برگردان به زبان ساده
رمضان شد چو غریبان به سفر بار دگر
اینت فرخ شدن و اینت به هنگام سفر
هوش مصنوعی: رمضان که فرارسد، همچون کسانی که در سفرند، زمان خوشی و شادمانی دوبارهای است. این زمانی است که انسانها فرصتهای جدیدی را تجربه میکنند و باید در سفر زندگی آماده باشند.
بود شایسته ولیکن چه توان کرد چو رفت
سفری را نتوان داشت مقیمی به حضر
هوش مصنوعی: شایسته است که کسی در جایی باشد، اما چه میتوان کرد وقتی که کسی به سفر میرود، دیگر نمیتوان او را در آنجا یافت.
گرچه در حق وی امسال مقصر بودیم
عذر تقصیر توان خواست ازو سال دگر
هوش مصنوعی: هرچند امسال در مورد او کوتاهی کردهایم، اما میتوانیم از او بخواهیم که بیخیال شود و در سال آینده دوباره فرصت جبران داشته باشیم.
دیر ننشست و سبکباری و تخفیف نمود
زود بگذشت و ره دور گرفت اندر بر
هوش مصنوعی: او به سرعت و با سبکی خاصی حرکت کرد و به راحتی از مسیری طولانی عبور کرد و دیر توقف نکرد.
نالهٔ عاشق بی یار همانا بشنود
بر دل مطرب بیکار ببخشود مگر
هوش مصنوعی: عاشق وقتی که بییار است، نالهاش را فقط دل یک مطرب بیکار میشنود و جز او کسی نیست که به او توجهی کند.
نپسندید کزین بیش جهانی زن و مرد
خشک دارند لب و تافته دارند جگر
هوش مصنوعی: نباید خوشایند باشد که در این دنیا تنها مردان و زنان بدون عشق و محبت وجود داشته باشند و فقط لبی بدون کلام و احساسی را داشته باشند، در حالی که دلها و جگرها پر از احساسات و تپشهای ناشناخته باشد.
آن که این طاعت فرمود حقیقت دانست
که از این بیش دمادم نتوان برد به سر
هوش مصنوعی: کسی که فرمان برد و از این فراتر نرفت، به راستی درک کرد که نمیتواند بیشتر از این تحمل کند.
عید بگشاد دری را که مه روزه ببست
فرّخ آن کسکه زند دست در آن حلقهٔ در
هوش مصنوعی: عید زمانی است که درهای خوشبختی و فرصتها به روی افراد باز میشود. خوشبخت کسی است که بتواند از این فرصتها بهرهبرداری کند و به همچنین درهای زندگی را به روی خود بگشاید.
نوبت مسجد و تسبیح و تراویح گذشت
نوبت مجلس بزم است و می و رامشگر
هوش مصنوعی: زمان عبودیت و عبادت به پایان رسیده و اکنون نوبت خوشگذرانی، جشن و شادی است. حالا زمان آن رسیده که از لذتهای زندگی، شراب و دلنوازان بهره ببریم.
صبر کردیم که در روزه چنان نیکو بود
رطل خواهیم که در عید چنین نیکوتر
هوش مصنوعی: صبر کردیم تا ببینیم روزه چقدر خوب است، حالا میخواهیم که در عید، بهتر از آن را تجربه کنیم.
سحر و شام کنون هر دو یکی باید کرد
که نه در عهدهٔ شامیم و نه در بند سحر
هوش مصنوعی: صبح و شب اکنون باید به یکدیگر پیوند خورند، زیرا نه ما مسئولیت شب را بر عهده داریم و نه در قید و بند صبحی به سر میبریم.
خشکی روزه بجز بادهٔ عیدی نبرد
خاصه آن وقت که مطرب غزلی گوید تر
هوش مصنوعی: خشکی روزه، تنها با نوشیدن شراب عید از بین نمیرود، به ویژه زمانی که نوازنده، غزلی زیبا و دلانگیز میخواند.
به سر زخمه کنون مطرب بشکافد موی
ز سر خامه کنون شاعر بچکاند زر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که به خاطر زخمهایی که ایجاد کرده، اکنون نوا و صدای مطرب از سر ما بیرون میآید و شعر شاعر هم به گونهای است که گویا طلا از دلش میجوشد. در واقع، نشانهای از احساسات عمیق و خلاقیت هنری است که از تجربیات تلخ و دردناک به وجود میآید.
ساقی از عکس می ناب بیفروزد رخ
عاشق از وصل رخ دوست بیفرازد سر
هوش مصنوعی: ساقی با تصویر شراب خالص، چهره عاشق را روشن میکند و از پیوند عاشق و معشوق، سر او هم درخشان میشود.
باد چون بر قدح باده وزد مژده دهد
صبحدم را به صبوح ملک شیر شکر
هوش مصنوعی: باد که به قدح باده میوزد، بشارت میدهد به صبح زود که وقت نوشیدن شراب و لذت بردن از طعم شیرینی آن فرا رسیده است.
شاه شاهان ملک ارغو که به روزی صدبار
آید از خلد به نظارهٔ او جان پدر
هوش مصنوعی: نخستین پادشاه، کسی است که هر روز بارها از بهشت به تماشای او میآید و جان پدرش را فدای او میکند.
آن جهاندار که دارد حسبی و نسبی
هر چه باید ملکان را ز بزرگی و هنر
هوش مصنوعی: آن فرمانروایی که نسب و شرافت دارد، هر چیزی را که شاهان به بزرگی و هنر نیاز دارند، در اختیار دارد.
جاودان نام پدر زنده به او خواهد بود
که بود نام پدر زنده به شایسته پسر
هوش مصنوعی: نام پدر تا ابد زنده خواهد ماند، به شرطی که پسرش فردی شایسته و نیکو باشد.
سنیّ او را چو عمر داند و شیعی چون علی
زآنکه هم علم علی دارد و هم عدل عمر
هوش مصنوعی: شهرت یا مقام کسی را مانند عمر وابسته به علم و حکمت او میدانند و در عوض، باورهای اعتقادی دیگری همچون عدالت و فضایل علوی را در نظر میگیرند. این دیدگاه نشاندهندهی تفاوت در نگرشها و دیدگاههای مختلف دربارهی شخصیتها و ویژگیهای آنان است.
مهر او هست نهالی که بجا آرد بار
کین او هست درختیکه هلاک آرد بر
هوش مصنوعی: عشق او مانند نهالی است که میوهای تلخ و کینهتوز به بار میآورد. همچنین، محبت او مانند درختی است که میتواند انسان را به فنا برساند.
بر تن خویش در امن و سلامت بگشاد
هر که در خدمت او بست به اخلاص کمر
هوش مصنوعی: هر فردی که با نیت خالصانه و ایمنی در خدمت دیگری باشد، توانسته است خود را از خطرات رها کند و در آرامش زندگی کند.
همه کشورها زیر قدم دولت اوست
گرچه زیر علمش هست چهارم کشور
هوش مصنوعی: تمامی کشورهای جهان زیر سایه حکومت او هستند، هرچند که چهار کشور زیر پرچم او قرار دارند.
هست بر دست رسولان متواتر هر ماه
نامهٔ طاعت شاهان چه ز بحر و چه ز برّ
هوش مصنوعی: در هر ماه، نامههایی که از سوی فرستادگان و نمایندگان به سوی شاهان ارسال میشود، به وفور وجود دارد؛ این نامهها نیازی به دریا یا خشکی ندارند و از هر دو منبع به سمت شاهان ارسال میشوند.
با دگر شاهان او را نتوان کرد قیاس
او چو دریاست به ملک و دگران همچو شمر
هوش مصنوعی: او را نمیتوان با شاهان دیگر مقایسه کرد، زیرا او مانند دریا است و دیگران همچون شمع کوچکی در برابر او میباشند.
یکتن از موکب او وز دگران ده موکب
ده تن از لشکر او وز دگران صد لشکر
هوش مصنوعی: یک نفر از سپاه او به اندازه ده نفر از دیگران ارزشمند است و همچنین ده سپاه از لشکر او به اندازه صد سپاه از دیگران قویتر و موثرتر است.
هر کجا رایت او روی سوی فتح نهاد
آید از نصرت کلی نفر از بعد نفر
هوش مصنوعی: هر جا پرچم او به سمت پیروزی برود، از جانب یاریکنندگان، گروهی از مردم برای کمک خواهند آمد.
به مدد یا به حَشَر هیچ نیازش نبود
که سعادت مددش باشد و اقبال حَشَر
هوش مصنوعی: او هیچ نیازی به کمک و حمایت روز قیامت نداشت که سعادت و خوشبختی او وابسته به آن باشد.
ای دلیری که دلیران جهان روز نبرد
پیش چشم تو ندارند به یک ذره خطر
هوش مصنوعی: ای شجاعی که در میدان جنگ هیچ دلیری جرات نمیکند حتی به اندازه یک ذره خطر در برابر تو ظاهر شود.
تویی آن شاه که بینام تو و دیدن تو
برود فایده و منفعت از سمع و بصر
هوش مصنوعی: تو آن پادشاهی هستی که بدون یاد تو و دیدن تو، هیچ سود و فایدهای از گوش و چشم حاصل نمیشود.
هر که کوشد به خلاف تو ز تو سر نبرد
گر نهد بربن هر موی طلسمی ز حذر
هوش مصنوعی: هر کسی که سعی کند علیه تو اقدام کند، به بیراهه خواهد رفت. حتی اگر بخواهد با لطایفالحیل تو را زیر سوال ببرد، بهتر است مراقب باشد.
ای بسا دل که رکاب تو تهی کرد ز شور
ای بسا سر که نهیب تو تهی کرد ز شر
هوش مصنوعی: بسیاری از دلها به خاطر شور و شوقی که از تو میگیرند، خالی و بیقرار شدهاند و بسیاری از سرها نیز به خاطر نعره و صدای تو، از آشوب و فریاد خالی گشتهاند.
در هر آن دشتکه از رزم تو خیزد محشر
هول آن محشر زایل نشود تا محشر
هوش مصنوعی: هر جا که جنگ تو برپا شود، هراس و ترس آن جنگ هرگز از بین نمیرود تا زمانی که قیامت برپا شود.
با حسود توکند خاک لئیمی به نبات
با عدوی تو کند ابر بخیلی به مَطَر
هوش مصنوعی: حسود مانند خاکی است که مانع رشد گیاه میشود و دشمن مانند ابری است که از باریدن خودداری میکند و باعث میشود که باران نبارد.
هر خدنگی که ز شست تو گه جنگ جهد
از اجل دارد پیکآن وز پیروزی پر
هوش مصنوعی: هر تیر و خدنگی که از دستان تو در میدان نبرد پرتاب میشود، از سرنوشت و تقدیر به دور است و از پیروزی و موفقیت بهرهمند خواهد شد.
هم بر آنگونه که بر آینه بینند خیال
پهلوانان تو در تیغ تو بینند ظفر
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که مانند آنچه که در آینه مشاهده میشود، تصویر قهرمانان در تیغ تو نیز دیده میشود. به این معناست که برتری و پیروزی که در قهرمانان وجود دارد، در تیغ تو و سلاح تو نیز تجلی پیدا میکند.
دولت و فَرٌ تو را خلق زمین مُنْقادند
کاسمانی است تو را دولت و یزدانی فر
هوش مصنوعی: خوشحالی و سعادت تو به حدی است که همه موجودات زمین به تو خدمت میکنند. تو مانند یک فرشته محبوب و بزرگوار در نظر دیگران به شمار میروی.
عدل تو پیش خلایق ز بلاها سپرست
لاجرم پیش تو از فضل خدای است سپر
هوش مصنوعی: عدل تو برای مردم همچون سپری در برابر بلاهاست، بنابراین وجود تو به خاطر لطف خداوند مانند یک سپر است.
تندرستی و جوانی است رضای تو کزو
لطف ارواح زیادت شود و حسن صُوُر
هوش مصنوعی: سلامتی و جوانی در رضایت تو نهفته است، که از این طریق لطف و زیبایی روحها افزون میشود و جلوههای زیبا بروز میکند.
گرچه قدر ملک از قدر بشر بیشترست
به وجود تو ملک را حسد آید ز بشر
هوش مصنوعی: هرچند که ارزش و مقام ملک (پادشاهی) از ارزش و مقام انسان بیشتر است، اما به خاطر وجود تو، ملک از انسان حسادت میکند.
پایهٔ منبر فخر آرد بر پایهٔ عرش
چون برد نام تو در خطبه خطیب از منبر
هوش مصنوعی: پایهٔ منبر به خاطر نام تو بر عرش افتخار میکند، زیرا وقتی خطیب در خطبهاش از تو یاد میکند، این پایه نیز مباهات میکند.
سروران پایهٔ تخت تو ببوسند همی
هم بر آنگونه که حجاج ببوسند حجر
هوش مصنوعی: بزرگان و فرمانروایان برای تو همانگونه که حجاج، حجر الاسود را میبوسند، سر تعظیم فرود میآورند و تو را میپرستند.
تو همه تن هنری و هنر اندر تن مرد
هست بایسته چو در تیغ گرانمایه گهر
هوش مصنوعی: تو تمام وجودت پر از هنر است و این هنر در وجود مردان هم به شکلی شایسته موجود است، مانند تیزی یک تیغ که دارای ارزش و زیبایی خاصی است.
از هنرهای تو بر دامن شرق است نشان
وز ظفرهای تو پیرامن غرب است خبر
هوش مصنوعی: هنرهای تو در دامن شرق قابل مشاهده است و پیروزیهای تو در غرب به گوش میرسد.
بود دردی اثر از شادی امروز تورا
واندر امروز ز پیروزی فرداست اثر
هوش مصنوعی: شادی امروز تو اثری از دردی است که قبلاً تجربه کردهای و این شادی امروز تو، نشانهای از پیروزیهایی است که در آینده خواهی داشت.
تا همه کار خلایق ز قضا و قدرست
چه ز خیر و چه ز شر و چه ز نفع و چه ز ضرّ
هوش مصنوعی: تمامی امور و کارهای مردم تحت تأثیر سرنوشت و مقدر شده است، چه کارهای خوب، چه بد، چه مواردی که به نفع است و چه آنهایی که به ضرر.
باد برحسب رضای تو همه ساله قضا
باد بر حکم مراد تو همه ساله قدر
هوش مصنوعی: باد طبق خواسته و رضایت تو هر ساله میوزد، و سرنوشت بر اساس آرزوها و خواستههای تو هر ساله تعیین میشود.
بندهات ماه درفشان و به گرد سپهت
گردش چرخ و درخشیدن خورشید و قمر
هوش مصنوعی: من همگام با تو مانند ماهی هستم که در آسمان میدرخشد و به دور تو میچرخم، در حالی که خورشید و ماه نیز درخشندگی خود را به تو اهدا میکنند.
یاد فتح تو همه تاجوران خورده به جان
شعر مدح تو همه ناموران کرده زبر
هوش مصنوعی: یاد پیروزی تو برای تمام rulers (مقامداران) در دلها نشسته و شعرهای مدح تو همه نامآوران را مشهور کرده است.
بر تو عید رمضان فرخ و فرخنده و خوش
مهرگان خوشتر و فرخندهتر و خرمتر
هوش مصنوعی: برای تو عید رمضان با برکت و خوشی و جشن مهرگان هم خوشتر و با نشاطتر است.