برگردان به زبان ساده
من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
کی بود طاقت آنم که هم آغوش شوم
هوش مصنوعی: من تو را از دور میبینم و دلم میگیرد. نمیدانم چطور میتوانم تحمل کنم که از نزدیک در آغوش تو باشم.
گرچه ناز تو مرا جامه تن کرد قبا
کشته ناز تو ای سرو قباپوش شوم
هوش مصنوعی: اگرچه زیباییات مرا در لباس خویش پوشانده است، اما من به خاطر ناز تو مانند بساوید کمقامت شوم.
نالم از درد و زین ناله چو سودی نبود
گریه زار کنم آخر و خاموش شوم
هوش مصنوعی: من از درد مینالم و میدانم که این ناله هیچ کمکی به من نمیکند. بنابراین، به ناچار گریه میکنم و در نهایت سکوت میکنم.
بس که شیرینی گفتار تو هوشم بربود
نشوم پند کسی گر همه تن گوش شوم
هوش مصنوعی: به خاطر شیرینی و جذابیت گفتار تو، تمام هوش و حواسم را از دست دادهام. حتی اگر همهتن گوش شوم و به نصیحت دیگران توجه کنم، باز هم قادر به درک آنها نخواهم بود.
اینکه چون اهلی دلسوخته نالم زانست
که مبادا ز ضمیر تو فراموش شوم
هوش مصنوعی: من چون دلی آشفته و بیتاب هستم، فریاد میزنم تا مبادا از یاد تو بروم.