برگردان به زبان ساده
یار ستمپیشه باز، دست جفا میبرد
و ز همه یاران سخن، دست به ما میبرد
هوش مصنوعی: دوستی دارم که همیشه با من است، اما با رفتار نادرستش به من آسیب میزند و از میان تمام دوستانم، بیشتر از همه به من دلخوری میدهد.
رنگ جفا، راست کرد طرهی او تا جهان
وای دماغی کزو بوی وفا میبرد
هوش مصنوعی: رنگ زخم و رنج، زیباییهای موهای او را به واقعیت تبدیل کرده و من از آن دماغ که بوی صداقت و وفا را میدهد، احساس غم و نگرانی میکنم.
گفت که سر کم ندید از درِ ما عاشقان
نیک بدان که این سخن سر به کجا میبرد
هوش مصنوعی: او گفت که عاشقان از دیدن وضعیت ما کمبودی نمیبینند، خوب میدانند که این حرفها به کجا میانجامد.
نایب زلفین اوست، شحنهی مژگان او
هرکه در این روزگار نام جفا میبرد
هوش مصنوعی: زلفین او نمایانگر زیباییهایش است و مژگانش مانند شحنهای است که از هر کسی که در این دنیا از جفا و بدی صحبت میکند، محافظت میکند.
راه فرو بستهام، بر گذر راه از آنک
قصهی بیداد او سوی سما میبرد
هوش مصنوعی: من در مسیر خود به بنبست رسیدهام، آنچنان که داستان ظلم او مرا به سوی آسمان میبرد.
چند تظلم کنی ای دل رعنا که هست
هرچه اثیرت کنون درد و عنا میبرد
هوش مصنوعی: ای دل زیبا، چند بار میخواهی شکایت کنی؟ چرا که هر چه میکنی، اکنون درد و رنج تنها تو را میبرد.