برگردان به زبان ساده
در بند آن مشو که چرا پیر شد جهان
آن بخت خواجه نیست که دایم بود جوان
هوش مصنوعی: در اینکه چرا دنیا دچار پیری و تغییر شده، خودت را گرفتار نکن؛ زیرا به آن کسی که همیشه جوان بماند، این بخت و اقبال تعلق ندارد.
آن حله منقش اردی بهشت باف
شد پاره در کشاکش آزار مهرگان
هوش مصنوعی: لباسی با نقش و نگارهای زیبا و دلنشین که در فصل بهار بافته شده بود، در برخورد با سختیها و مشکلات فصل مهرگان پاره و خراب شد.
مایوس شد ز شمع زمن، باد دم فروش
در بست لب ز نطق نما شاخ صد زبان
هوش مصنوعی: باد دمفروش از شمع من ناامید شد و دیگر سکوت کرده و لب به سخن نمیگشاید، مانند شاخهای که صد زبان دارد اما هیچکدام سخن نمیگویند.
هر شام و چاشت زیبق کم عقد حل کنند
اکسیر پیشکان طبایع بامتحان
هوش مصنوعی: هر شب و صبح، زیبا و باهوش، به روشهای مختلف از طبیعت و آزمایشها بهره میبرند تا به نتیجههای دلخواه برسند.
هر روز بهر پنبه زدن بردواج کوه
صبح از عمود بسته کند بر افق کمان
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر برداشت پنبه، سپیدهدم کوهها بر فراز افق مانند کمان شکل میگیرند.
ایوب خسته خاک جراحت به بسته آب
ابر، از هواست زان ملخ سیمگون فشان
هوش مصنوعی: ایوب، خسته و زخمی به خاک افتاده است و همه جا را در زیر باران میبیند. ملخهای نقرهای در آسمان در حال پرواز هستند و این حال و هوا بر او تاثیر گذاشته است.
فردا که ماه نو تتق از رخ بر افکند
وز داعیان لهو بگردون رسد فغان
هوش مصنوعی: فردا زمانی که ماه جدید از چهرهات پوشش بردارد و صدای دعوتکنندگان به سرگرمیها به آسمان بلند شود، فریادی به گوش میرسد.
گویند، کای ز صوم کرانسایه ممتحن
گویند کای بعید سبکروح شادمان
هوش مصنوعی: میگویند، ای کسی که در پرتو دانش و تجربه خود میتوانی بر دیگران امتحان کنی، میگویند که تو به دور از غم و اندوه و شاداب زندگی میکنی.
تا کی ز بوستان گل و از جام می طلب
چیره چو می شکفته و مجلس چو بوستان
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از زیباییهای گلها و لذت نوشیدنیها بهرهمند شوی؟ همچنان که گل در باغ شکفته و مجلس به مانند بوستان زیباست، از این زیباییها بهره ببر.
آتش بدل نه از گل و کاشانه از چمن
مطرب عوض ز بلبل و باده ز ارغوان
هوش مصنوعی: شعله عشق و اشتیاق نه تنها از زیباییها و نعمتهای زندگی نشأت نمیگیرد، بلکه سرشت آن از دلهای عاشق و از خوشگذرانیهای افسونگر سرچشمه میگیرد. در واقع، این احساسات به خاطر زیباییهای دنیا و لذتهای آن نیست، بلکه از درون و از عمق وجود انسان جوانه میزند.
نارنج را به خنجر دی خون بریختند
رخساره ی ترنج از آن شد چو زعفران
هوش مصنوعی: پرتقال را با خنجر زدند و خونش ریخت، به همین دلیل چهرهی نارنجیاش مانند رنگ زعفران شد.
از بهر امتحان ز اناری فروخت نار
تا بنگرد عیار یواقیت بارکان
هوش مصنوعی: برای آزمایش، اناری را به قیمت نار فروخت تا ببیند ارزش واقعی بارکان چگونه است.
رشک جبین خواجه دل ماه کرد خون
وانکه عذار سیب و زان خال صد نشان
هوش مصنوعی: دل ماه به خاطر زیباییهای خواجه غبطه میخورد و آنکه صورتش شبیه سیب است، نشانهای زیادی از زیبایی دارد.
در رای او بدید بهی صورت بهی
بر نور آفتاب از آن گرد سر گران
هوش مصنوعی: در نظر او، زیبایی چهرهاش مانند نوری درخشان است که بر صفحهای از گرد و غبار میتابد.
نرگس شگفت و هیچ غم سیم و زر نخورد
بر اعتماد عدل رئیس ملک نشان
هوش مصنوعی: نرگس زیبا و شگفتانگیز، هیچ ناراحتی از طلا و نقره ندارد، چرا که به عدالت و نظم رئیس پادشاهی اعتماد دارد.
وان شیره به بین که دیده انگور منتظر
تا کی رسد به بارگه مفخر جهان
هوش مصنوعی: و آن گلابی را ببین که انگور منتظر است تا چه زمانی به شکوفایی و پختگی برسد و به مقام والای خود دست یابد.
گردون مشتری پی و بحر سحاب کف
صبح جهانستان، ارم جنت آستان
هوش مصنوعی: آسمان پر از ستاره است و از دریای ابرها، صبحگاهان نور بهسوی جهان سرازیر میشود؛ این مکان، بهشت و سرزمینی است که در آستانهاش میتوان به آرامش رسید.
خورشید آب و خاک مکارم عماد دین
آن استانش برتر از این هفت آسمان
هوش مصنوعی: خورشید علم و فضیلت که پایهگذار دین است، مقام و جایگاهش بالاتر از همه هفت آسمان است.
آن بحر و غرقه احسانش برو بحر
آن انس جان و بسته پیمانش انس و جان
هوش مصنوعی: این بیان به تصویر کشیدن عمق احساسات و ارتباطات انسانی اشاره دارد. دریا نمادی از بخشش و محبت است که در آن انسانها غرق در دوستی و رابطههای عمیق هستند. پیوندی که میان جان و انس وجود دارد، نشاندهنده تعهد و وابستگی میان افراد است. به طور کلی، این واژهها و تصورات نشاندهنده زیبایی و قدرت تعاملات انسانی و اهمیت آن در زندگی هستند.
زان پشت روزگار قوی گشت و این سخن
بر روی روزگار بکوبیم بر دهان
هوش مصنوعی: از آن پشت که زمان قوی شد، باید این سخن را بر روی زمان جاری کنیم و به دیگران بگوییم.
بر عرصه گاه بینش از نو عروس غیب
بگشاده پرده ئی خبر از چهره ی کمان
هوش مصنوعی: در میدان بینش، عروسی از دنیای ناشناخته، پردهای را کنار زده و از چهرهی زیبای خود خبر میدهد.
هر ابلهی که سر ننهد بر خط ولاش
لاشک بنام او قلم اندر کشد جهان
هوش مصنوعی: هر فرد نادانی که زیر بار ولایت نرود، به نام او بر کاغذ چیزهایی مینویسند و او را مینویسند.
بازی است همت تو که از ننگ آب و خاک
بر زروه ی سپهر نهاده است آشیان
هوش مصنوعی: تلاش و اراده تو به قدری قوی است که ننگ زندگی در روی زمین را به کنار گذاشته و به اوج آسمان پرواز کرده است.
ای دام رزق را بسخا دست تو عزیم
وی عمر ملک را ببقا کلک تو ضمان
هوش مصنوعی: ای روزی را با سخاوت تو تنظیم کن، و زندگی ملک را با قلم تو برقرار نگهدار.
وی از قدیم بابار چه ابنای فضل را
حصن حمایت آمده و قلعه امان
هوش مصنوعی: او از گذشته به عنوان پشتیبان و محافظی برای افراد با فضیلت و دانشمند شناخته میشده و همچون دژی ایمن و محکم برای آنها عمل کرده است.
آن را که حصن و قلعه آمال جود اوست
در حصن و قلعه چرخ از آن ساختش مکان
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر فزونی نعمت و بزرگی روحش، احساس امنیت و آرامش میکند، در دنیای هستی، مکان خود را در میان آفاق و فضاهای وسیع پیدا میکند.
آری خزانه گهر فضل ذات اوست
پاداش حصن و قلعه رساند همی جهان
هوش مصنوعی: بله، گنجینهای از زیبایی و نعمتهای خود را در دل دارد و پاداش تلاش و کوشش در زندگی را به جهانیان عطا میکند.
ای روح بی تهتک وی راح بی خمار
ای آب بی نخاله وی عز بی هوان
هوش مصنوعی: ای جان لطیف و بیپناه، تو که در آرامش هستی، مانند آبی زلال و بیناپاکی، و ای شرافت و بزرگی که در عجز و ناتوانی به سر میبری.
راند فلک، ز پایه قدر تو سر گذشت
خواند جهان، ز دفتر نعت تو داستان
هوش مصنوعی: سرنوشت، مقام تو را از بنیاد زیر و رو کرد و جهانیان، داستان صفات تو را در دفتر بزرگ خود نوشتند.
چون بر کمان مخاطب اعرابی افکند
با نکته های عایر تو عقل ترجمان
هوش مصنوعی: وقتی مخاطب با دقت و زیرکی به کلامی که میزند، توجه میکند، عقل و درک او توانایی انتقال معانی عمیق و نکات ظریف را خواهد داشت.
از رتبت تو پایه اول توان نهاد
چندانکه مرغ وهم نهد بروی آشیان
هوش مصنوعی: از مقام و جایگاه تو میتوان به سادگی به اوج و بلندای خیال و آرزو دست یافت، چنانکه پرندهای بتواند بر فراز آشیانهاش پرواز کند.
تا بر جبین مه نزنی گوشه کمان
در نیم راه همت خود بازکش عنان
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر پیشانی ماه نپردازی و از زیباییهایش بهرهمند نشوی، در میان راه تلاش و کوشش خود را متوقف کن.
فرزانگی خواجه پو فرزانگی شاه
هستند چار یار و لیکن چه مهربان
هوش مصنوعی: فرزانگی و حکمت خواجه و شاه چه تفاوتی ندارد، هر دو مانند چهار یار (دوستی و همراهی) هستند، اما در عین حال بسیار مهربان و دوست داشتنیاند.
در شرع پیشکار، همان چار یار گوی
در ملک ناگزیر همان چار یار دان
هوش مصنوعی: در قوانین و اصول مذهبی، چهار دوست یا یار همیشگی هستند که در زندگی اهمیت ویژهای دارند. در زندگی دنیوی و اجتماعی نیز، همین چهار یار را باید شناخت و به اهمیت آنها توجه کرد.
کلکت نهال نیشکر آمد مگر باصل
کز وی حلاوتی است تو را در خط و بنان
هوش مصنوعی: نیشکر را از زمین برداشتند تا به ما شیرینی و لذتی بدهد، مگر اینکه از ریشهاش شروع کنیم، زیرا این شیرینی به او وابسته است.
ای آنکه سیبویه دویم خوانیش بفضل
ما بین آفتاب ببین تا چرا غدان
هوش مصنوعی: ای کسی که از فضل ما درخشانتر از آفتاب را میخوانی، نگاه کن تا ببینی چگونه دنیای آینده خواهد بود.
اول بخوان دو سطر ز ابداع فکر او
او را دگر بنام غلامان او مخوان
هوش مصنوعی: ابتدا دو خط از خلاقیت او را بخوان، سپس او را دیگر به عنوان خدمتگزارانش نخوان.
دانا دلان بصد یک از این فضل قاصرند
زان گفتمت بخوان و بفرمودمت بدان
هوش مصنوعی: عالمیان با وجود دانش بسیار، هنوز در مقابل این موضوع از فضل و شناخت ناقص هستند. به همین خاطر به تو گفتم که بخوان و تو را به این نکته آگاه کردم.
معراج بایدت سخنش در علو به بین
اقبال بایدت لقبش بر زبان بران
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و برتری، باید طرز سخن گفتن تو به گونهای باشد که دیگران آن را بالا و والا بدانند. نام و مقام تو نیز باید با احترام و ذکر صحیح بر زبانها جاری باشد.
در جوشن حمایت صدر جهان گریز
تا حامی جهان شوی از خنجر امان
هوش مصنوعی: در لباس حمایت و حفاظت، از خطرات جهان دوری کن، تا بتوانی به پشتیبانی از جهان بپردازی و از آسیبهای دشمن در امان بمانی.
جمشید ملک پرور و خورشید نوربخش
دریای با مهابت و گردون کامران
هوش مصنوعی: جمشید، سلطانی که پرورش یافته و خورشید، منبع روشنی است که در دریای وسیع و بزرگ و بر گردونهی سرنوشت سعادتمند میتابد.
عبدالرحیم احمد قاید که کلک او
همتای تیغ خسرو کردون شد از توان
هوش مصنوعی: عبدالرحیم احمد قاید که قلم او به همان اندازه برنده و قوی است که شمشیر خسرو یعنی پادشاهان قدرتمند، از نبوغ و توانایی بالایی برخوردار است.
تیغ بلا، قلم کند آن دست را که او
بنهاد یکزمان قلم مدحش از بیان
هوش مصنوعی: سختیها و مصایب، دستی را که زمانی مدح و ستایش او را نوشته بود، قطع میکند.
تا چون درید تیغ خزان درقهای گل
ماند ز خار جوشن گلبرگ بر سنان
هوش مصنوعی: وقتی که تیغ سردی پاییز گلبرگهای زیبا را میچیند، آنها همچنان مانند زرهای بر سر نیزهها باقی میمانند.
در حلق و دیدگان حسودت نشسته باد
هر جوشن خزان که کند بر چمن روان
هوش مصنوعی: حسود تو باید در چشمانش هر زخم و آسیب را احساس کند که بر سینه چمن فرود میآید.
یک بیت در دعای تو تضمین همی کنم
در کام و ناز تا به ابد همچنان بمان
هوش مصنوعی: من با دعا و آرزویم تضمینی برای خوشبختی و لذت تو ایجاد میکنم تا همیشه و forever در این حالت باقی بمانی.
«سود دل موالی و محسود اهل فضل»
«درد دل معادی و خورشید دودمان»
هوش مصنوعی: دل دوستان و پیروان، به سود و خوشی میتپد و اهل فضیلت نیز مورد حسادت قرار میگیرند. در حالی که دل کسانی که در سختی هستند، همچون خورشید درخشان خانوادهها میتابد.