برگردان به زبان ساده
پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار
و آن روزگار تیره که بر من گذشت پار
هوش مصنوعی: واقعا قابل پنهان کردن نیست که تیراندازی شهریار و آن روزهای تاریک، تجربهای است که بر من گذشت.
گر پار روزگار من از تیر تیره بود
امسال روشن است ز خورشید روزگار
هوش مصنوعی: اگرچه روزگار من در گذشته مانند تیر تاریک بود، امسال روشن است و مانند خورشید درخشان است.
زان پس که بود بر شرف مرگ حال من
رَستَم به دولت شرف دین کردگار
هوش مصنوعی: پس از آنکه به مرگ نزدیک شدم، حال من با خلوص و پرهیزگاری یاران دین خدا تغییر کرد و به سمت بهبودی رفت.
تاجُالکُفاهٔ فخر معالی وجیه ملک
زینِ دول رَضّی ملوک و سرِ تبار
هوش مصنوعی: تاجالکفاف به عنوان نمادی از بزرگی و مقام، افتخار خاندانهای رفیع به شمار میآید. این تاج نمایانگر مقام معنوی و سیاسی یک پادشاه است که بر سر ملوک و خانوادهاش میدرخشد.
بوطاهر آنکه سیرت نفس شریف اوست
طاهر ز سهو و زلت و خالی زعیب و عار
هوش مصنوعی: بوعطار کسی است که نفس او پاک و باکرامت است، از اشتباهات و لغزشها دور است و عیب و نقصی در او وجود ندارد.
سعد علی که سعد و علی بهره یافته است
از دولت مساعد و از بخت سازگار
هوش مصنوعی: سعد علی در زندگیاش از نعمتها و خوشبختی فراوانی برخوردار است و خوشاقبالی در کنار بختی خوب دارد.
او را به بحر و بدر صفت کن ز بهر آنک
بحرست روز بخشش و بدرست روز تار
هوش مصنوعی: او را به دریا و ماه تشبیه کن، زیرا دریا نماد روز عطا و بخشش است و ماه نمایانگر روز تاریکی و بیخبری.
نینی که بحر دارد ازو جود مُسترَق
نینی که بدر دارد ازو نور مستعار
هوش مصنوعی: شخصی که دارای احسان و بخشش بیپایان است، مانند دریایی است که از آن نیکیها به دست میآید. او همچنین مظهر راستی و روشنی است، مثل نوری که به صورت موقتی از کسی دیگر میتابد.
در عصر خسروان عراق از دیار خویش
هرگز چنو کریم نیامد بدین دیار
هوش مصنوعی: در دوران حکمرانی پادشاهان عراق، هیچگاه شخصی به مهربانی و بخشش این دیار نیامد.
گردون نزاد مهر از او هیچ حقشناس
گیتی ندید بهتر ازو هیچ حقگزار
هوش مصنوعی: هیچ کس در این جهان به اندازه او که از آسمان نازل شده است، شایسته قدردانی و حقشناسی نبوده و نیست.
هم در سخن مُمَیِّز و هم در سَخا تمام
هم در کرم مُوَفّق و هم بر هنر سوار
هوش مصنوعی: او در گفتار خود دارای تمایز و نیکگویی است و در بذل و بخشش نیز بینظیر است. در generosity و مهارتهای هنری هم با موفقیت عمل میکند.
ارزاق خلق را به مروت دهد مدد
زان کلک مشکبار به روزی هزار بار
هوش مصنوعی: خداوند روزی مردم را با سخاوت و مهربانی عطا میکند و این روزی را هزار بار در روز به وسیلهی قلمی که بوی مشک میدهد، میفرستد.
لطف خدای دادگر ارزاق خلق را
گویی حواله کرد بدان کلک مشکبار
هوش مصنوعی: خداوند مهربان، به نظر میرسد که نعمتهای زندگی را به دست فردی دیگر سپرده است تا به مردم برساند، همچون نوشتن با قلمی خوشخط و زیبا.
گر رای او جو آتش جر میشود لطیف
او را همه کواکب عِلوی بود شرار
هوش مصنوعی: اگر نظر او را دنبال کنی، آتش عشق به رقیقترین حالت درمیآید و همه کرات آسمانی برای او شعلهور میشوند.
ور بخت او بهصورت جسمانیان شود
مشرق بود یمینش و مغرب بود یسار
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت او به شکل مادی باشد، سمت راست او مشرق و سمت چپ او مغرب خواهد بود.
خالق همیشه هست بهر کار یار او
زیراکه نیست درکرم او را زخلق بار
هوش مصنوعی: آفریننده همیشه در کنار یارش است، زیرا رحمت او بر بندگانش بیپایان و فراوان است.
هرگز نبود بر کف او از حسد شراب
هرگز نبود در سر او از ندم خمار
هوش مصنوعی: هرگز در وجودش حسد مانند شراب نبوده و همیشه به دور از ناراحتی و خماری بوده است.
از چوب آن درخت که گشتند سَعد و نَحس
او را رسید تخت و عدو را رسید دار
هوش مصنوعی: از چوب آن درخت، روزگار سعادت و شقاوت او رقم خورد، و برای او تخت سلطنت آماده شد و دشمنش به دار (دار مجازات) رفت.
بر شد بخار طبع لطیفش به آسمان
تا ساق عرش بوی بخورست زان بخار
هوش مصنوعی: بخار لطیف وجود او به آسمان بلند شد و بوی خوش بخور تا عرش آسمان را پر کرده است.
ای افتخار عالم از اقبال و منزلت
وی در نوال و مکرمت از عالم اختیار
هوش مصنوعی: ای بزرگی به جهان که به خاطر مقام و منزلتت در بخشش و مهربانی شناخته شدهای.
نیکاختر آفرید تو را عالم آفرین
کز عالم اختیاری و در عالم افتخار
هوش مصنوعی: خداوند تو را با ویژگیهای نیکو آفریده است، به گونهای که تو بالاتر از دیگران و در مقام والایی قرار داری.
خواهد چهارچیز تو دایم چهار چیز
همواره زان چهار همی نازد این چهار
هوش مصنوعی: به چهار چیز همواره نیاز خواهی داشت و از آن چهار چیز همیشه باید مراقبت کنی، زیرا همین چهار چیز باعث افتخار تو خواهند بود.
عزمت دوام دولت و عدلت بقای ملک
عهدت صلاح مردم و عقلت نظام کار
هوش مصنوعی: هدف تو استمرار حکومت و برقراری عدالت است، که موجب پایداری کشور میشود. عهد تو اصلاح امور مردم و عقل تو تدبیر درست کارهاست.
گر صنعت بهار جهان راکند جوان
نادر ترست صنع تو از صنعت بهار
هوش مصنوعی: اگر بهار توانایی جوان کردن جهان را دارد، توانایی تو از بهار نیز نادرتر است.
از بهر آنکه صنعت او نقشهای خویش
برگلکند نگار و تو بر دلکنی نگار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه هنرش طرحهای زیبا بر روی گل میاندازد، تو نیز بر دلها نقش محبت میزنی.
توقیع توست فایدهٔ ملک را دلیل
توفیق توست قاعدهٔ شرع را شعار
هوش مصنوعی: امضا و نوشتهٔ تو، نشاندهندهٔ ارزش و اهمیت سلطنت است. دلیل موفقیت تو قواعد دین را نمایان میسازد.
خار از محبت تو شود چون شکفتهگل
گل باعداوت تو شود چون خلنده خار
هوش مصنوعی: دوستی و محبت باعث میشود که خاری زیبا و گل مانند شود، در حالی که دشمنی و کینه میتواند زیبایی را به زشتی تبدیل کند.
ایمن شود فلک ز مَحاق و خسوف ماه
گر ماه را بر تو فرستد به زینهار
هوش مصنوعی: اگر ماه به تو نیکویی کند و خود را به تو هدیه دهد، آسمان از تاریکی و کسوف ایمن خواهد شد.
اندر حریم عدل توکبک و تذرو را
باز شکارگیر نگیرد همی شکار
هوش مصنوعی: در مرز انصاف تو، هیچ شکارچی نمیتواند به راحتی طعمهاش را بگیرد، حتی اگر در حال پرواز باشد.
در حشمت تو داغ ستورانت را همی
در مرغزار سجده برد شیر مرغزار
هوش مصنوعی: در شکوه و عظمت تو، حتی زخم ستارهها هم در دشت به خاطر تو سجده میکند و به تو احترام میگذارد.
آتش همی به زخم پدید آید از حجر
لولو همی به رنج پدید آید از بحار
هوش مصنوعی: بر اثر زخم، آتش به وجود میآید و مانند لولو که از دریا به سختی استخراج میشود، زیبایی و ارزش نیز از رنج و تلاش پدید میآید.
سازد ز بیم زخم تو آن سنگ را پناه
گیرد ز شرم لفظ تو این آب را حصار
هوش مصنوعی: اگر نگرانی تو باعث میشود که سنگی به خود پناه بگیرد، این نشاندهندهی قدرت تأثیر تو بر دیگران است. و اگر این آب به خاطر شرم از صحبتهای تو احاطهاش را میگیرد، پس تو به اندازهای تأثیرگذاری که حتی طبیعت نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
گر نیست چون صدف قلم دُرْفَشان تو
از بهر چیست در دهنش در شاهوار
هوش مصنوعی: اگر در دهان صدفی، مروارید زیبای تو وجود ندارد، پس علت چیستی آن در دهن او چیست؟
جز در انامل تو قلم کی شود صدف
جز درکفِکلیم عصا کی شود چو مار
هوش مصنوعی: تنها در دستان توست که امکان تبدیل قلم به صدف وجود دارد و تنها در دستهای حضرت کلیم (موسی) است که عصا میتواند به شکل مار درآید.
آنکو همی شناسد ماه و ستاره را
آزادگیت را نشناسد همی شمار
هوش مصنوعی: آنکه ماه و ستاره را میشناسد، آزادی تو را نمیتواند تشخیص دهد.
در همت تو اشبهها و شک نیست خلق را
خورشید روشن است و هوا صافی از غبار
هوش مصنوعی: در تلاش تو شکی نیست که انسانها به وضوح مانند خورشید درخشان و هوایی پاک و صاف هستند.
در معرفت مریدی و در مرتبت مراد
در مصلحت مشیری و در مکرمت مشار
هوش مصنوعی: در دانش و آگاهی، تو همچون شاگردی هستی که در پی شناخت و یادگیری است. در مقام و منزلت، شایستهی دقت و توجه هستی. در راستی و خیرخواهی، به نیکی و فایدهاندیشی شناخته میشوی. و در احترام و بزرگداشت، به خوشنامی و بزرگمکانی متصف هستی.
هرگز نگشت حلم تو فرسوده از غضب
هرگز نگشت عقل تو پوشیده از عُقار
هوش مصنوعی: هرگز آرامش و صبر تو تحت تأثیر خشم قرار نگرفته و هرگز عقل و فهم تو از زینت و زیبایی دور نشده است.
دارد یقین و سر براهیم مادحت
بَرْد و سَلام بیند اگر بگذرد به نار
هوش مصنوعی: اگر مادح و ستایشگر تو به سمت آتش برود، ولی با یقین و آرامش در دل باشد، در آن صورت با وجود خطرات، سلامتی و راحتی را خواهد دید.
ای آفتاب چرخ معالی اگر نبود
یک سال بر مراد دلم چرخ را مدار
هوش مصنوعی: ای خورشید درخشان آسمان، اگر تو نبودی، یک سال هم برآورده شدن آرزوهایم را از چرخ روزگار انتظار نمیکشیدم.
آن سال درگذشت و به فر تو یافتم
در سال دیگر آنچه همی کردم انتظار
هوش مصنوعی: در آن سال، او فوت کرد و من در سال بعد، چیزی را که مدتی بود انتظارش را میکشیدم، پیدا کردم.
گر تیر شهریار خطا رفت در تنم
جان را خطر نبود به اقبال شهریار
هوش مصنوعی: اگر تیر پادشاه به اشتباه در بدنم وارد شود، خطری برای جانم نخواهد بود چرا که به اقبال و توفیق پادشاه است.
ایزد نخواست کز جهت تیر او شوند
بر سوگ بنده، بنده و آزاد سوگوار
هوش مصنوعی: خداوند نخواست که به خاطر تیر او بنده و آزاد در سوگ و غم قرار بگیرند.
بهتر شدم که بود در آن حادثه مرا
تأیید تو معالج و بخت تو غمگسار
هوش مصنوعی: من در آن رویداد بهتر شدم، زیرا حمایت تو همراه من بود و خوشبختی تو مایه تسلای من شد.
در حضرت تو شد شب تیمار من نهان
وز طلعت تو روز نشاطم شد آشکار
هوش مصنوعی: در کنار تو، شبهای غم و اندوه من پنهان شد و با چهره زیبایت، روزهای شادیام نمایان شد.
دارم نثار در سخن ور رضا دهی
بر تو به جای در سخن جانکنم نثار
هوش مصنوعی: من در کلام خودم فداکاری میکنم و اگر تو راضی باشی، تمام جانم را نثار تو میکنم.
تا بر سپهر چیره بود ماه را مسیر
تا بر زمین تیره بود کوه را قرار
هوش مصنوعی: تا زمانی که ماه در آسمان است و هوای روشن را به خود اختصاص داده، کوهها در زمین آرام و استوار هستند.
چون ماه باد رای رفیع تو نوربخش
چونکوه باد عزم متین تو استوار
هوش مصنوعی: چون ماه، وجود بلند تو روشنیبخش است و مانند کوه، اراده قوی تو محکم و استوار است.
گفتار تو نُکَت شده در نامهٔ ازل
کردار تو عَلَم شده بر جامهٔ وقار
هوش مصنوعی: گفتار تو به صورت نیکویی در نامهٔ ازل ثبت شده و اعمال تو همچون پرچمی بر لباس احترام و وقار نمایان است.
مهرت طرب فزای و سپهرت وفا نمای
بختت نگاهبان و خدایت نگاهدار
هوش مصنوعی: عشق تو فرح و شادی میآورد و وفای تو را نمایان میکند. امیدوارم بختت همیشه خوش یمن باشد و خدایت تو را حفظ کند.