برگردان به زبان ساده
ای مرهم هر سینهی مجروح لب تو
فرسوده قدمهای دلم در طلب تو
هوش مصنوعی: ای تو که درمان هر دل زخمی هستی، لبهای تو آرامبخش من هستند. دلم در جستجوی تو خسته و فرسوده شده است.
گم کرد سر رشتهی تدبیر دلم باز
در طره سرگمشدهی بلعجب تو
هوش مصنوعی: دل من در درک و مدیریت احساساتش به شدت سرگردان شده و دوباره در پیچ و تاب موهای تو که خود گم شده است، گرفتار شده است.
چون تار طراز است شب و روز تن من
تا بر طرف روز تنیدهست شب تو
هوش مصنوعی: بدن من همچون تاروپودی است که شب و روز به هم تنیده شدهاند، و تا زمانی که روز از افق برآید، شب تو بر آن سایه افکنده است.
چون لاله دلم چهره به خون شست چو بگرفت
سبزه طرف چشمهی حیوان لب تو
هوش مصنوعی: چشم و چهرهام مانند لالهای است که به خاطر غم و اندوه، رنگی پریده و خونی شده است. همچنان که هنگام بهار سبزهها در کنار چشمهها جوانه میزنند، لبهای تو نیز زیبایی و طراوت خاصی دارند.
من بنده نویسد به تو سلطان کواکب
تا خسرو خوبان جهان شد لقب تو
هوش مصنوعی: من، به عنوان یک خدمتگزار، این را به تو نوشتهام، ای پادشاه ستارهها، تا نام تو در زمره زیباییهای دنیا قرار گیرد و به عنوان بهترین مورد ستایش شود.
ای حور پریزاده بر این حسن و طراوت
از آدمیان نیست همانا نسب تو
هوش مصنوعی: ای پری زیبا، زیبایی و نشاط تو از هر انسانی فراتر است، زیرا تو دارای نسبی خاص و برجسته هستی.
درساختهام با غم تو، روی همین است
چون جز ز غم من نفزاید طرب تو
هوش مصنوعی: من با غم تو زندگی را شکل دادهام، زیرا جز غم من هیچ شادیای به تو نمیافزاید.
بیداد سه ساله که اثیر از همدان برد
تقدیر الهی بُد و باقی سبب تو
هوش مصنوعی: سه سال است که ظلم و بیعدالتی در حال رخ دادن است و این نتیجهی ارادهی خداوند بوده است، و باقیماندهی این وضعیت به سبب تو است.