برگردان به زبان ساده
مرغی یگانه بودم یاری به دستم آمد
الحق شگرف صیدی، ناگه به دستم آمد
هوش مصنوعی: روزی مرغی تنها و بیهمتا بودم که ناگهان یک یار و دوست به دستم رسید. واقعاً جالب و حیرتانگیز است که چنین صیدی به دستم آمده است.
چون دید از جمالش چشمم گرفته مستی
با غمزهی معربد در چشم مستم آمد
هوش مصنوعی: وقتی به زیبایی او نگاه کردم، چشمانم مست و سرگشته شد و با نگاهی غمزهآلود، در چشمانم نشسته و شور و شوقی به وجود آورد.
تاراج طره او در هرچه بودم افتاد
و آسیب غمزهی او در هرچه هستم آمد
هوش مصنوعی: موهایش مانند دزدان به هر چیزی که داشتم آسیب زد و زیبایی نگاهش به هر آنچه که هستم آسیب رسانده است.
زنار بتپرستی بربست دل چو ناگه
از روی بت نکوتر یاری به دستم آمد
هوش مصنوعی: دلم به زنجیر بتپرستی بسته شد و وقتی که یاری از روی بت زیبا به سراغم آمد، این زنجیر پاره شد.
وقت است اگر بر آرم افغان ز دل که بر من
حورا، پیام نیامد زین بتپرستم آمد
هوش مصنوعی: وقتی است که از دل خود فریاد بزنم، چونکه حورایی بر من نازل نشده و این بت که من پرستیدهام، به سراغم نیامده است.
بر گوشهی بساطش بگرفت اثیر جایی
کز وی نگاه کردم افلاک پستم آمد
هوش مصنوعی: در گوشهی میدانش جایی را گرفت که وقتی به آن نگاه کردم، دنیای زیرین برایم نمایان شد.