی مثل جوی آب آرام و روان است، گاهی مانند برگ بید نرم و شکننده، گاهی بهصورت لوحی صاف و شفاف، و گاهی همچون زبانی تند و خطرناک رفتار میکند.
زنگارگون چون سبزه بود در مکان خویش
شنگرف گون چو لاله شود روز کارزار
هوش مصنوعی: مانند سبزه که زنگ زده و نازیبا است در جایگاه خود، در میدان جنگ مانند لالهای سرخ و زیبا خواهد شد.
آید دلاوران عجم را از او عجب
چونانکه سروران عرب را ز ذوالفقار
هوش مصنوعی: دلاوران و شجاعان عجم به خاطر قدرت و مهارتشان مورد تحسین قرار میگیرند، همانطور که سران و قهرمانان عرب به خاطر شمشیر ذوالفقار مشهور و مورد ستایش هستند.
گفتا که هیچ چیز ندانم باین صفت
جز تیغ پادشاه عجم شاه کامکار
هوش مصنوعی: گفت که من هیچ چیزی نمیدانم که به این ویژگی مربوط باشد جز شمشیر پادشاه عجم، شاه کامکار.
گفتم که چیست آن که به گوهر چو مرغ نیست
چون مرغ از این دیار بپرد به آن دیار
هوش مصنوعی: گفتم چه چیزی است که مانند مرغی که از این سرزمین پرواز میکند، به ارزش و زیبایی نمیرسد. مگر او بتواند به سرزمین دیگری برود؟
از چوب و آهن است چو از دست شد رها
بیرون جهد ز چوب و ز آهن کند گذار
هوش مصنوعی: چو از چوب و آهن رهایی یابی، دیگر از آنها فاصله میگیری و به چیزهایی دیگر و بالاتر دست مییابی.
پرواز او به رزم یکی سازد از دو تن
آهنگ او به جنگ دو تن سازد از چهار
هوش مصنوعی: پرواز او در میدان جنگ، موجب میشود که دو فرد به یکدیگر نزدیک شوند، و حرکات او در نبرد به نوعی طراحی شده است که حتی چهار نفر را به چالش میکشاند.
شکلی خمیده گیردش اندر کنار خویش
چون عاشقی که گیرد معشوق در کنار
هوش مصنوعی: چون عاشقی که معشوقش را در کنار خود میگیرد، او نیز به صورت خمیده و زیبا در کنار خود میگیرد.
در دست شیر مردان هر ساعتی به پای
چرمگوزن را بکشد تنگ استوار
هوش مصنوعی: در دستان مردان قوی و شجاع، در هر لحظه، پای چرمین گوزن به شدت و استحکام گرفته میشود.
چون پای را به چرم گوزن اندر آورد
از بیم چون گوزن شود شیر مرغزار
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی پا در چرم گوزن بگذارد، به خاطر ترس ورمیدارد، مانند گوزن میشود و شجاع و دلیر خواهد بود.
گفتا بر این مثال مگر تیر خسروست
آن خسروی که هست کریم و بزرگوار
هوش مصنوعی: گفت که آیا این نمونه فقط نشاندهندهٔ تیر خسرو نیست؟ آن خسروی که دارای generosity و بلندی مقام است.
فرمانده زمانه ملک سنجر آن که او
ملک زمانه را ز پدر هست یادگار
هوش مصنوعی: فرماندهی زمانه، ملک سنجر، کسی است که میراثدار قدرت و سلطنت است و این مقام را از پدرش به ارث برده است.
شاهی که همچنانکه محمد ز انبیاء
هست اختیار او ز ملوک است اختیار
هوش مصنوعی: سلطانی که مانند محمد در میان پیامبران است، اختیار و قدرت او برتر از سایر شاهان و فرمانروایان است.
دارد هزار بنده که هر بنده را رهی است
صد پهلوان چو رستم و صد چون سفندیار
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف قدرت و بزرگی یک شخصیت میپردازد. شاعر میگوید که این شخصیت دارای هزاران پیرو و سرباز است، که هر کدام از آنها توانایی و مسیر خاص خود را دارند. او همچنین اشاره میکند که در میان این پیروان، پهلوانانی وجود دارند که همچون رستم و سفندیار، از بزرگترین قهرمانان داستانهای ایرانی هستند. در واقع، این بیت نشاندهنده عظمت و نفوذ این شخصیت در دنیای اطرافش است.
دل بر نشاط اوست یلان را به روز رزم
سر بر بساط اوست شهان را به روز بار
هوش مصنوعی: دلها به شادابی او خوش هستند و قهرمانان در روز نبرد به شادابی او تکیه میکنند، همچنان که پادشاهان در روزهای سخت به او اتکا دارند.
گردون بلند کردهٔ او را نکرد پست
دولت عزیز کردهٔ او را نکرد خوار
هوش مصنوعی: آسمان دیگر او را پایین نیاورد و مقام والا و ارزشمند او را نادیده نگرفت.
در صید و در مصاف ز پیکان و تیغ او
نخجیر و خصم هر دو نیابند زینهار
هوش مصنوعی: در شکار و در نبرد، هیچکس نمیتواند از تیر و شمشیر او در امان بماند، پس مراقب باشید.
تاکلک او نگارگر روی دولت است
بر روی دولت است ز توقیع او نگار
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و دلربایی چهره محبوب اشاره دارد و بیان میکند که زیباترین هنرها و نقشها بر روی چهرهی او نمایان است. به نوعی میتوان گفت، جذابیت و شکوه چهرهی محبوب، هنری است که تنها او را میتواند به تصویر بکشد.
دانی چرا ستاره نبیند کسی به روز
باشد بر آسمان به شب تیره صد هزار
هوش مصنوعی: آیا میدانی چرا در روز کسی ستاره نمیبیند؟ چون در آسمان، تنها در شب تاریک است که هزاران ستاره خود را نشان میدهند.
زیراکه هر ستاره که پیدا بود به شب
خورشید بامداد کند بر سرش نثار
هوش مصنوعی: چرا که هر ستارهای که در شب دیده میشود، صبح با تابش خورشید بر سر آن ناز و محبت میبارد.
ای اختران به نور تو محتاج بر سپهر
وی ماهیان به جود تو مشتاق در بحار
هوش مصنوعی: ای ستارگان، برای روشنایی شما به آسمان نیاز داریم و ماهیان در دریا با امید به بخشندگی شما در انتظارند.
از بهر آنکه کشتهٔ تو دوزخی بود
از خون دشمنانت به دوزخ شود بخار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه کسی که به خاطر تو کشته شده است، در دوزخ قرار دارد، بخار ناشی از خون دشمنانت به سوی دوزخ خواهد رفت.
چون سقف بیستون ز هوا بر زمین فتد
گر دشمنت کند ز که بیستون حصار
هوش مصنوعی: وقتی که سقف بیستون از آسمان بر زمین بیفتد، اگر دشمن تو را در محاصره قرار دهد، از چه کسی باید کمک بخواهی؟
از فر دولت تو به اطراف مملکت
شد خاندان بدکنشان جمله تار و مار
هوش مصنوعی: از برکت وجود تو، در سرتاسر کشور، خانوادههای بدذات و شرور به شدت تضعیف و نابود شدند.
قومی شدندکشتهٔ شمشیر لشکرت
قومی اسیر و بسته به زنجیر بر قطار
هوش مصنوعی: قومهایی به دست شمشیرهای لشکر تو کشته شدند و گروهی دیگر به زنجیر و بند گرفتار آمدند.
آنان که زندهاند ندانم همی چرا
از حال آن گروه نگیرند اعتبار
هوش مصنوعی: افرادی که زندهاند، نمیفهمم چرا به وضعیت آن گروه توجهی نمیکنند و اهمیت نمیدهند.
در مغزشان خُمار شراب ضَلالت است
شمشیر تو برون برد از مغزشان خمار
هوش مصنوعی: در ذهن آنها نشانههایی از گمراهی و سردرگمی وجود دارد، اما شمشیری که تو به کار میبری، آنها را از این سردرگمی رها میکند.
گردون غلام توست و زمانه به کام تو
دشمن به دام توست و بداندیش خاکسار
هوش مصنوعی: جهان و زمانه در خدمت تو هستند و دشمنان تو در چنگال تو گرفتارند، در حالی که بداندیشان و بدخواهان تو در برابر تو ناتوان و خاشعاند.
در دست دوستان تو چون زر شدست خاک
در باغ بندگان تو چونگل شدست خار
هوش مصنوعی: دوستان تو مانند طلا ارزشمند شدهاند و خاک در باغ بندگان تو مانند خار، کمارزش و بیفایده است.
چون بنده انتظار کند قوت خویش را
او را به یک نظر برهانی ز انتظار
هوش مصنوعی: وقتی انسان به انتظار چیزی باشد و قدرت و توانایی خود را به درستی بشناسد، با یک نگاه میتواند به فهم و بصیرت جدیدی دست یابد و از این انتظار رهایی یابد.
دریای بیکرانی و از بهر گوهرست
بازارگان به ساحل دریای بیکنار
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک دریای وسیع و بیپایان است که در آن کسبوکارها و تاجران به دنبال به دست آوردن ثروت و گوهرهای ارزشمند هستند. سواحل این دریا نیز محلی برای تجارت و داد و ستد هستند.
تا خاک را غبار بود باد را نسیم
تا اب را سرشک بود نار را شرار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تا زمانی که خاک وجود دارد، باد به شکل نسیم خواهد بود و همچنین تا آب هست، اشک و قطراتش وجود دارند. به همین ترتیب، تا آتش وجود دارد، شعله و درخشش آن نیز پایدار خواهد بود. در واقع، این بیانگر ارتباط و وجود چیزها در عالم است.
بادند حلم و طبع تورا سخره خاک و باد
بادند عفو و خشم تو را بنده آب و نار
هوش مصنوعی: عقل و نفست مانند خاک و باد هستند که تحت تأثیر زندگی و محیط قرار دارند، و همچنین عفو و خشم تو وابسته به آب و آتش هستند.
عمر تو بینهایت وگنج تو بیقیاس
ملک تو بیکرانه و فتح تو بیشمار
هوش مصنوعی: عمر تو بیپایان است و ثروت تو نامحدود، قلمرو تو وسیع و موفقیتهایت بسیار است.
امروز بر تو خوشتر و پدرام تر ز دی
وامسال بر تو بهتر و فرخندهتر ز بار
هوش مصنوعی: امروز برای تو بهتر و شادتر از دیروز است و امسال برای تو خوبتر و خوشیمنتر از سالهای گذشته خواهد بود.