برگردان به زبان ساده
تو چه گوئی ار بپرسم ز لب شکرفشانش
ز چه داد زهر ما را، چه بود جوابش، آتش
هوش مصنوعی: اگر از تو بپرسم که لبهای شیرینش چه پاسخی به زهر مار میدهد، چه خواهی گفت؟ پاسخ این سوال آتش است.
ز دلم گرفت نسخت مگر آن دهان تنگش
چو ندید کس دهانش به چه میدهد نشانش
هوش مصنوعی: دل من از غم تو به تنگی آمده، اما آن لبهای کوچک و تنگش نشانهای نمیدهد. وقتی کسی او را نمیبیند، او همچنان تنها میماند و فقط به یاد توست.
ز میانش ار بیابم بخرم به جان کناری
که مرا تو مردمی کن خبری ده از میانش
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از میان افراد، تو را پیدا کنم و بخرم، با تمام وجودم، به تو نزدیک میشوم و امیدوارم که با تو بودن، شناخت بیشتری از زندگی و انسانها به دست آورم. پس مرا از خودت باخبر کن.
سحری ز باغ حسنش نفسی زدم ز حیرت
گل و باد و سرو، ترسم که رسد بسی زیانش
هوش مصنوعی: از باغ زیباییاش نفسی کشیدم و شگفتی گل، باد و سرو را حس کردم. اما نگرانم که آسیبهایی از زیباییاش به من برسد.
من تنگدل که هستم ز غمش فراخ روزی
دل تاب خورده دارم به کمند دلستانش
هوش مصنوعی: من که به خاطر غمش دلگیر هستم، در روزهایی که دل با آنچه دوست دارم میتواند تاب بیاورد، احساس خود را در چنگالش دارم.