برگردان به زبان ساده
چون بخیال آیدم سرو قباپوش خویش
آورم از شوق او دست در آغوش خویش
هوش مصنوعی: وقتی به یاد معشوق با قامت بلند و زیبای خود میافتم، از شدت شوق او را در آغوش میکشم.
وه چه خوش آندم که تو مست نشینی برم
وانکه نبینم دگر تکیه گهت دوش خویش
هوش مصنوعی: چه لحظه زیبایی است که تو در حالی مست نشستهای بر دلم، و من دیگر تکیهگاه تو را بر دوش خود نمیبینم.
چونکه سیوالی کنی مضطربم در جواب
بسکه همی گم کنم از سخنت هوش خویش
هوش مصنوعی: وقتی که تو سخن میگویی، من بسیار مضطرب میشوم و از آنقدر درگیر حرفهایت میشوم که هوش و حواسم را کاملاً از دست میدهم.
گوشم از آن لب چه یافت دولت سر گوشیی
کاش توانستمی بوسه زدن گوش خویش
هوش مصنوعی: گوشم چقدر خوشبین است که از آن لبها چیزهای شیرین و خوشایند میشنود. ای کاش میتوانستم گوش خود را ببوسم و این لذت را احساس کنم.
چند چو اهلی ز دور لب گزم و خون خورم
شربتی آخر ببخش از لب چون نوش خویش
هوش مصنوعی: چند بار از دور لبم را میگزند و خونم را میمکد، اما در نهایت از لب تو مثل نوش جانم کمی شربت میخورم.