برگردان به زبان ساده
همیشه باد بقا و سلامت بُت ما
که از وصالش ما را سلامت است و بقا
هوش مصنوعی: همیشه آرزو میکنیم که محبوب ما سالم و زنده بماند، زیرا ارتباط با او باعث سلامت و دوام زندگی ما میشود.
بتی که عارض او هست چون گل سوری
کشیده بر گل سوریاش عنبر سارا
هوش مصنوعی: چهره او مانند گل سرخ زیباست و عطرش همچون عطر خوشبوی مشک است که بر روی آن گل پراکنده شده.
ز بهر لعل شکربار او همی بارند
ز چشم خویش گهر عاشقان ناپروا
هوش مصنوعی: برای زیبایی و جذابیت او، عاشقان بیپروا از چشمان خود اشک میریزند و گوهر عشق را نثار میکنند.
شکرفروش به شهر اندرون چنین باید
که مردمان شَکَرش را گهر دهند بها
هوش مصنوعی: شکرفروش در شهر باید به این صورت رفتار کند که مردم به شکری که میفروشد ارزش و قیمت بدهند.
شوند آهن و دیبا به گفتگوی اندر
چو او به رزم زره پوشد و به بزم قبا
هوش مصنوعی: آهن و پارچهای گرانقیمت به گفتگو پرداختهاند؛ چون او در میدان جنگ زره بر تن میکند و در مجلس شادی لباس زیبا میپوشد.
به روز رزمش دیبا بِه آید از آهن
به روز بزمش آهن بِهْ آید از دیبا
هوش مصنوعی: در روز جنگ، لباس زیبای او به خوبی با زرهاش هماهنگ میشود و در روز جشن، زرهاش به زیبایی لباس مجلسیاش میآید.
گهی ز چشم زند تیر بر دل عُشّاق
گهی ز دست زند تیغ بر سر اعدا
هوش مصنوعی: گاه تیر عشق از چشمان یاران بر دل عاشقان میزند و گاه تیغ دشمنان از دستشان بر سر دیگران فرود میآید.
جو بنگریم همه ساله عالمی باشند
ز چشم او به نفیر و زدست او به بلا
هوش مصنوعی: هر ساله جهانی را میبینیم که به خاطر نگاه او در حال شور و هیجان است و از آسیبهایی که از دست او میآید، رنج میبرد.
مکن به سرو و مه آن دلفریب را تشبیه
که او جداست به خوبی و سرو و ماه جدا
هوش مصنوعی: به زیبایی و دلربایی او نمیتوان سروی یا ماهی را تشبیه کرد؛ زیرا او با دیگران در زیبایی و جذابیت متفاوت و منحصر به فرد است.
زره نپوشد و جوشن به رزم سرو بلند
قدح نگیرد و ساغر به بزم بَدْر سما
هوش مصنوعی: کسانی که در جنگ آماده نیستند، از زره و زینتهای لازم دوری میکنند و در میهمانیها و مجالس نیز از نوشیدنیها و خوشیها بیبهرهاند.
نه ماه باشد همتای آن نگار و نه سرو
جو بزم و رزم کند پیش میر بیهمتا
هوش مصنوعی: هیچ ماهی نمیتواند با آن معشوقه زیبای تو برابری کند و نه هیچ درختی به تماشای جشن و نبردی که پیش روی بیهمتای تو است، نمیرسد.
معین دولت عالی نصیر ملت حقّ
که پهلوان ملوک است و سَیِّدُالاُمرا
هوش مصنوعی: این بیت به معرفی شخصیتی والا و برجسته اشاره دارد که مورد تایید و حمایت مردم قرار دارد. او در بین پادشاهان و فرمانروایان، مقام و اهمیت ویژهای دارد و به عنوان یک رهبری قوی و نیکوکار شناخته میشود.
امیر زاده امیری که لشکری باشد
به روز رزم سواری ز لشکرش تنها
هوش مصنوعی: من فرزند امیری هستم که در روز نبرد، حتی یک سوار از لشکرش هم در کنار او نیست.
قضا چو نادرهٔ نو پدید خواهد کرد
ضمیر او به فِراست سَبَق برد ز قضا
هوش مصنوعی: وقتی سرنوشت، چیزی نایاب و جدید به وجود خواهد آورد، با هوش و درک عمیق فرد، بر آن سرنوشت پیشی خواهد گرفت.
به خنجر وکف او هرکه بنگرد بیند
مُبَشّری ز ظفر یا مُفَسّری ز سَخا
هوش مصنوعی: هر کسی که به چاقو و دستی که او دارد نگاه کند، نشانهای از پیروزی یا توصیفی از بخشش را میبیند.
سپهر تا به ابد ننگرد به عین سَخَط
ز بهر او نگرد ساعتی به عین رضا
هوش مصنوعی: آسمان تا همیشه به خشم نگاه نخواهد کرد و به خاطر او، حتی برای یک لحظه هم به رضایت نخواهد نگریست.
ز فر مجلس او آسمان شدست زمین
ز نقش رایت او بوستان شدست هوا
هوش مصنوعی: به خاطر وجود او، آسمان به زمین تبدیل شده و باغ به زیبایی و شکوه پرچم او زینت بخشیده است. هوا نیز تحت تأثیر او تغییر کرده و به فضایی دلنشین بدل گشته است.
دلی نماند به مازندران ز هیبت او
که هست پیچش و ماز اندر آن زکین و جفا
هوش مصنوعی: هیچ دلی در مازندران نتوانست طاقت دیدن آن هیبت را داشته باشد، چرا که زیبایی و جاذبهی او به قدری است که از تمام دیگریها و بدیها فراتر رفته است.
ز هیبت او شیران همیگذر نکنند
به مرغزاری کاسبان او کنند چَرا
هوش مصنوعی: از جلال و عظمت او، شیران هم درنگ نمیکنند و به دشتهای پر از علف نمیروند، بلکه تاجران او چیرگی و توانایی دارند.
وگرگنند گذر چون به داغ او نگرند
ز چشم چشمه کنند و ز موی جسم گیا
هوش مصنوعی: وقتی گرگها به داغ او نگاه میکنند، چشمانشان چون چشمهای میگریند و از موی بدن او، علفها رشد میکنند.
گر آدم از هنرش داشتی به خلد خبر
بر او نکردی ابلیس کَید خویش روا
هوش مصنوعی: اگر آدم هنر و توانایی خود را میشناخت، هرگز ابلیس نمیتوانست او را فریب دهد و به بهشت دست نیابد.
وگر ضمیر سلیمان چو رای او بودی
نگین ملک نکردی به دست دیو رها
هوش مصنوعی: اگر اندیشه سلیمان مانند خواستهاش بود، هرگز نگین سلطنت را به دست دیو نمیسپرد.
وگر سعادت او تافتی بر اسکندر
به ظلمت اندر ره یافتی بر آب بقا
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خوشبختی او برسی، باید مثل اسکندر بر دشواریها غلبه کنی و در مسیر زندگی، بر سر آب زندگی و جاودانگی قرار بگیری.
ایا مروت تو بر فتوت تو دلیل
ایا شمایل تو بر فضایل تو گَوا
هوش مصنوعی: آیا جوانمردی تو نشانهای از جوانمردیات است؟ آیا ویژگیهای ظاهری تو گواهی بر نیکسیرتیهایت میدهد؟
ز رسم توست همه رسم مردمی ظاهر
ز اصل توست همه اصل مهتری پیدا
هوش مصنوعی: به خاطر قوانین و آداب تو، همه رفتارها و تشریفات انسانی شکل گرفته است و از جملهٔ وجود تو، همۀ اصول نیکوکاری و صفات بزرگوارانه نمایان شدهاند.
ولی ز توست توانگر عدو ز توست هلاک
چه مردمی تو که داری صِناعت دریا
هوش مصنوعی: اما توانایی و قدرت از خود توست، و دشمنانت نیز به خاطر تو نابود میشوند. چه انسانهای بزرگی هستی که مهارت و قابلیت دریا را در خود داری.
بُوَد وِفاق تو دروازهٔ حیات ابد
بود نِفاق تو دندانهٔ کلید فنا
هوش مصنوعی: همبستگی و توافق تو، دروازهای به سوی زندگی جاودان است، اما نفاق و دوگانگی تو، مانند دندانههای کلیدی است که انسان را به فنا و نابودی میکشاند.
که دید بر هنر تو گذشته باد محال؟
که دید بر سخن تو نشستهگرد خطا؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کسی نبیند که هنر تو چقدر بینظیر است؟ یا اینکه کسی بر سخن تو ایرادی بگیرد و دچار اشتباه شود؟
نمایش هنر توست جهل را مقطع
گشایش سخن توست عقل را مبدا
هوش مصنوعی: نمایش هنر تو نقطه شروع نادانی است و سخن تو منبع عقل و آگاهی است.
هزار بار فزون گفت خسرو ماضی
کِه داد دادِ هنر، یک به یک به مجلس ما
هوش مصنوعی: خسرو گذشته هزار بار بیشتر از دیگران گفت که هنر و دانایی را به ما بخشیدهاند، همچون یک به یک در میان جمع ما حاضر شدهاند.
چنان محل که تورا بود پیس آن خسرو
نبود هیچ کسی را ز جملهٔ نُدَما
هوش مصنوعی: محلی که تو در آن بودی، هیچ کس به اندازه آن شاه در آنجا نبود و هیچ فردی از میان همهٔ بزرگان در آن مقام و منزلت نمیتوانست باشد.
اگر بهدست فنا بند عمر او بگسست
ز بند عمر تو کوتاه باد دست عَنا
هوش مصنوعی: اگر عمر کسی به خاطر فنا و زوال پایان یابد، امیدوارم که عمر تو نیز به همین نسبت کوتاه باشد و از مشکلات و قضاوت های سخت در امان بمانی.
جهان تو خوش بخور امروز و دل مبند در آنْکْ
چگونه بود جهان دی و چون بود فردا
هوش مصنوعی: امروز را با خوشی زندگی کن و نگرانی نداشته باش که دیروز چگونه بود و فردا چه خواهد شد.
چه باک از آنکه گشاید ره جفا دشمن
چو بست با تو فلک محضری به شرط وفا
هوش مصنوعی: نگران نباش که دشمن بر تو ظلم کند، چون وقتی که نیکوکاری و وفا در کنار تو باشد، سرنوشت خوب برایت رقم خواهد خورد.
اگر چو شیر نهد دشمنی به جنگ تو روی
خورد به عاقبت از دست روزگار قفا
هوش مصنوعی: اگر دشمنی مانند شیر به میدان جنگ بیاید، عاقبت از دست روزگار به نفرت و شکست دچار خواهد شد.
به نعمت توکه از یکدگر شریفترند
عطای تو ز قبول و قبول تو ز عطا
هوش مصنوعی: این سخن به این معناست که نعمتهای تو از یکدیگر باارزشتر و محترمتر هستند. بخشش تو ناشی از پذیرش توست و پذیرش تو نیز از بخشش تو سرچشمه میگیرد.
معزی آنکه به مدح و ثنا معزالدین
عزیز کردش و دادش اَمارت شُعرا
هوش مصنوعی: معزی کسی است که در ستایش و تمجید از معزالدین عزیز تلاش کرده و به او مقام شاعری بخشید.
به خدمت آمد و ازکارگاه خاطر خویش
به بارگاه تو آورد حلهٔ دیبا
هوش مصنوعی: او به خدمت شما آمد و از دنیای درونش پوشش زیبای دیبا را برای شما آورد.
جه حله باسد ازین بهکه تا زمانه بود
نگار او نکند گردش زمانه هَبا
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره شده که باید به دنبال راهی باشیم تا از این پس در کنار محبوب خود زندگی کنیم و زمانی که دوران تغییر میکند، عشق و محبت ما تحت تأثیر آن قرار نگیرد و از بین نرود.
همیشه تاکه امامان خبر دهند همی
هم از مسیح دعا و هم از کلیم عصا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که همیشه برای تحقق خواستهها و دعاها، به دو امام بزرگ اشاره میشود: یکی حضرت مسیح که دعا و بخشش را نمادین میکند و دیگری حضرت کلیم (موسی) که عصا به عنوان نماد قدرت و معجزه در دست دارد. در واقع، این اشخاص نمادهایی از امید و یاری در زمان نیاز هستند.
ز تو عصا و قلم جاودانه معجز باد
چو ازکلیم عصا و چو از مسیح دعا
هوش مصنوعی: از تو قدرت و دانش جاودانی به یادگار مانده است، مثل عصای موسی که معجزهگر بود و دعاهای عیسی که اثرگذار.
طرب سریر تورا سجده کرده در مجلس
ظفر رکاب تو را بوسه داده در هَیجا
هوش مصنوعی: در مجالس جشن و پیروزی، شادی و نشاط به پای تو سجده میکنند و در مکانهای شایسته، پای تو را میبوسند.
بهارخانهٔ چین کرده در بهار و خزان
خجسته بزم تو خُوبان خَلُّخُ و یغما
هوش مصنوعی: بهارخانهٔ چین به زیبایی در فصلهای بهار و پاییز جشن و سرور تو زیبا رویان را فراهم کرده است.
تو ناقد سخن و برکف تو ناقد عقل
جه ناقدی که خرد خوانَدَش همی صهبا
هوش مصنوعی: تو منتقد سخن هستی و در دست تو، نقد عقل قرار دارد. اما چه نقدی که خود آن را هم به زهر معتاد میکند!
ز تو فتوت و از مهتران درود و سلام
ز تو مروّت و ازکِهتران دعا و ثنا
هوش مصنوعی: از تو جوانمردی و از بزرگترها سلام و درود است، و از تو انسانیت و از دیگران دعا و ستایش بهعلاوه.
سه چیز باد تو را جاودان و بیپایان
تنِ درست و دلِ شاد و دولتِ برنا
هوش مصنوعی: سه چیز میتواند تو را همیشه زنده و پایدار نگه دارد: داشتن بدنی سالم، دل خوش و شاد، و ثروتی جوان و تازه.