برگردان به زبان ساده
میرم بدان تغافل و پروا نکردنش
وان خشم و ناز و چشم ببالا نکردنش
هوش مصنوعی: به سوی آن بیتوجهی و بیاعتناییاش میروم، و از خشم و ناز و نگاهش که به آسمان میبرد، هیچ پروا نمیکنم.
فریاد از آن نشستن و برخاستن بناز
و آن سرکشی و بند قبا وا نکردنش
هوش مصنوعی: درد و ندبهای است از نشستن و برخاستن فردی که با ناز و خودبینی تمام، از سرکشی و کنارزدن قید و بندها امتناع میکند.
پیداست از کرشمه عاشق گداز او
میل نگاه کردن و عمدا نکردنش
هوش مصنوعی: آشکار است که از ناز و محبت عاشق، او تمایل به نگاه کردن دارد ولی عمداً این کار را نمیکند.
ای من سگ رمیدگی نو غزال تو
کز زیرکی است پیش کسی جا نکردنش
هوش مصنوعی: ای دوست، تو مثل گوزنی زیبا و زیرک هستی که از ترس و وحشت فرار میکند و در حضور کسی نمیتواند آرام بگیرد.
اهلی مگو که کشت مرا تیغ مدعی
مارا بکشت درد تماشا نکردنش
هوش مصنوعی: نیاوران، نگو که دشمن به من آسیب زده و موجب مرگ من شده است، زیرا دردناکتر از آن، اینکه نتوانستم او را تماشا کنم.