برگردان به زبان ساده
آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار
گر کوته است کوتهی از وی عجب مدار
هوش مصنوعی: زلفهای مشکی که بر آن چهرهی زیبا میافتد، اگر کمی کوتاه باشد، نباید به این کوتاهی آنقدر اهمیت بدهی.
شب در بهار میل کند سویکو تهی
آن زلف چون شب است بر آن روی چون بهار
هوش مصنوعی: در شب بهار، زلفی که به شکل شب است، به سوی کوه میچرخد و چهرهای که مانند بهار میدرخشد، در آن قرار دارد.
در زیر آن دو سنبل مشکین نهفته بود
آن عارضین همچو سمنزار و لالهزار
هوش مصنوعی: در زیر آن دو گل زیبا، چهرهای دلنشین و خوشبو نهفته بود که همانند دشتهای پر از سمن و لاله جلوهگر بود.
لختی از آن دو سنبل مشکین بکاستند
تا گشت لالهزار و سمنزارش آشکار
هوش مصنوعی: لحظاتی از آن دو گل سیاه رنگ کم کردند تا سرانجام باغ لاله و سمنهایش نمایان شد.
آن زلف کز درازی با دوش بود جفت
کوته شد از بریدن و با گوش گشت یار
هوش مصنوعی: زلفی که به خاطر دراز بودن با دوش معشوقی گره خورده بود، حالا به خاطر بریدن، کوتاه شده و به گوش یار نزدیک شده است.
گر بود جفت دوش کنون گشت یارگوش
با گوش یار چون شد گر نیست گوشوار
هوش مصنوعی: اگر دوشیزهای وجود داشته باشد، اکنون دوستش مانند گوشوارهای است که به گوش یار آویزان شده است. پس اگر گوشوارهای نیست، چگونه دوشیزه وجود دارد؟
گفتم رسنکنم من از آن زلف تامگر
دل برکشم ز چاه زنخدان آن نگار
هوش مصنوعی: گفتم که با استفاده از آن زلف زیبای تو، خود را به دام میاندازم، تا بلکه بتوانم دل خود را از چاه صورت دلربای تو بیرون بکشید.
با من ستیزه کرد و سرش را بریده کرد
گفتا برو دل از چَه من بی رسن برآر
هوش مصنوعی: او با من جنگید و سرش را برید و گفت: برو و دلت را از چاه من بیرون بیاور.
در بیش گوش او سر زلفش حجاب بود
برداشت از حجاب سر زلف تابدار
هوش مصنوعی: موهای تابدار او مانند حجابی بر گوشش افتاده بود و وقتی آن را کنار زد، زیبایی پنهانش نمایان شد.
تا بیحجاب شعر من آید به گوش او
در جشن سالگردش سلطان روزگار
هوش مصنوعی: تا زمانی که شعر بیپرده من به گوش او برسد، در جشن سالروز سلطنتش در دنیای هستی.
فرخ معز دولت و فرخنده رکن دین
شایسته پادشاه و پسندیده شهریار
هوش مصنوعی: فرخ، شخصی موفق و با منزلت است که به عنوان پادشاه و رهبر دین، شایستگیهای زیادی دارد و مورد پسند همگان است.
پاینده آسمان ظفر بوالمظفر آنک
بی رای او همی نکند آسمان مدار
هوش مصنوعی: آسمان همواره پیروز و بر افراشته است، اما این پیروزی تنها به لطف کسی است که بدون راهنمایی و هدایت، به آن دست نمییابد.
تابنده آفتاب هنر برکیارق آنک
هست او زمانه را ز ملکشاه یادگار
هوش مصنوعی: آفتاب هنر بر سر کیارقی تابیده است و او یادگاری از زمان ملکشاه است.
شمشیر او مبشر فتح است روز رزم
توقیع او مفسر عدل است روزِ بار
هوش مصنوعی: شمشیر او نشانهای از پیروزی در جنگ است و دستخط او بیانگر انصاف و عدالت در روزی است که باران نازل میشود.
در حلم چون پیمبر و در علم چون علی است
اسبش چو دلدل آمد و تیغش چو ذوالفقار
هوش مصنوعی: اسب او همانند دلدل، یعنی بسیار نیرومند و آماده برای جنگ است و شمشیرش شبیه به ذوالفقار، یعنی برنده و قدرتمند است. او صبوری و بردباری را به مانند پیامبر دارد و در دانش و علم به مانند علی است.
بر خار و خاره گر بنویسند نام او
از خاره زر برآید و گل بردمد ز خار
هوش مصنوعی: اگر بر خارها و خارهها نام او را بنویسند، از آن خارها طلا خواهد رویید و گل از خارها به شکوفایی خواهد رسید.
سروی است او ز باغ ظفر سرفراشته
او را سرای پرده چمن تخت جویبار
هوش مصنوعی: او مانند یک سرو بلند از باغ پیروزی سر به فراز دارد و محل زندگیاش در کنار چمن و بر روی تخت جویبار قرار دارد.
از جانب پدر نسبش خالی از عیوب
وز جانب دگرگهرش صافی از عوار
هوش مصنوعی: نسبت او از طرف پدر هیچ عیبی ندارد و از طرف مادر نیز خالی از هر نوع نقص و عیب است.
چون از دو جانب است به سلجوق نسبتش
فخر است بیخ و شاخش و فتح است برگ و بار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که این شخص (یا نویسنده) به خاطر نسبت خود به دو خاندان بزرگ (سلجوقیان و دیگران) به خود می بالد. این پیوندها باعث افتخار اوست و او را به مانند درختی میداند که ریشه و قدرتش از این خاندانها نشأت میگیرد و میوه و برکاتش نتیجهی این میراث است.
امروز هست ملک جهان چون یکی صدف
شاه جهان در او چو یکی در شاهوار
هوش مصنوعی: امروز دنیا مانند یک صدف است و درون آن، پادشاهی بزرگ وجود دارد که همچون یک مروارید در درون صدف میدرخشد.
این درّ در صدف ز پدر زینهار ماند
با زینهار او نتوان خورد زینهار
هوش مصنوعی: این مروارید درون صدف به ارث رسیده از پدر، باید با احتیاط نگهداری شود و نمیتوان به آسانی به آن دست زد.
چون از تبار خویش ملکشاه دور شد
گشتند ملک جویگروهی هم از تبار
هوش مصنوعی: زمانی که ملکشاه از نیاکان خود فاصله گرفت، گروهی از کسانی که از نسل او بودند، به دنبال او گشتند.
ایزد رضا نداد که شاهنشهی دهد
بر جهل از آن گروه یکی را به اختیار
هوش مصنوعی: خداوند رضا نداد که از میان کسانی که در جهل به سر میبرند، یکی را به دلخواه برگزیده و به عنوان پادشاه معرفی کند.
یعنی که چون زمانه شود خالی از پدر
جز بر پسر نگیرد شاهنشهی قرار
هوش مصنوعی: زمانی که دنیا از پدر خالی شود، تنها به پسران سلطنت و قدرت نمیبخشد.
بر دشمنان دولت سلطان شنیدهای
کز کارزار سلطان چون گشت کارزار
هوش مصنوعی: در مورد دشمنان سلطنت گفتهاند که وقتی جنگهای سلطان آغاز شد، اوضاع به چه صورت درآمد.
گویی زمین رزمگهش مرغزار بود
میران لشکرش همه شیران مرغزار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد زمین به میدان جنگی تبدیل شده که در آن، همه سربازان مانند شیران قوی و دلیر هستند. این تصویر بیانگر قدرت و شجاعت نیروهای جنگی در آن عرصه است.
روی زمین به رنگ فلک گشته از سلیح
روی فلک به رنگ زمین گشته از غبار
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری زیبای طبیعت اشاره شده است. زمین به رنگ آسمان درآمده و آسمان نیز تحت تأثیر گرد و غبار، رنگهای زمین را به خود گرفته است. این تغییر رنگها نشاندهنده تأثیر متقابل بین زمین و آسمان است و حالتی شاعرانه از ارتباط این دو را به تصویر میکشد.
چون چشمهای مور شده حلقههای دِرْعْ
پیکانهای تیز چو دندانهای مار
هوش مصنوعی: چشمهای مور مانند حلقههای زرهای هستند و تیرهای تیز مانند دندانهای مار به نظر میرسند.
از آب چشم خسته به ماهی رسیده نم
وز خون جسم کشته به مه بر شده بخار
هوش مصنوعی: چشمهای خسته مثل آبی است که به ماهی رسیده و از خون جسم کشتهای، بخار به وجود آمده و به ماه تابیده است.
همچون کفیده نار دهان مخالفان
دندانهای پرخون چون دانههای نار
هوش مصنوعی: مانند دانههای انار که در دهان مخالفان تلخ و پر از خوناند، دندانهای آنها نیز به همین شکل است.
این حال اگر به شرح بگویند سربسر
بیش آید از قیاس و فزون آید از شمار
هوش مصنوعی: این وضعیت را اگر به تفصیل بیان کنند، به گونهای میشود که از حد مقایسه فراتر میرود و از تعداد فراتر میزند.
هر فتح و هر ظفر که در این چند سال رفت
فهرست دولت آمد و قانون افتخار
هوش مصنوعی: در این چند سال، هر پیروزی و موفقیتی که حاصل شده، به روند پیشرفت جامعه و اعتبار قانونی افزوده است.
ماند به معجزات همه کارهای شاه
گویی به شاه وحی فرستاد کردگار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که همه کارهای شاه همچون معجزه به نظر میرسد، گویا خداوند او را به طور خاص راهنمایی کرده و الهاماتی به او داده است.
ای انتظار خلق جهان سوی درگهت
دادت خدای هر چه همی کردی انتظار
هوش مصنوعی: ای انتظار آفرینش و جهانی که به درگاه تو روی میآورد، خداوند هر آنچه را که میکنی در انتظار آن هست.
میراث داری از پدران ملکتی که هست
یک سر به قیروان و دیگر سر به قندهار
هوش مصنوعی: شما از پدران خود ارثی دارید که یک طرف آن به قیروان و طرف دیگر به قندهار مربوط میشود.
پیمانت را به کشور ایران متابعند
شیران نامجوی و دلیران نامدار
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که با تو بسته شده، به کشور ایران وابسته است و دلیران و شیران مشهور در این سرزمین به دنبال تو هستند.
فرمانت را به تربت توران مسخرند
خانان کامران و تکینان کامکار
هوش مصنوعی: خانان توانمند و جنگجویان چالاک، فرمان تو را به احترام و به دلایل مختلف در زمینهای توران در نظر میگیرند.
بر موکبی زند ز مصاف تو یک غلام
بر لشکری زند ز سپاه تو یک سوار
هوش مصنوعی: در یک کاروان، یک خدمتکار به خاطر نبردی که تو انجام دادهای، به شوق و امید میرقصد و در میدان جنگ، یک سوارکار به خاطر نیرو و قدرت تو، با افتخار و شجاعت میجنگد.
یک تن ز موکب تو و از دیگران دویست
ده تن ز لنگر تو و از دیگران هزار
هوش مصنوعی: هر یک نفر از کسانی که به سوی تو میآیند، به اندازهی دویست نفر از دیگران ارزشمند است و هر ده نفر از آنها به اندازهی هزار نفر از دیگران هستند.
باشند خسروان همه در آرزوی پیل
تا در مصاف حمله برد روز کارزار
هوش مصنوعی: همه شاهان در انتظار مبارزات هستند تا در روز نبرد و در حماسهای بزرگ، شجاعت و قدرت خود را به نمایش بگذارند.
تو پیل خواهی از پی آن کاستخوان او
بر قبضهٔ کمانْتْ کمانگر برد به کار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به دنبال هدف بزرگی بروی، باید خود را برای چالشهای بزرگ آماده کنی و برای دستیابی به آن هدف تلاش کنی.
مریخ با سیاست وکیوان کینه ور
گر خصم تو شوند و کنند آسمان حصار
هوش مصنوعی: اگر مریخ و کیوان با تدبیر و کینه به نبرد با تو برخیزند، حتی میتوانند آسمان را نیز به دور خود محدود کنند.
اقبال تو ز وهم تو سازد یکیکمند
این هر دو نحس را کند از آسمان شکار
هوش مصنوعی: توفیق و موفقیت تو میتواند بر ترسها و خیالاتت غلبه کند و این دو عامل منفی را مانند یک شکار از آسمان به دام بیاندازد.
شاها بساز مجلس و مینوشکنکه هست
امروز تو ز دی بِه و امسال تو ز پار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، مجلس شادی برپا کن و می بنوش، زیرا امروز تو از دیروز بهتر هستی و امسالت از پارسال برتر است.
دولت همی به تهنیت آید که کردهای
جشنی بزرگوار به روزی بزرگوار
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت به تو رو میآورد چون برای روزی بزرگ جشن بزرگ و شایستهای برپا کردهای.
در آستین سزد که بود جان بندگان
تا پیش تو کنند بدین تهنیت نثار
هوش مصنوعی: در آستین مناسب است که جان بندگان موجود باشد تا به عنوان پیشکش و برای شادی و تبریک به تو تقدیم شود.
تا آب و باد و آتش و خاک است در جهان
تا نیست هیچ عنصر دیگر جز این چهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که آب، باد، آتش و خاک در جهان وجود دارد، هیچ عنصر دیگری جز این چهار عنصر نیست.
از اسب باد پایت و از تیغ آب رنگ
آتش فتاده باد در اعدای خاکسار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که از قدرت و شجاعت تو کم شده و به نوعی در مقابل چالشها و شرایط سخت، دچار تزلزل گشتهای. احساس میشود که در نبرد با مشکلات، به زحمت افتادهای و از آن روحیهی قبلی فاصله گرفتهای.
هرگز بلند کردهٔ بختت مباد پست
هرگز عزیزکردهٔ جودت مباد خوار
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که بختت به رتبهای پایین بیفتد و هرگز نگذار که کسی که به خاطر بخشش تو عزیز شده، خوار و ذلیل شود.
یادت به هر چه رای کنی یُمن بر یمین
بادت به هر چه روی نهی یُسر بر یسار
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که هر چیزی که بخواهی، برکت و خوشی برایت به ارمغان میآورد؛ و هر جا که قدم بگذاری، آسانی و سادگی در آنجا برایت خواهد بود.
احوال دهر باد به عدل تو مستقیم
بنیاد ملک باد به تیغ تو استوار
هوش مصنوعی: وضع و احوال زمانه به انصاف تو بستگی دارد و بر اساس عدالت تو، پایههای حکومت مستحکم میشود.
فرخنده باد بزم تو بالصیف و الشتا
پدرام باد عیش تو باللیل و النهار
هوش مصنوعی: خوش باد مهمانی تو در تابستان و زمستان، و شادی و لذت تو در شب و روز پایدار باشد.