برگردان به زبان ساده
نیست عیب از لاله گر لافد به گلبرگ ترش
هرکه در صحرا درآید عقل باشد کمترش
هوش مصنوعی: اگر لالهای به گلبرگهایش ناز کند، این عیب از خود لاله نیست. هر کسی که به صحرا بیفتد، یعنی به جمعی بیتوجهی کند، بیشک عقل و درک کمتری دارد.
شمع من کاش از سر بیمار هجران بگذرد
کز نظر خواهد شد امشب تا بروز محشرش
هوش مصنوعی: ای کاش شمع من از درد دوری و جدایی بگذرد، چون اگر این اتفاق بیفتد، او امشب دیده خواهد شد تا روز قیامت.
بر لب آمد جان بیمارم چه باشد کز کرم
تازه سازد جانم از بوی لب جان پرورش
هوش مصنوعی: جان بیمار من در آستانه خروج است. چه میشود اگر با لطف و کرمت، جانم را با طعم لبهایت تازه کنی و دوباره جان بگیرد؟
تابش آتش اگر از آب ننشیند چرا
سوز دیگر میکند پیدا دلم از خنجرش
هوش مصنوعی: اگر آتش نتواند بر اثر آب خاموش شود، پس چرا دل من از زخم خنجرش همچنان میسوزد و رنج میبرد؟
ما و سوز دل که عالم گر پر از آب بقاست
مرغ آتشخواره جز آتش نباشد در خورش
هوش مصنوعی: ما با غم و اشک خود زندگی میکنیم، حتی اگر دنیا پر از نعمت و شادمانی باشد. برای ما که طبعی آتشین داریم، جز آتش و سوزش دل چیزی نمیتواند ما را سیراب کند.
اینچنین کز سوختن اهلی به بیماری فتاد
خیزد از جا گر برانگیزد صبا خاکسترش
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از سوختن دلش به درد و بیماری دچار میشود، اگر نسیمی بوزد، ممکن است خاکستر دلش را از جا بلند کند و به فضا بپراکند.
هرکه او لب تشنه مُرد از عشق ، باشد در بهشت،
آتش لب تشنگی بنشاند آب کوثرش
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق با لب تشنه بمیرد، در بهشت خواهد بود و آتش تشنگیاش با آب کوثر فروکش خواهد کرد.
من کز از استغنای عشقم سوی شاهان چشم نیست
چشم دارم التفاتی از گدایان درش
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و بینیازیام، دیگر به شاهان و ثروتمندان نظر نگاه نمیکنم؛ بلکه تنها امیدوارم که از دل گدایان درب خانهام توجه و احساسی بیابم.