برگردان به زبان ساده
در هر چمن از گردش خورشید منور
دُرّست به پیمانه و مشک است به ساغر
هوش مصنوعی: در هر چمنی، نور خورشید به زیبایی میدرخشد و گلها مانند مرواریدها در اندازههای مختلف و با عطر دلانگیز به نظر میرسند.
دری که بدو روی زمین گشت موشح
مُشکی که بدو روی هوا گشت معطر
هوش مصنوعی: دری که بر زمین قرار دارد، زیبا و دلنشین است، مانند مشک خوشبویی که در هوا پخش شده است و عطرش همه جا را خوشبو کرده است.
گر زنده نگشتند به گلزار و به کهسار
هم مانی صورتگر و هم آزر بتگر
هوش مصنوعی: اگر در باغ و کوهستان نیز زنده نماندند، تو همچنان به عنوان مجسمهساز و بتساز باقی خواهی ماند.
کهسار چراگشت پر از صورت مانی
گلزار چرا گشت پُر از لعبت آزر
هوش مصنوعی: کوهستان چرا پر از تصاویر زیبا شده است و گلزار چرا پر از معشوقههای دلربا شده است؟
بر طرف چمن هست مگر تخت سلیمان
بر فرق شجر هست مگر تاج سکندر
هوش مصنوعی: شاید تخت سلیمان بر روی درخت باشد، یا ممکن است تاج سکندر بر روی درختی قرار گرفته باشد، اما این تنها تصوری است و واقعیت متفاوت است.
بس خرم و آراسته شد باغ به نوروز
ما نا که گرفته است ز روی بت من فر
هوش مصنوعی: باغ ما در نوروز بسیار شاداب و زیبا شده است، چرا که زیبایی چهره محبوب من بر آن تاثیر گذاشته است.
تشبیه بهار ای بت دلبند بلا جوی
هرچ آن نگرم با صفت توست برابر
هوش مصنوعی: بهار را به تو تشبیه میکنم، ای معشوقهی عزیزم. هرچه در بهار میبینم، در زیبایی و ویژگیها، برابر با توست.
تا بیچ و خم از زلف تو بر دست بنفشه
تا راستی از قد تو بر دست صنوبر
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند پیچ و خمهای زیبا، بر روی دست بنفشهها قرار گرفته و قد تو نیز به اندازهای راست و بلند است که بر روی درختان صنوبر تکیه میکند.
چون خط تو آمد به صفت سنبل و شمشاد
چون عارض رنگین تو آمد گل احمر
هوش مصنوعی: وقتی که خط تو ظاهر شد، همانند سنبل و شمشاد زیباست و هنگامی که رنگ چهرهات نمایان شد، مانند گل قرمز درخشان است.
در کوه نگه کردی و در باغ گذشتی
تا چون رخ و چون چشم تو شد لاله و عبهر
هوش مصنوعی: در کوه برایت دقت و توجه شده و در باغ به زیبایی و لطافت گذراندهای تا شقایق و گلهای عبهر به مانند چهره و چشمان تو زیبا و دلانگیز شوند.
نینیکه صفات تو ز خوبی و ملاحت
صد بار ز تشبیه بهارست نکوتر
هوش مصنوعی: نینی، که ویژگیهای تو از زیبایی و دلربایی، صد بار از تشبیههای بهاری زیباتر است.
هرگز نبود خَمّ بنفشه به سر ماه
واینک به سر ماه شد آن زلف چو چنبر
هوش مصنوعی: هرگز خمیدن گل بنفشه در آغاز ماه نبود و اکنون زلفش به دور سرش مانند چنبر است.
هرگز ز صنوبر نبود تافته خورشید
وز قدّ تو شد تافته خورشید منور
هوش مصنوعی: هیچ صنوبر یا درختی نمیتواند مانند تو نورانی باشد؛ نور خورشید از قامت تو تابیده است و روشناییاش به واسطهی توست.
با سنبل و شمشاد دو پیکر نبود جفت
جفت خط مشکین تو گشته است دو پیکر
هوش مصنوعی: با گلهای خوشبو و درختان زیبا، دو موجود شکل گرفتهاند که در کنار هم جفت نشدهاند. اما با خطهای سیاه تو، دو موجود دیگر به وجود آمدهاند.
برگل نبود سلسله از عنبر سارا
صد سلسله بر عارض تو هست ز عنبر
هوش مصنوعی: بر روی گل، رشتهای از بوی خوش عطر مورد عشق نیست، اما بر چهره تو صد رشته از بوی خوش عطر وجود دارد.
لاله نکند بستر و بالین ز شب تار
شب را ز رخ توست چه بالین و چه بستر
هوش مصنوعی: در شب تار که همه جا پر از ظلمت است، لاله (گل) نمیتواند خود را بر روی بستر و بالین قرار دهد، زیرا این شب تار ناشی از زیبایی و روشنی چهره توست. بنابراین اینکه بخواهد بر روی چیزی بخوابد یا استراحت کند، به خاطر وجود تو و چهرهات کمنور میشود.
عبهر نکند غمزه و دل نگسلد از تن
زلف تو کند غمزه و دل بگسلد از بر
هوش مصنوعی: اگر نگاه تو بیمحابا و شیطنت نباشد، دل از تن تو جدا نمیشود، اما وقتی که با ناز و غمزهی خود بر دل میزنی، دل از آغوشت میگسست و جدا میشود.
چونانکه تو از خوبی و گیتی زبهارست
از مدح خداوند دلم هست توانگر
هوش مصنوعی: تو مانند زیبایی و خوبیت، جهان را پر از سرزندگی کردهای و دل من هم به خاطر ستایش خداوند ثروتمند و پر از نعمت است.
من بندهام و بندگیم هست مُطَوّق
من دوستم و دوستیام نیست مزور
هوش مصنوعی: من غلام و بندهام و این بندگی بر گردن من است. دوست من کسی است که به من وفادار است، ولی دوستیاش به صورت نفاق و فریب نیست.
در بندگی آنجا که تو را حلقه مراگوش
در دوستی آنجا که تو را پای مرا سر
هوش مصنوعی: در زمینه اطاعت و بندگی، وقتی تو را در زنجیر عشق خود قرار میدهی، در دوستی و صمیمیت، هنگامی که تو برای من مانند پای من میشوی.
صد بوسه دهم برکف بای تو من امروز
عذرم بپذیری و مرا داری باور
هوش مصنوعی: من امروز صد بوسه بر دستانت میزنم، لطفاً مرا ببخش و این را بدان که به تو ایمان دارم.
آن لب که کف پای تو امروز ببوسد
فرداش علی بوسه دهد بر لب کوثر
هوش مصنوعی: لبی که امروز پای تو را میبوسد، فردا علی بر لب کوثر بوسه خواهد زد.
تا خشنودی، عفو و رضای تو نباشد
عاطر نشود خاطر من بندهٔ چاکر
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو راضی و بخشنده نباشی، دل من آرام نمیگیرد و نمیتواند شاد باشد.
تا پیرهن یوسف یعقوب نباشد
روشن نشود دیدهٔ یعقوب پیمبر
هوش مصنوعی: تا زمانی که پیراهن یوسف در دست یعقوب نباشد، چشمان یعقوب به روشنی نخواهد رسید. این یعنی در absence از نشانهای خاص، امید و اشتیاق به بهبود و روشنایی وجود ندارد.
تا سعد دهد نفع و کند عیش مُهَنّا
تا نحس کند ضر و کند رنج میسر
هوش مصنوعی: تا وقتی که خوشی و نفع به همراه دارد و زندگی را زیبا میکند، خوب است، اما اگر بدشانسی و ضرر بیاورد، رنج و سختی به وجود میآورد.
تقدیر قدر حکم تو را گشته متابع
تاثیر فلک امر تو را گشته مسخر
هوش مصنوعی: سرنوشت به خواستههای تو پیرو شده و تأثیرات آسمان نیز تحت فرمان تو قرار گرفته است.
باقی به تو تایید چو اجسام به ارواح
قائم به تو اقبال چو اَعراض به جوهر
هوش مصنوعی: همانطور که اجسام به روحها وابستهاند و وجودشان به وجود آنهاست، باقیماندن و ثبات تو نیز به تأیید و حمایت تو بستگی دارد. همچنین، مانند اینکه اعراض به جوهر متکیاند، تو نیز در خوشاقبالی و موفقیت به جوهر و اصل خود وابستهای.
نوروز تو و عید تو فرخنده و میمون
مستقبلت از ماضی خرمتر و خوشتر
هوش مصنوعی: نوروز و عید تو خوشآمد و مبارک باشد و آیندهات از گذشتهات شادتر و خوشتر باشد.
از سعد نصیب وَلیت باد همه نفع
وز نفع نصیب عدویت باد همه ضرّ
هوش مصنوعی: امیدوارم که از سعد و خوشبختی بهرهمند شوی و تمام منفعتها برایت باشد. همچنین امیدوارم که از نفع و سودی که به دست میآوری، هیچ ضرری متوجهات نگردد.