برگردان به زبان ساده
نه صفای تو در بصر گنجد
نه صفات تو در خبر گنجد
هوش مصنوعی: نه زیباییِ تو در چشمها قابل مشاهده است و نه ویژگیهای تو در اخبار و روایتها میتواند به درستی بیان شود.
بر بساط قمارخانه حسن
تا رخش هست کی قمر گنجد
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی و جذابیت او در حضور است، هیچ چیز دیگری نمیتواند به پای او برسد یا خود را نشان دهد.
در جُلاب روان رنجوران
تا لبت هست کی شکر گنجد
هوش مصنوعی: تا وقتی که درد و رنج بر دل رنجوران حاکم است، شیرینی و خوشی در زندگی آنها جایی ندارد.
هرکه شد مرغ چینه لب تو
مرغ جانش نه زیر پر گنجد
هوش مصنوعی: هر کس که عاشق و شیفته لبهای تو باشد، جانش دیگر در هیچگونه محدودیتی جا نمیگیرد و به معنای واقعی آزاد میشود.
تنگنائی است وصل تو که دراو
نیست ممکن که عشق و سر گنجد
هوش مصنوعی: وصل تو مانند تنگنائی است که در آن عشق و اسرار جا نمیگیرد، یعنی عشق و محبت به تو اینقدر عمیق و گسترده است که در هیچ ظرفی نمیتواند محدود شود.
همه جرمی بکن که دریابد
همه نازی بکن که در گنجد
هوش مصنوعی: هرچه خطایی انجام ده تا دیگران متوجه شوند و با زیبایی و ناز خود، به اندازهای معقول رفتار کن که از حد اعتدال خارج نشوی.