برگردان به زبان ساده
ای یافته هر آنچ بدو داده و هم ورای
وز دولت اتابک، از یاری خدای
هوش مصنوعی: ای کسی که هر آنچه را که به او عطا شده، یافتهای و از برکت و نصرت اتابک و یاری خداوند بهرهمند هستی.
سیفی که پاکشیده شدی از نیام ملک
فتنه فکنده سر شد و باطل بریده پای
هوش مصنوعی: چیزی که از زودی و بر اثر پاکسازی خارج شده، به یک شکلی خطرناک و پرآشوب تبدیل شده و در نتیجه حق و حقیقت را از بین برده است.
تیغ سداب رنگ تو آمد سداب طبع
کز وی رحم فسرده شد ایام فتنه زای
هوش مصنوعی: تیغی که رنگ سبز و درخشان تو را دارد، مانند طبعی سرد و بیرحم است که باعث شده روزهای سخت و فتنهزا به دنیا بیایند.
بز دوده ئی ز رنگ حوادث چو آینه
ملک عراق و عرصه ی ایران به تیغ و رای
هوش مصنوعی: در این جمله، به نوعی به وضعیت و مشکلاتی اشاره میشود که سرزمین ایران و عراق با آنها مواجه است. "بز دوده ئی" به نوعی به تأثیرات منفی حوادث و شرایط زمانه اشاره دارد، و "چو آینه" نشاندهنده وضعیت شکننده و ناپایدار دو کشور است. به طور کلی، این متن حس ناامیدی و چالشهای موجود در این سرزمینها را منتقل میکند.
در رزم بر فلک زنی از پر دلی لکد
آنجا که سرکشان زمین درکشیده پای
هوش مصنوعی: در میادین جنگ، با شجاعت و دلخوری، به حداکثر تلاش خود میپردازی و در آنجا که قویترین و سرکشترین افراد بر روی زمین حضور دارند، خود را به نمایش میگذاری.
هم چون درخش دامن تیغت بیوفتد
هرگه که دشمنت چو شرر برجهد زجای
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو مانند جرقهای از جا برمیخیزد، هر بار که دامن تیغ تو به زمین بیفتد، درخشندگی آن را مانند زیبایی یک دامن زیبا تصور کن.
گر کوه نیست حزم تو گو یکقدم به جنب
ور باد نیست عزم تو گو یک نفس بپای
هوش مصنوعی: اگر کوه استقامت تو نیست، بگو یک قدم حرکت کن. و اگر باد عزم و اراده تو نیست، بگو یک نفس بایست.
فضل خدنگ توست حجر را زره شکاف
نوک سنان توست ظفر را گره گشای
هوش مصنوعی: این بیت به وصف قدرت و تاثیرگذاری شخصی اشاره دارد که با داشتن نیکی و صفات برجسته، میتواند دشمنان را شکست دهد و مشکلات را مرتفع سازد. در واقع، شخص مورد نظر با ابزاری که به خدا نسبت داده شده، به پیروزی و موفقیت دست یافته و میتواند موانع را از سر راه بردارد.
جمشید بر درت که بود جز یکی گیا
خورشید با کفت چه بود جز یکی گدای
هوش مصنوعی: جمشید، پادشاه بزرگ و مشهور، در مقابل در خانهات چه کسی بوده است؟ جز یک گیاه که به آفتاب میرسد، و چه چیزی در دستش بوده جز یک درویش یا گدا؟
بندند بر مزاج بهار اینک از بحار
گردد هوا ز ابر صدف گون گهر نمای
هوش مصنوعی: اینک که بهار با طراوت آمده، آسمان مانند صدفی پر از دُر و مروارید زیر ابرها به نظر میرسد.
این خود بهانه ایست بگرید همی فلک
با صد هزار دیده ز تیغت به های و های
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آسمان به خاطر درد و رنجی که ناشی از تیغ جراحت توست، با هزاران چشم به گریه افتاده است. به عبارتی، شکست و آسیب تو چنان عمیق و تاثیرگذار است که نه تنها بر تو بلکه بر تمام جهان احساسات گرانباری را ایجاد کرده است.
چون چنگ در شکنجه ی قهر تو خصم ملک
قانع همی شود بسری عاریت چو نای
هوش مصنوعی: وقتی که خشم تو به شدت میتازد و دشمن سلطنت در بین عذابهای تو تسلیم میشود، درست مثل اینکه دردی را تحمل کند و به ناچار به نغمهای که به او داده شده خوش باشد.
تو کوی برده ئی ز امیران مملکت
گو خصم را بیا و بمیدان همی درآی
هوش مصنوعی: به تو میگویم که در خیابانِ عمومی با شجاعت و قدرت ظاهر شو و با دشمنان مواجه شو، حتی اگر آنها از امرای کشور باشند.
زیبد همی کلاه بزرگی تو را چنانک
بر خسروانه قد قزل ارسلان قبای
هوش مصنوعی: بهتر است کلاهی بزرگ بر سرت باشد که به اندازهای ارزشمند باشد، مثل لباس زیبایی که به شاهزادهای همچون قزل ارسلان میپوشانند.
دیری است دیر تا بنشسته است چون اثیر
بر شاخسار مدح تو مرغی نواسرای
هوش مصنوعی: مدتی است که یک پرنده خوشصدا بر روی درختی نشسته و به ستایش تو آواز میخواند.
زنهار تا مزور رای تو نشمرد
از دست این کزاف در ایان ژاژ خای
هوش مصنوعی: مراقب باش که نظر تو را دست کم نگیرند، چون ممکن است در اینجا به شدت نادرست و بیپایه باشد.
مغز است او ز قافله عسکر سخن
و اینها همه به دمدمه لافند چون درای
هوش مصنوعی: این شخص همچون مغز یک گروه نظامی است و سایرین فقط در حال صحبت و به رخ کشیدن خود هستند، بدون اینکه از حقیقت آگاهی داشته باشند.
گویند در مثل که ز مهمان گزیر نیست
مهمان توست، با او یک لحظه خوش برآی
هوش مصنوعی: میگویند که نمیتوان از حضور مهمان فرار کرد، پس بهتر است با او لحظهای خوش بگذرانیم.
چندانش خلعه بخش که گردد اسیر و غرق
چندانش باده ده که شود مست و سرگرای
هوش مصنوعی: به او آنقدر بیتوجهی کن که به اسیری و غرق در غم تبدیل شود، و آنقدر نوشیدنی به او بده که به مستی و سرگرمی دچار گردد.
تا هست شش سپهر دگر بعد از این سپهر
تا هست یک سرای دگر بعد از این سرای
هوش مصنوعی: تا زمانی که شش آسمان وجود دارد، بعد از این آسمان هم یک سرای دیگر خواهد بود.
خصم تو از سرای بقا باد کاسته
تو باز بر سپهر شرف مرتبت فزای
هوش مصنوعی: دشمن تو از خانه جاودان کم شده است، تو دوباره بر آسمان اعتبار و مقام خود بیفزا.