برگردان به زبان ساده
دلبری دارم که جان میخواهد از من، چون کنم؟
از سر جان بر نشاید خاست، ای تن، چون کنم؟
هوش مصنوعی: من محبوبی دارم که جانم را از من میطلبد، چگونه میتوانم از تمام وجودم به او دست بردارم، ای جسم من، چه کنم؟
گوهر مهرش چو کان در دل نهان کردم ولیک
با چنین دریای مروارید معدن، چون کنم؟
هوش مصنوعی: محبت او را در دل به گونهای پنهان کردهام، اما با وجود دریایی پر از مروارید، چگونه میتوانم آن را به نمایش بگذارم؟
چشمِ سوزن کرد بر من عالَم، از بس کافری
ای مسلمانان، وطن در چشمِ سوزن چون کنم؟
هوش مصنوعی: چشم سوزنی که بر من دوخته شده، به دلیل نادانی و کفر فراوان تو، ای مسلمانان، چگونه میتوانم وطنم را در چشمان آن کوچک و تنگ جا دهم؟
خانهی من برد و پس در خانهی خود تن بزد
چاره چه، با آن جهانآشوبِ تنزن، چون کنم؟
هوش مصنوعی: خانهام را از من گرفتند و در خانهی خودم به من ضربه زدند. چه باید بکنم در این دنیا که پر از آشوب و درد است؟
اختیاری نیست داغ درد را لیک از جهان
چون دل مسکین در او کردهست مسکن، چون کنم
هوش مصنوعی: درد و رنجی که به ما میرسد، اختیارش دست ما نیست. اما دل من همچون خانهای برای این غمها شده است. حالا نمیدانم با این وضعیت چه کار کنم.
یا دل من پیش او دارید تا رحمی کند
یا طریقی پیش من بنهید تا من، چون کنم؟
هوش مصنوعی: ای دل من، یا نزد او برو و از او بخواه که رحم کند، یا راهی را به من نشان بده که بتوانم کاری انجام دهم.
تر همیآید غزل در شیوه شعر اثیر
کشتگان عشق را زین شیوه شیون چون کنم؟
هوش مصنوعی: غزل به شیوه شعر حرفهای به من میرسد، اما چطور میتوانم احساسات کسانی را که در عشق آسیب دیدهاند، با این شیوه ابراز کنم؟