برگردان به زبان ساده
من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
که مرا غایت کام است جگر خواری خویش
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که از درد و مشکلات درونیم شکایت کنم، چون به من خوش میگذرد و لذت میبرم از سختیهایی که تحمل میکنم.
کام دل از تو نجویم که بسی خوش دارم
خار خار جگر و سوز دل و زاری خویش
هوش مصنوعی: من از تو خواستهای ندارم و به دنبال خوشیهای دل نیستم، زیرا من به خارهای جگر و سوز دل و اندوه خود عادت کردهام و این دردها برایم آشنا و قابل تحمل است.
ای طبیب ار نکنی چاره من وقت خوش است
که من خسته خوشم نیز به بیماری خویش
هوش مصنوعی: ای دکتر، اگر به درمان من نپردازی، وقت خوشی است؛ چون من در حالی که خستهام، هم از بیماری خود راضیام.
گر نشد روزی من روز وصال تو بس است
شب تنهایی و کنج غم و بیداری خویش
هوش مصنوعی: اگر روزی قسمت من ملاقات با تو نشود، تنها بودن در شب و غم و بیداری خودم کافی است.
صبر اگر یار بود در غم دل اهلی را
گر تو یارش نشوی بس بودش یاری خویش
هوش مصنوعی: اگر صبر در دل فردی وجود داشته باشد، او میتواند در برابر غم و اندوه خود ایستادگی کند. ولی اگر تو به او کمک نکنی، همان صبر برای او کافی خواهد بود.