برگردان به زبان ساده
تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود
عاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیای عشق و زیبایی وجود دارد، عاشق در جستجوی معشوق خود خواهد بود و همیشه به آن دنیا تعلق خواهد داشت.
تا دل عشاق را رویش همی آتش دهد
آب دادن دیدهٔ عشاق را پیمان بود
هوش مصنوعی: آتش عشق دل عاشقان را خواهد سوزاند و اشکهای آنها هم به نوعی عهد و پیمانی با این عشق است.
تاب زلفش تا همی پیدا بود بر عارضش
بس دل عاشق که زیر زلف او پنهان بود
هوش مصنوعی: زلفهای او تاب و زیبایی خاصی دارند که وقتی بر روی صورتش میافتند، دلهای عاشق زیادی را تحت تأثیر قرار میدهند، در حالی که خود آن دلها زیر سایه زلفهای او پنهان شدهاند.
زلف او ماند بهچوگان و زنخدانش بهگوی
گوی چون کافور باشد غالیه چوگان بود
هوش مصنوعی: زیبایی و جلوههای ظاهری آن شخص به قدری فریبنده است که موهایش مانند چوگان و نرمی و لطافت صورتش شبیه به گوی گرانبهایی است که از کافور ساخته شده. این تصویرسازی نشاندهندهی جذابیت و زیبایی فوقالعادهی اوست.
با پری ماند نگارمگر پری را هر زمان
جعد عنبر بار باشد زلف مشک افشان بود
هوش مصنوعی: زیبای من همیشه در کنار پری، اگر هر لحظه زلفش مانند جعدی خوشبو و زیبا باشد، زلفش مانند مشک پخش میشود.
ماه در مجلس بود هرگه که در مجلس بود
سرو در میدان بود هرگه که در میدان بود
هوش مصنوعی: هر زمان که ماه در محفل و مجلس حضور داشت، سرو نیز در میدان و عرصه بود.
سرو و مه را عاشقان بسیار خیزدگر چنو
ماه برگردون بود یا سرو در بستان بود
هوش مصنوعی: عاشقان زیادی در دنیا وجود دارند که به زیباییهای طبیعی مانند سرو و ماه توجه میکنند. آیا میتوان چنین زیباییهایی را در آسمان (ماه) و زمین (سرو در بستان) به وضوح مشاهده کرد؟
فتنهٔ جانان منم زیراکه دارم عشق او
هرکه دارد عشق جانان فتنهٔ جانان بود
هوش مصنوعی: من خود فتنه و آشوبم چون عاشق او هستم؛ هر کس عاشق جانان باشد، خود فتنه و آشوب است.
گر همی دیدار جانان شادی جان آورد
بهتر از دیدار جانان خدمت سلطان بود
هوش مصنوعی: اگر دیدار محبوب باعث شادی و سرزندگی روح شود، این حس و حال از دیدار با سلطان نیز بهتر است.
سایهٔ یزدان که از عدل آفتاب عالم است
آفتابی دیدهای کاو سایهٔ یزدان بود
هوش مصنوعی: سایهٔ خدا که نشاندهندهٔ عدالت و نور در عالم است، همان نور روشنی است که تو دیدهای و آن نیز خود سایهٔ خداوند به شمار میآید.
پادشاهی بر معز دین و دنیا وقف شد
وین شرف زو برنگردد تا فلک گردان بود
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که مقام و سلطنت بر دین و دنیا به شخصی خاص اختصاص یافته و این مقام تا زمانی که دنیای هستی ادامه دارد، از آن شخص دور نخواهد شد. به عبارت دیگر، این شرافت و جایگاه ممتاز به هیچ وجه از او سلب نخواهد شد.
هرچه هست از پادشاهی گر شود چون نامهای
رکن اسلام و معز دین بر او عنوان بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در مورد پادشاهی وجود دارد، اگر به مانند یک نامه باشد، باید بر آن نوشته شود که رکن اسلام و مایه عزت دین است.
تا روان است و روا بازار عدل شهریار
گرگ با میش و بره در دست بازرگان بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی برقرار است و بیدادها در حال رونق، در بازار انصاف و عدل حاکم، هم گرگ و هم میش و هم بره در دست بازرگانان وجود دارد.
لشکر اندر نعمت و دولت بهکام و بخت رام
عالم آباد و رعیت شاد و نرخ ارزان بود
هوش مصنوعی: در آن زمان، مردم در خوشی و آرامش زندگی میکردند و قدرت و ثروت در دست لشکری بود که به خوبی رهبری میشد. جامعهای آباد و سعادتمند با نرخهای مناسب و خوشحالی رعیت وجود داشت.
بیشه بر شیران ز بیم شاه باشد چون حصار
از نهیبش بر پلنگان کوه چون زندان بود
هوش مصنوعی: جنگل برای شیران مانند تلهای است که ترس از شاه آن را ایجاد کرده است، و به همین ترتیب، دیوار بلند برای پلنگان کوه مانند زندان میماند.
پیش شمشیرش چه جای سد اسکندر بود
پیش فرمانش چه جای عدل نوشروان بود
هوش مصنوعی: در برابر شمشیر او، مانع اسکندر هیچگونه ارزشی نداشت و تحت فرمان او، عدالت نوشروان نیز معنایی نداشت.
چون ببخشد روز بزم و چون بکوشد روز رزم
عیسی مریم بود یا موسی عمران بود
هوش مصنوعی: زمانی که روز جشن به خوبی سپری میشود و وقتی که در روز جنگ تلاش و کوشش میشود، ممکن است عیسی مریم یا موسی عمران باشند.
از دل و جان هرکه سر بر خط شاهنشه نهد
ماندن اندر طاعت او از بن دندان بود
هوش مصنوعی: هر کس که با دل و جان خود در خدمت شاهنشاه باشد، باید از صمیم قلب به اطاعت او ادامه دهد.
بیم شمشیرش نباشد گر برد فرمان شاه
ور ز فرمان سرکشد شمشیر را قربان بود
هوش مصنوعی: اگر کسی از فرمان شاه پیروی نکند، حتی اگر چیرهترین شمشیر را هم داشته باشد، آن شمشیر برای او بیفایده خواهد بود. در واقع، سرپیچی از فرمان، خود به نوعی جان او را به خطر میاندازد.
هرکجا خوانند شاهان نامهٔ فتح ملک
داستان رستم دستان همه دستان بود
هوش مصنوعی: هر جا که پادشاهان پیروزیهای خود را ثبت میکنند، داستان رستم احساسات و دلاوریهای همه قهرمانان را شامل میشود.
کی بود چون فتح سلطان داستان کودکان
نامهٔ مانیکجا چون مُصحَف قرآن بود
هوش مصنوعی: کی کسی مانند فتحسلطان در داستانهای کودکان وجود دارد؟ نامهٔ مانی کجا همانند قرآن است؟
شهریارا تیر تو بر سنگ و سندان بگذرد
گر نشانه پیش تیرت سنگ یا سندان بود
هوش مصنوعی: اگر تیر تو به سمت سنگ یا سندان پرتاب شود، بر آنها نمینشیند و به راحتی از آنها عبور میکند. این نشاندهنده قدرت و دقت تیر تو است که به هر مانعی نمیتواند آسیب برساند مگر اینکه نشانهاش در خط تیراندازیات قرار داشته باشد.
از سر پیکانت بدخواه تو نتواند گریخت
تا به رزم اندر اجل تیر تو را پیکان بود
هوش مصنوعی: هیچ کس از تیرهای بدخواه تو نمیتواند فرار کند و اگر در میدانی به جنگ با تو بیفتد، همان تیر توست که به هدفش میرسد.
در شهنشاهی تو را یزدان ز عالم برگزید
هرکه یزدان برگزیدش برگزیده آن بود
هوش مصنوعی: در سلطنت تو خداوند تو را از میان مردم انتخاب کرده است و هر کسی که خداوند او را برگزیده، حقیقتاً انتخاب شده است.
روم و ترکستان تو را رام است و در سال دگر
کشور هندوستان چون روم و ترکستان بود
هوش مصنوعی: من به سرزمینهای دور مقصدی دارم و در سال آینده کشور هندوستان نیز مانند روم و ترکستان خواهد شد.
بندهٔ مخلص معزی را به فر بخت تو
از فتوح تو هزاران دفتر و دیوان بود
هوش مصنوعی: خدمتگزار وفادار معزی به خاطر خوش شانسی تو، از پیروزیهایت هزاران کتاب و نوشته دارد.
عنصری محمود را گفته است شعری همچنین:
«تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود»
هوش مصنوعی: شعر به زیبایی و تاثیر زلف معشوق اشاره دارد که همچون طوفانی در لالستان میرقصد و جولان میدهد، به نوعی بیانگر زیبایی و جذابیت اوست که توجه همگان را به خود جلب میکند.
آن قصیده شاعران را گر نگار دفترست
این قصیده شهریاران را نگار جان بود
هوش مصنوعی: شاعر میگوید که اگر آن قصیدهای که شاعران سرودهاند، تنها یک نقاشی بر روی کاغذ باشد، این قصیدهای که شهریاران سرودهاند، برای جان و دل انسان اهمیت و ارزش دارد.
تا که در تازی محرم باشد از پیش صفر
تا که اندر پارسی آذر پس از آبان بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که در زبان عربی محرم باشد، از ماه صفر (دومین ماه هجری) تا زمانی که در زبان فارسی، ماه آذر (نهمین ماه خورشیدی) پس از آبان (هشتمین ماه خورشیدی) وجود داشته باشد.
رایت ملکت چنین خواهم که بیغایت بود
بایهٔ عمرت چنین خواهم که بیپایان بود
هوش مصنوعی: خواهم که سلطنت تو به حدی باشد که هیچ مرز و انتهایی نداشته باشد و همچنین خواهانم که عمر تو به گونهای باشد که هیچ زمانی برای آن وجود نداشته باشد.
عهد تو خواهم که چون رضوان بیاراید جهان
تا جهان از عدل تو چون روضهٔ رضوان بود
هوش مصنوعی: من به تو عهد میبندم که وقتی جهان را به زیبایی و آرامش درآوری، آنگونه که باغ رضوان را ساختهای، این دنیا نیز از عدالت تو پر باشد و همچون بهشت باشد.