برگردان به زبان ساده
در عین عتاب از بر ما میگذری باز
طوری عجب امروز بما مینگری باز
هوش مصنوعی: در حالی که با قهر و خشم از کنار ما عبور میکنی، باز هم نگاه عجیبی به ما میکنی.
من بنده لطفت که بخشمم چه فروشی
یک خنده وز دو جهانم بخری باز
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر لطف تو هستم و اگر خندهای به من ببخشی، چه ارزشی دارد. با آن یک خنده، میتوانی دو دنیای مرا خریداری کنی.
چون آینه با همنفسان روی برویی
وه کز نفس سوختگان بیخبری باز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند آینهای که در برابر دیگران قرار میگیرد، همراه با همنسلان خود درخشانی و زیبایی را نشان میدهی. اما از طرفی، تو از حال و روز کسانی که در غم و سوختگی به سر میبرند، بیخبر هستی و unaware هستی.
ای مرغ بهشتی که بما انس گرفتی
از طعن حسودان ز کف ما نپری باز
هوش مصنوعی: ای پرنده بهشتی که با ما ارتباط دوستی پیدا کردی، از انتقادهای حسودان خودت را دور نکن و از ما جدا نشو.
آه از تو پریزداه که گر میروی از چشم
تا من مژه برهم زده ام در نظری باز
هوش مصنوعی: ای کاش از دوری تو نمینالم، چون هر وقت که تو میروی، من آنقدر در فکر تو هستم که حتی پلک نمیزنم و در یک نظر به یاد تو هستم.
اهلی بخرابات مغان هرچه ببازی
گر صبر کنی هم ز خرابات بری باز
هوش مصنوعی: به هر مکان و جمعی که میروی، اگر در زندگیات صبر و حوصله داشته باشی، میتوانی از مشکلات و دشواریها رهایی پیدا کنی و دوباره به آرامش برگردی.
در گلشن وصل تو چه کم گردد اگر من
جان تازه کنم همچو نسیم سحری باز
هوش مصنوعی: در باغ وصالت، چه اهمیتی دارد اگر من مانند نسیم سحرگاهی جان تازهای بگیرم؟