برگردان به زبان ساده
ایا سرو قد ترک سیمین قفا
ندیدم به هجران تو جز جفا
هوش مصنوعی: آیا جز رنج و سختی در دوری تو چیزی دیدهام، ای سرو قد زیبا و خوشتراش؟
ببستی دلم را به بند دو زلف
نخواهی نمودن مرا زان رها
هوش مصنوعی: دل من را با دو زلف خود محکم بستهای، اما تو هرگز نمیتوانی مرا از این وابستگی آزاد کنی.
چگونه گذارم بر این روزگار
تو از من جدا و من از دل جدا
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم این روزگار را تحمل کنم در حالی که تو از من دوری و من نیز از دل خود دورم؟
رخ لعل تو کرده رویم زریر
قد سرو توکرده پشتم دو تا
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو مانند لعل است و به خاطر قد بلند تو، کمرم شکست و دو نیم شد.
چنان گریم اندر فراق تو من
که بر آس گردون کنم آسیا
هوش مصنوعی: چنان گریهای میکنم در دوری تو که حتی آسایش و آرامش دنیا را به هم میزنم.
بلای من از عشق تو خاسته است
منم روز و شب بر بلا مبتلا
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که من در درد و رنج باشم و حالا من در طول روز و شب درگیر این مشکلات هستم.
بود رنج بیگنج بس بینَسَق
بود هجر بیوصل بس بیبها
هوش مصنوعی: رنجی که بدون ثروت باشد، بیفایده است و دوری از محبوبی که به وصال نرسد، ارزشی ندارد.
چو بیماری از هجر پیدا شود
نباشد بجز وصل آن را شفا
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خاطر دوری معشوقش دچار درد و رنج میشود، تنها remedy برای بهبودی او، وصال و نزدیکی با همان معشوق است.
بود از بس محنت اندر فرح
بود از پس شدّت اندر رَخا
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و رنجهایی که طولانی شده بودند، بعد از آن خوشی و شادی به وجود آمد. از شدت درد و سختی، رهایی و خوشحالی حاصل شد.
هر آن درد کان نکبتی را ندید
ندانم جز از جود خواجه دوا
هوش مصنوعی: هر دردی که نکبتی را احساس نکردم، جز از generosity و بخشش خواجه نمیدانم درمانی دارد.
جمال دول، ناصر دین و داد
سپهر وفا شمس دین بوالوفا
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه دولت، یاریدهنده دین و عدالت، سپهر وفا، خورشید دین با وفا.
به آزادمردی دری برگشاد
که بازار آزادگان شد روا
هوش مصنوعی: به خاطر آزادمنشی و شجاعت یک مرد توانست دروازهای را بگشاید که آنجا محل تجمع و فعالیت آزادگان شده است.
سعادت همی زو ستاند مدد
کفایت همی زو فزاید بها
هوش مصنوعی: خوشبختی از او به دست میآید و به اندازه کافی کمک و یاری از او افزایش مییابد.
بود زیر حکمش همیشه قدر
بود پیش امرش همیشه قضا
هوش مصنوعی: همواره در زیر سلطه او، ارزش و ارزشمندی وجود دارد و همیشه در برابر فرمان او، سرنوشت رقم میخورد.
نه در رسم او راه گیرد نفاق
نه در راه او راه یابد ریا
هوش مصنوعی: نه در امور او دوگانگی وجود دارد و نه در مسیر او به تظاهر و ریا ختم میشود.
بود ملک را دولتش قهرمان
بود جاه را خدمتش کیمیا
هوش مصنوعی: سلطنت دارای مالکیت است و قهرمانی به شمار میرود، در حالی که خدمت به مقام و موقعیت به مانند طلا ارزشمند است.
بود تنگ با نعمت او زمین
بود پست با همت او سما
هوش مصنوعی: دنیا با نعمتهای الهی محدود و تنگ است، اما با اراده و همت انسانها میتوان به آسمانهای بلند دست یافت و خود را از محدودیتهای زمین برهانید.
مر ابرار را حضرتش مستقر
مر اَحْرار را درگهش مُلْتَجا
هوش مصنوعی: حضرت حق، پناهگاه نیکان است و برای آزادگان مکان امنی فراهم کرده است.
تو گویی سرشت وی آمد کرم
توگویی حیات وی آمد حیا
هوش مصنوعی: گویا ذات او از لطافت و بخشندگی تو نشأت گرفته و وجود او نمودی از حیای توست.
تویی صاحب سود را مقتدی
تویی نایب فضل را مقتدا
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که در کار سود و منفعت، الگو و راهنما هستی؛ و در مورد فضائل و کارهای نیک نیز، تو سرمشق و پیشوای دیگران به شمار میآیی.
ز انعام تو منبسط شد زمین
در ایام تو مندرس شد فنا
هوش مصنوعی: زمین با لطف و رحمت تو گسترده و فراخ شده و در روزگار تو، نابودی و زوال به فراموشی سپرده شده است.
سخاوت تو داری پدر بر پدر
مروت تو داری نیا بر نیا
هوش مصنوعی: تو سخاوتی داری که از پدران قدیمیتر و بزرگتر هم بیشتر است و مهربانیات به حدی است که از نسلهای پیشین هم فراتر میرود.
تویی مفضل ملت ایزدی
تویی مُنعِم دولت پادشا
هوش مصنوعی: تو ای بهترین بخشنده و نعمتدهنده به ملت، تو همان کسی هستی که دولت و پادشاهی را به دست گرفتهای.
ز رحمت فرستی به سائل درم
به صد خیل بخشی به زائر عطا
هوش مصنوعی: از رحمت تو به درخواست کنندگان کمک میدهی و به زائران نیکو عطا میکنی.
بجز فضل تو هر چهگویم هدر
بجز مدح تو هر چه گویم هَبا
هوش مصنوعی: جز لطف و کرامت تو، هر چه بگویم بیفایده است و هر چه درباره تو بگویم، بیارزش خواهد بود.