برگردان به زبان ساده
ای بندهی لب تو، لب آبدار می
گلگونه کرده عکس رخت بر عذار می
هوش مصنوعی: ای بنده ی لب تو، لب به رنگ گل و تر و تازه است و تصویر تو بر چهره اش نقش بسته است.
تخت هوس نهاده رخت بر بساط گل
رخت خرد فکنده لبت، در جوار می
هوش مصنوعی: بر روی بساط زیبا، آرزوها را کنار گذاشتهام و لبان تو را به دلم نزدیک میبینم.
چون صبح جامه چاک زده، غنچه حباب
پیش نسیم زلف تو، بر جویبار می
هوش مصنوعی: وقتی صبح فرا میرسد و روز تازهای آغاز میشود، غنچههای حبابی در کنار نسیم زلف تو بر روی جویبار ظاهر میشوند.
در هم شکن شماری، ز نگاریِ فلک
چون از فتنه موج برآرد بحار می
هوش مصنوعی: شمار زیادی از ناامیدیها و فتنهها، مانند ویرانیهایی که از آسمان میآید، مانند طوفانی به وجود میآورند که دریا را به تلاطم در میآورد.
عالم سیاه گردان بر ذوالخمار غم
دست طرب چو لعل کند ذوالفقار می
هوش مصنوعی: در جهانی تاریک و غمانگیز، وقتی شادی و سرور به قلب مینشیند، حالتی شگفتانگیز و زیبا به وجود میآید که مانند جواهری درخشان و بینظیر جلوهگر میشود.
بگرفت ملک شادی و برداشت رسم غم
اینست کمترین اثر گیر و دار می
هوش مصنوعی: شادی به سلطنت رسید و غم از دیدن او کنار رفت. این کمی از آثار خوشی است، پس بگیر و بنوش.