برگردان به زبان ساده
دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز
آب ز سر برگذشت در جگر آتش هنوز
هوش مصنوعی: چشم به سوی تو آرام گرفته است، اما دلم هنوز خوش نیست. آب از سر گذشت و گرما همچنان در وجودم احساس میشود.
آ]وی سرگشته شد کشته به تیر نظر
گر نبرد ترک مست دست بترکش هنوز
هوش مصنوعی: عاشق سرگردان به سبب نگاه معشوق به شدت مجروح شده است و اگر دست زیبای او را نگیرد، هنوز هم جراحتش ادامه خواهد داشت.
از گذر سیل اشک نقش بصر شسته شد
و از اثر خون دل چهره منقش هنوز
هوش مصنوعی: چشمم از شدت اشک به وضوح نیفتاده و چهرهام هنوز تحت تأثیر دلشکستگی و درد باقی مانده است.
کار دل آشفتگان راست شد از نوخطان
خاطر مجموع ما از تو مشوش هنوز
هوش مصنوعی: دلهای پریشان ما دوباره به سامان میآید، اما خاطرات و احساسات ما هنوز به هم ریخته و آشفته از توست.
گرچه بروی چو روز زلف چو شب بسته یی
روز کنی شام ما از رخ مهوش هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه که گویی مانند روز، به زیبایی میدرخشی و زلفهایت همچون شب تاریک و پیچیده است، اما روز را به شب تبدیل میکنی و هنوز چهرهی دلبرانهات، ما را به شگفتی میآورد.
سبزه تر خشک شد غنچه گل باد برد
نرگس ما خاک شد سرو سهی خوش هنوز
هوش مصنوعی: سبزه تازه دیگر خشک شده است، غنچه گل به سمت باد رفته و نرگس ما به خاک تبدیل شده است، اما سرو بلند و خوشحالت هنوز پابرجاست.
خاک تن کوهکن باد بهر گوشه برد
صورت شیرین زناز مانده برابرش هنوز
هوش مصنوعی: باد، خاک و سنگ را از کوه کند و به گوشهای ببرد، اما صورت زیبا و دلنشین زناز هنوز در برابر او باقی مانده است.
هر خس و خاری که بود گشت بکویت عزیز
اهلی شوریده بخت خوار و ستم کش هنوز
هوش مصنوعی: هر خس و خاری که وجود داشت، به سراغ تو آمده و در انتظار تو است. همچنین، فردی که در زندگیاش بداقبالی و ستم را تجربه کرده، هنوز در این وضعیت به سر میبرد.