برگردان به زبان ساده
راز نهان خویش جهان کرد آشکار
در منصب وزارت دستور شهریار
هوش مصنوعی: راز پنهان خود را در مقام وزارت و مدیریت شهریار به وضوح نمایان ساخت.
بگشاد روزگار زبان را به تهنیت
چون شد وزیر شاه جهان صدر روزگار
هوش مصنوعی: روزگار به مناسبت و شادی، زبان را باز کرد و تبریک گفت چون وزیر شاه جهان در مقام ریاست برجسته شد.
فخر ملک عماد دول صاحب آجل
قطب معالی و شرف دین کردگار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیتی مهم و با اعتبار اشاره دارد که در عرصه حکومت و دین مقام والایی دارد. او به عنوان یک فرد برجسته و دارای خصوصیات عالی شناخته میشود که به کشور و دین خود افتخار میکند.
سعد علی عیسی آن صاحبیکه هست
بر آسمان سعد و علو شمس افتخار
هوش مصنوعی: سعد علی عیسی، آن بزرگمردی است که در آسمانها درخشان و با افتخار مانند خورشید میدرخشد.
تا او به عِزّ دولت و تایید ایزدی
بنشست در وزارت و مشغول شد بهکار
هوش مصنوعی: او با یاری و حمایت الهی به مقام وزارت رسید و مشغول انجام وظایف خود شد.
اجرام را منافع خلق است در مسیر
افلاک را مصالح ملک است در مدار
هوش مصنوعی: اجرام آسمانی برای بهبود زندگی مردم و رفاه آنها وجود دارند، و در عین حال، مصالح و منافع مملکت نیز در حرکتهای آسمانی و تغییرات مداری نهفته است.
رازی که در ضمیر زمانه نهفته بود
امروز در وزارت اوگشت آشکار
هوش مصنوعی: رازهایی که در دل زمان پنهان بود، امروز در وزارت او نمایان شد.
بی آنکه خواستار شد این جایگاه را
او را خدایگان جهانگشت خواستار
هوش مصنوعی: بدون اینکه کسی درخواست کند، این مقام از آن اوست؛ او را خدای جهانها میطلبد.
تا چشم خلق را به عنایتکند قریر
تا کار ملک را به کفایت دهد قرار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تا زمانی که فردی با نیکی و لطف به دیگران توجه کند و به آنها کمک کند، امور مختلف به آرامش و سامان خواهد رسید. به عبارت دیگر، مهربانی و توجه میتواند به بهبود و حل مشکلات جامعه کمک کند.
از روزگار آدم تا روزگار شاه
این کار را زمانه همی کرد انتظار
هوش مصنوعی: از زمان آدم تا دوران پادشاهی، همیشه اینگونه بوده که زمانه در انتظار است.
هست اختیار شاه که بخت است یار او
زیبد که اختیار بود مرد بختیار
هوش مصنوعی: شاه اختیار و قدرتی دارد که بخت و اقبال به او کمک کند. اما باید بدانیم که داشتن اختیار و اراده، کسی را به فردی خوشبخت تبدیل میکند.
مجبور ازاوست دشمن و مختار ازاوست دوست
در مهر و کین اوست مگر جبر و اختیار
هوش مصنوعی: دشمن به خاطر او ناچار است و دوست به خاطر او آزاد است. در عشق و نفرت، تنها اوست که جبر و اختیار را به وجود میآورد.
چون صدر امت از وزرا بردبار نیست
چون شاه سنجر از ملکان نیست کامکار
هوش مصنوعی: به این معنا که وقتی رهبران و وزرای یک جامعه شکیبا و با تدبیر نباشند، وضعیت کشور مشابه حالتی میشود که پادشاه سنجر در زمان خود موفق و توانمند نبوده است. به عبارتی، در نبود مدیریت صحیح و کارآمد، هیچ امید موفقیتی برای جامعه وجود ندارد.
کاین هر دو را به طوع پرستش همیکنند
شاهان کامکار و وزیران بردبار
هوش مصنوعی: این دو گروه، یعنی شاهان موفق و وزیران با تدبیر، بهراحتی و با میل خود، به پرستش و عبادت این معانی میپردازند.
سد توتیای چشم ظفرگرد اسب شاه
تا کدخدای اوست به اسب هنر سوار
هوش مصنوعی: چشم زیبا و پر از درخشندگی مانع از دیدن برتریهای اسب شاه میشود، چرا که کدخدای این اسب، خود فردی هنرمند و ماهر در سوارکاری است.
صدری است حقپذیر و وزیری است حقپرست
حری است حقشناس وکریمی است حقگزار
هوش مصنوعی: در این بیت به صفات افرادی اشاره شده است که به حق و راستی اعتقاد دارند و در پی آن هستند. یکی از آنها در مقام بالا و پذیرنده حق است، دیگری به حق خدمت میکند و از آن حمایت میکند، فردی دیگر به شناخت حق اهمیت میدهد و در نهایت کسی وجود دارد که در برابر حق، شکرگزاری میکند. به طور کلی، هر چهار نفر به نوعی به حق و ارزشهای معنوی پایبندند و در زندگی خود به آنها توجه دارند.
در باغ دین و ملک چنو یک درخت نیست
کز دولت است برگش و از نصرت است بار
هوش مصنوعی: در باغ دین و حکومت، هیچ درختی نیست که برگهایش از قدرت و بارش میوهاش ناشی از پیروزی نباشد.
افروخته به دولت او صحن بوستان
آراسته به حشمت او طَرف جویبار
هوش مصنوعی: درخشش و رونق حکومت او باعث شده که محوطه باغ بسیار زیبا و باشکوه به نظر برسد و اطراف جویبار نیز به همین دلیل آراسته و دلربا شده است.
خورشید دانش و خرد اوست بیزوال
دریای بخشش و کرم اوست بیکنار
هوش مصنوعی: او همانند خورشید است که دانش و خردش هرگز از بین نمیرود و همچون دریایی بیپایان از بخشش و نیکی پر است.
رد و قبول او سبب رنج و راحت است
کز هر دو طبع گردد غمگین و شادخوار
هوش مصنوعی: پذیرفتن یا نپذیرفتن او باعث میشود که انسان دچار درد و خوشحالی شود، زیرا از هر دو حالت، هم غم و هم شادی به وجود میآید.
دین است وکفر عهد و خلافش زبهر آنک
هر دو کنند خلق جهان را عزیز و خوار
هوش مصنوعی: اعتقاد به دین و کفر، دو مسیر مختلف هستند که هریک به نوعی تأثیرگذار بر زندگی انسانها هستند. این دو میتوانند در ارزش و منزلت انسانها در جامعه نقش مهمی ایفا کنند، به گونهای که برخی را عزیز و محترم و برخی دیگر را خوار و حقیر میسازند.
هرگه که در یسار و یمینکرد ازکرم
آن درج پر فواید و آن کلک مشکبار
هوش مصنوعی: هر بار که به راست و چپ نگاه میکرد، از فضل و کرم او، آن نوشتهای پر از منفعتها و آن قلم خوشبو نمایان میشد.
دارد کلید خانهٔ ارزاق در یمین
دارد جواز جنت فردوس در یسار
هوش مصنوعی: در دست راست، کلیدهای روزیها و نعمتها قرار دارد و در دست چپ، اجازه ورود به بهشت فردوس.
ای در سخا و علم و شجاعت چو مرتضی
ای کلک و حکم قاطع تو همچو ذوالفقار
هوش مصنوعی: ای تو که در بخشندگی، دانش و دلیری به مرتضی همانندی؛ قلم و حکم تو مانند ذوالفقار است که بر حق و انصاف استوار است.
خرم نژاد تو که تویی مَفخَرٍ نژاد
فرّخ تبار تو که تویی سَیّدِ تبار
هوش مصنوعی: ذات و نژاد خوشبخت تو باعث افتخار است و تو سرآمد نیکان و زادگان نیکویی.
در راه حشمت تو ندیدست کس نشیب
بر روی دولت تو ندیدست کس غبار
هوش مصنوعی: هیچکس در مسیر بزرگی و عظمت تو، نشیب و پایینافتادگی را مشاهده نکرده و هیچکس غبار و گرد و غبار ناشی از سلطنت و قدرت تو را ندیده است.
جِرْمِ قمر شدست ز امر تو تیز رو
قطب فلک شدست ز حَزم تو استوار
هوش مصنوعی: درخشش قمر به خاطر دستور تو تند و تیز شده است و محور آسمان به لطف احتیاط تو محکم و استوار مانده است.
گر شعلهای زکینهٔ تو بر فتد به آب
ور قطرهای ز خامهٔ تو برچکد به نار
هوش مصنوعی: اگر شعلهای از خشم تو در آب بیفتد و یا قطرهای از قلم تو به آتش بچکد، این نشاندهندهی عمق تأثیر احساسات و خلاقیت توست.
گردد شَرارنار ازین قطره چون سرشک
گردد سرشک آب از آن شعله چون شرار
هوش مصنوعی: اگر قطرهای از آتش بر زمین بیفتد، شعلهور میشود و به شرار آتش تبدیل میشود، چنانکه اگر اشکی بریزد، به قطرهای از آب مبدل میگردد.
تهدید دشمنان تورا با نهیب و خشم
دنبال برزند به زمین شیر مرغزار
هوش مصنوعی: دشمنان تو با فریاد و خشم میخواهند تو را از میدان به در کنند، اما به تو قدرت و شجاعت بینظیری داده شده که مانند شیر در دشت توانا باشی.
واندر بر سخاوت تو بر سخای ابر
طنّاز وار خنده زند کبک کوهسار
هوش مصنوعی: سخاوت تو چنان است که حتی ابرهای دلنواز هم از بخل شرمنده میشوند و به تو تمسخر میکنند، مانند کبکهای کوهستان که با خوشحالی به تو نگاه میکنند.
گر ابر در بهار چمن را کند جوان
هرگز چو جود تو نبود ابر در بهار
هوش مصنوعی: اگر ابر در بهار سبزه را تازه و سرزنده کند، اما هرگز مانند بخشش و نیکی تو نمیتواند سبزه را جوان و شاداب کند.
کان گاهگاه بارد و این هست بر دوام
و آن قطره بار باشد و این هست بدره بار
هوش مصنوعی: باران گاهبهگاه میبارد که این وضعیت دائمی است، و آن قطرهها نمایانگر بارانِ موقتی هستند، در حالی که اینجا به بارش دائمی اشاره شده است.
بیشی ز مُعطیان و کم است از عطای تو
اندیشهٔ مُحاسب و اندازهٔ شمار
هوش مصنوعی: اندیشه به حساب و اندازهگیری، از بخشش و عطای تو بسیار کمتر است و نعمتهای تو به قدری زیاد است که قابل محاسبه نیستند.
پشت شریعتی و تو را کردگار پشت
یار حقیقتی و تو را شهریار یار
هوش مصنوعی: در پس قانونهای دینی، خداوند حمایتی دارد و تو در حقیقت دوست و یار بزرگی هستی.
گر خَمرِ دوستیت خورد مرد مُتصل
زان خَمر در سرش نبود ذَرّهای خمار
هوش مصنوعی: اگر کسی از شراب دوستی تو بنوشد، مردی که به تو وصل است، در اثر آن شراب در سرش هیچ نشئهای وجود ندارد.
گردد ز مهر مست و بود هوش او به جای
پیوسته مست باشد و همواره هوشیار
هوش مصنوعی: اگر کسی بر اثر عشق و محبت به حالت مستی بیفتد، اما در عین حال هوشیاری و آگاهیاش حفظ شود، همیشه در حالت مستی خواهد ماند و در عین حال هوشیار خواهد بود.
بار آورد به باغ مظالم درخت عدل
چون بنگرد به روی تو مظلوم روز بار
هوش مصنوعی: درخت عدل در باغ مظالم میوه میآورد، زیرا وقتی به چهره تو نگاه میکند، روزی مظلومانه و بیپناه را میبیند.
در مجلس رفیع تو با بوی خلق تو
گویی که از بخور برآید همی بخار
هوش مصنوعی: در جمع باشکوه تو، عطر و بوی خاصی وجود دارد که انگار از بخور خوشبو به هوا بلند شده است.
دُرّ مدیح را تو گزاری همی بها
زرّ علوم را تو شناسی همی عیار
هوش مصنوعی: در توصیف و ستایش دیگران، مانند گوهر گرانبها عمل میکنی و ارزش علم را به خوبی درک میکنی.
بازی است همت تو که منقار و مِخلَبَش
سیّاره را چو کبک و کبوتر کند شکار
هوش مصنوعی: همت و تلاش تو به قدری قوی و تاثیرگذار است که میتواند خورشید و ستارهها را به وسعت کبک و کبوتر تحت تاثیر قرار دهد و آنها را به دام اندازد.
اندر علوّ ز فَرقَد و شَعری سَبَق برد
شعری که یابد از لقب و نام تو شعار
هوش مصنوعی: در اوج آسمان، ستارهای درخشان و معروف است که شعری از آن برتر میشود. این شعر، به خاطر نام و لقب تو، به نشانهای تبدیل میشود که دیگران آن را شناسایی میکنند.
ای بسته از مدایح تو دست طبع من
بر گردن زمانه بسی عِقد شاهوار
هوش مصنوعی: من به خاطر ستایشهای تو، قلمم از نوشتن درباره دنیا و زمانه، بسیار قوی و پابند شده است.
این عِقد نو که ساختم از بهر تهنیت
در دهر هست تا اَبَدُالدّهر یادگار
هوش مصنوعی: این قفل جدیدی که ساختهام، به منظور شادی و خوشحالی در زندگی است و تا همیشه در دنیا یادگاری از آن خواهد ماند.
گر نظم گوهرست نثار تو از خَدَم
نظم سخن به است ز مدّاح تو نثار
هوش مصنوعی: اگر شعر زیبا و ارزشمندی باشد، هدیهای که من از خدمتگزاران نظم به تو میدهم، از ستایش کسانی که تو را مدح میگویند بهتر است.
کان نظم را سپهر ز هم بگسلد همی
وین نظم را بدارد تا حشر پایدار
هوش مصنوعی: نظم و ترتیبی که در عالم وجود دارد، ممکن است روزی از هم بگسلد، اما این نظم تا روز قیامت استمرار خواهد داشت.
تا بهر یک گروه ز نیک اختری است فخر
تا قسم یک گروه ز بیدولتی است عار
هوش مصنوعی: در این بیت گفته شده است که برخی افراد به خاطر داشتن ستارهای نیکو و شایسته به خود افتخار میکنند، در حالی که گروهی دیگر به دلیل نداشتن قدرت و ثروت، احساس عار و شرم دارند.
بادند دوستانت به نیکاختری مشیر
بادند دشمنانت به بیدولتی مُشار
هوش مصنوعی: دوستانت مانند بادی هستند که تو را به سوی خوبی و نیکی هدایت میکنند، در حالی که دشمنانت همچون کمبود ثروت تو را به سوی بدبختی میکشند.
پاینده باد عمر تو از فضل مُستَعان
هرچند هست عمر همه خلق مُستَعار
هوش مصنوعی: عمر تو باید پایدار باشد و این مدت از لطف خداوند منبع میگیرد، هرچند که عمر دیگران به امانت داده شده است.
تایید ایزدی ز نوائب تو را پناه
اقبال خسروی ز حوادث تو را حصار
هوش مصنوعی: حمایت خداوند از تو، پناهی است در برابر مشکلات و ناکامیها، و خوشبختی پادشاهی، دیواری است در برابر حوادث ناگوار.
از بهر خدمت تو بزرگان و سروران
از شرق و غرب روی نهاده بدین دیار
هوش مصنوعی: به خاطر خدمت به تو، بزرگترها و سران از شرق و غرب به این سرزمین آمدهاند.
زیباتر و بدیعتر امروز تو ز دی
فرّختر و خجستهتر امسال تو ز پار
هوش مصنوعی: امروز تو از دیروز زیباتر و جدیدتر هستی و امسال تو از سال گذشته خوشحالتر و مبارکتر است.