برگردان به زبان ساده
آهن و نی جون پدید آمد ز صنعکردگار
در میانکلک و تیغ افتاد جنگ و کارزار
هوش مصنوعی: آهن و نی به عنوان نشانههایی از خلقت خداوند به وجود آمدهاند، و در این میان، رقابت و نبردی میان دو عنصر، یعنی قلم و شمشیر، شکل گرفته است.
تیغگفتا فخر من ز آن استکاندر شاءن من
گاه وحی آمد «واَنزَلنَا الْحَدید» از کردگار
هوش مصنوعی: تیغ میگوید که افتخار من به این خاطر است که گاهی بر من وحی نازل میشود، مانند آیهای که درباره آهن از سوی خداوند آمده است.
کلکگفتا آمد اندر شان من «ن والقلم»
هم برین معنیمرا فخرست تاروز شمار
هوش مصنوعی: مداد گفت: من نیز در شأن خود به آیه «ن والقلم» افتخار میکنم تا زمانی که شمارش روزها ادامه دارد.
تیغگفتا لون من لون سپهر آمد درست
هست از این معنی مرا برگردن مردان گذار
هوش مصنوعی: تیغ میگوید رنگ من مانند رنگ آسمان است و بنابراین، از این جمله باید بگذریم و به مردان نیرومند توجه کنیم.
کلکگفتا شکل من شکل شهاب آمد درست
مردم شیطانپرست از من نیابد زینهار
هوش مصنوعی: قلم میگوید که من شبیه شهاب هستم و به درستی نمیتوانند مرا شیاطین و کسانی که شیطانپرستی میکنند، بشناسند. از من به خوبی دوری کنند.
تیغ گفتا هستم ان مکار کز مکر من است
کارگیتی مستقیم و بند شاهی استوار
هوش مصنوعی: تیغ میگوید: من همان مکار هستم که از نیرنگ من، کارهای جهان بهطور مستقیم و صحیح انجام میشود و بند سلطنت نیز محکم و استوار است.
کلکگفتا هستم آن نقاش کز نقش من است
خوب و زشت و نیک و بد در دین و دنیا آشکار
هوش مصنوعی: نقاش میگوید که من هستم که با قلم خود خوب و بد، زیبا و زشت را رسم میکنم و این آثار من در دنیا و آخرت آشکار است.
تیغگفتا قوت مریخ دارد جرم من
در مصاف و جنگ باشد جرم من مریخوار
هوش مصنوعی: تیغ گفت که مانند مریخ از قدرت و نیرویی برخوردارم و جرم من در میدان جنگ و نبرد همانند مریخ است.
کلک گفتا از عطارد بهره دارد فعل من
در حساب و درکتابت هستم او را اختیار
هوش مصنوعی: کلک گفت: من از ویژگیهای عطارد بهرهمندم، یعنی در همه نوشتار و رفتارم به حساب آمدهام و در این زمینه اختیار تام دارم.
تیغگفتا من درختی ام که در باغ ظفر
دارم از بیجاده برگ و دارم از یاقوت بار
هوش مصنوعی: تیغ میگوید که من مانند درختی هستم که در باغ پیروزی رشد میکنم. من بدون استفاده از راههای بیاهمیت، برگ دارم و دارای میوههایی از جنس یاقوت هستم.
کلک گفتا من سحابی ام که باران من است
عنبر و مشک و منم عنبر فشان و مشکبار
هوش مصنوعی: در این بیت، سخن از موجودی به نام "کلک" است که خود را به عنوان یک ابر توصیف میکند. او میگوید که بارانش از عطرهای خوشبو مانند عنبر و مشک تشکیل شده است. این موجود همچنین اشاره میکند که او پخشکننده این عطرهاست، که به نوعی نمادی از زیبایی و خوشبو کردن فضا است. در واقع، این تصویر به ما یادآوری میکند که نقش او در ایجاد خوشبویی و لطافت در اطرافش چیست.
تیغ گفتا من یکی شیرم که دارم روز رزم
مغز بدخواهان سلطان معظم مرغزار
هوش مصنوعی: تیغ بیان میکند که من مانند یک شیر هستم و در روز نبرد توانایی از بین بردن دشمنان بزرگ را دارم.
کلک گفتا من یکی مرغم که بر سیم سپید
رازها پیدا کنم چون بارم از منقار قار
هوش مصنوعی: کلک، که به معنی قلم است، میگوید که من مانند یک پرندهام که بر روی صفحهی سفید مینشینم و سعی دارم رازها را به تصویر بکشم. چون وقتی برمیدارم، از نوک خود ثبت میکنم.
تیغ گفتا پادشاهان را به من فخرست از آنک
چند گه بودم من اندر دست حیدر ذوالفقار
هوش مصنوعی: تیغ میگوید که برای پادشاهان به من افتخار میبالند، زیرا من چندین بار در دست حیدر (علی) ذوالفقار بودهام.
کلکگفتا در جهان از قول و از فعل من است
قصهٔ شاهان و اخبار بزرگان یادگار
هوش مصنوعی: برای فهمیدن داستانهای شاهان و اخبار بزرگان، باید به سخنها و رفتارهای من توجه کنیم، زیرا همه این داستانها از افعال و گفتار من نشأت میگیرد.
هر دو زین معنی بسی گفتند و آخر یافتند
قیمت و مقدار خویش از دست شاه روزگار
هوش مصنوعی: هر دو درباره این معنا زیاد سخن گفتند و در نهایت متوجه شدند که ارزش و اهمیت خود را از دست سلطانی که روزگار است، فهمیدهاند.
سایهٔ یزدان ملکشاه آفتاب خسروان
شهریارِ کامران و پادشاهِ کامکار
هوش مصنوعی: سایهٔ خدا بر ملکشاه که همانند آفتاب میان پادشاهان خوشبخت و توانمند میدرخشد.
آن شهنشاهیکه هست اندر عرب و اندر عجم
از مبارک دست او تیغ و قلم را افتخار
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که در میان عرب و عجم وجود دارد، به خاطر دست مبارکش، شمشیر و قلم به او افتخار میکنند.
اندر آن وقتیکه ایزد شخص آدم آفرید
این جهان فرمان عدلش را همی کرد انتظار
هوش مصنوعی: در زمانی که خداوند انسان را خلق کرد، او همچنین در حال انتظار بود تا این جهان تحت فرمان عدلش قرار گیرد.
هم به مشرق هم به مغرب خسروان جستند ملک
جز براو نگرفت ملک مشرق و مغرب قرار
هوش مصنوعی: خسروان در مشرق و مغرب به دنبال حکومت هستند، اما هیچکس جز او نتوانسته است سلطنتی را به دست آورد. ملک در مشرق و مغرب هیچ آرامشی ندارد.
هست بر دفتر نگار مدح دیگر خسروان
مدح سلطان هست بر جان خردمندان نگار
هوش مصنوعی: در دفتر زیبای نگار، ستایش دیگر شاهان نوشته شده است و در دل خردمندان، ستایش سلطان وجود دارد.
دوستان و دشمنانش را بلندی داد چرخ
دوستانش را ز تخت و دشمنانش را ز دار
هوش مصنوعی: زندگی افرادی را که در دوری و دوستی هستند تغییر میدهد. دوستان در اوج موفقیت و قدرت قرار میگیرند، در حالی که دشمنان با مشکلات و مصائبی مواجه میشوند.
کمتر از یک ذره و یک قطره باشد از قیاس
پیش ظلم او جبال و پیش جود او بحار
هوش مصنوعی: اگر چیزی از ظلم او اندازهای کوچک باشد، کوهها در برابر آن به چشم نخواهند آمد و اگر بخواهیم جود و بخشش او را بسنجیم، دریاها به نظر نمیرسند.
هرکجا مِغْفَر بود شمشیر او مِغْفَر شکاف
هرکجا جوشن بود شمشیر او جوشن گذار
هوش مصنوعی: هر کجا که حفاظی وجود داشته باشد، شمشیر او آن را میشکافد و هر جا که زرهای باشد، شمشیر او آن را درمینوردد.
در نشاط آرد جهان را همت او روز بزم
در سجود آرد شهان را هیبت او روز بار
هوش مصنوعی: او با اراده و تلاش خود، دنیا را شاداب و سرزنده میکند و در روزهای جشن و شادی، بزرگان و پادشاهان را در حال عبادت و سجود قرار میدهد. قدرت و عظمت او در روزهایی که باران میبارد، همگان را تحت تأثیر قرار میدهد.
هست عدلش در جهان خورشید ناپیدا زوال
هست ملکش بر زمین گردون ناپیدا کنار
هوش مصنوعی: در این جهان، عدالت او همچون خورشیدی است که هرگز غروب نمیکند و حاکمیت او بر زمین همچون دایرهای است که برای دیگران قابل دیدن نیست.
هست در چشم عدو دیدار او بی نار نور
هست در مغز عدو شمشیر او بی نور نار
هوش مصنوعی: در نگاه دشمن، دیدن او بدون نور مانند شعاعی از نور است و در ذهن دشمن، قدرت او به اندازهای است که حتی بدون روشنایی، مانند شمشیری درخشان به نظر میرسد.
پادشاها از تو فرخ تر نباشد پادشاه
شهریارا از تو عادلتر نباشد شهریار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، هیچ کس از تو خوشبختتر نیست و هیچ فرمانروا به اندازه تو عادل نیست.
مرکب شاهی و دولت را عنان در دست توست
جز تو درگیتی نمیزیبد بر آن مرکب سوار
هوش مصنوعی: عزت و قدرت با توست و هیچکس دیگری در این دنیا سزاوار نشستن بر این مرکب شاهی نیست.
چون نشستی تو براسب دولتآن ساعت نشست
از سم اسب تو بر روی بداندیشان غبار
هوش مصنوعی: زمانی که تو بر اسب قدرت نشستی، در آن لحظه غباری از سم اسب تو بر چهره بداندیشان نشسته است.
نام آنکسکاو تورا بنده نباشد هست ننگ
فخر آنکس کاو تورا چاکر نباشد هست عار
هوش مصنوعی: نام کسی که تو را بندگی نکند، برای او عیب و ننگ است؛ و همچنین برای کسی که تو را خدمتکار خود نبیند، این مقام عار و خفت محسوب میشود.
هرکه را در سر خمارست از شراب کین تو
ضربت تیغ تو او را بشکند درسرخمار
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش عشق و شیدایی تو وجود دارد، قدرت ضربههای عشق تو او را در این حالت شیدایی و مستی به تکههای کوچک تقسیم میکند.
دولت و بخت تو شاها سازگارست و جوان
دولتو بخت عدو پیر آمد و ناسازگار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، خوشبختی و شانس تو به خوبی با یکدیگر هماهنگ شدهاند، اما دشمن تو که سالخورده است، دیگر نمیتواند از شانس و سعادت برخوردار باشد و این دو با هم سازگاری ندارند.
با چنین بخت و چنین دولت کجا ماند عدو
با چنان بخت و چنان دولت کجا ماند حصار
هوش مصنوعی: با چنین شانس و چنین موفقیتهایی، دشمن کجا میتواند بایستد؟ با آن وضعیت و آن دستاوردها، چه کسی میتواند مقابل ما بماند؟
تیر تو باکین تودارد مگر پیوستگی
زان کجا هر دو به صید اندر یکی دارند کار
هوش مصنوعی: تیر تو قدرتی دارد، اما به خاطر ارتباطی که بین آن و تو وجود دارد، هر دو در شکار سهم دارند.
تیر تو گیرد شکار اندر میان دام و دَد
کین توگرد جهان دشمن همیگیرد شکار
هوش مصنوعی: تو تیرت رها میشود و هدف شکار را در بین دام و وحش میگیرد، و در عوض کینهات باعث میشود که جهان دشمن نیز در دام بیفتد و شکار شود.
تا چمن دینارگون گردد به هنگام خزان
تا زمین زنگارگون گردد به هنگام بهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که در خزان، چمن به رنگ طلا درآید، زمین نیز در بهار به رنگ زنگ رنگین شود.
همچنان بادی که هستی کامکار و کامران
همچنان بادی که هستی شادکام و شادخوار
هوش مصنوعی: تو مانند بادی هستی که همواره خوشبخت و شاداب است، به گونهای که همیشه در حال سرور و خوشحالی به سر میبری.
روزگار و دولت و بخت تو هر سه بر مراد
روزگارت بنده و دولت ندیم و بخت یار
هوش مصنوعی: زندگی، موفقیت و شانس تو همه به خواست خودت شکل میگیرند و در زمان مناسب، همراه با دوستان و شانس خوبت هستند.