برگردان به زبان ساده
سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگر
بلبل و گل را بود گوش و زبانی دگر
هوش مصنوعی: دل من درد و اشک فراوانی دارد که میخواهم با تو در میان بگذارم، اما این راز را فقط بین خودمان نگه میدارم و نمیخواهم بلبل و گل از آن باخبر شوند.
زنده چو گردم به حشر گر بکشی دیگرم
سهل بود گر شود صرف تو جانی دگر
هوش مصنوعی: وقتی که در روز قیامت زنده شوم، اگر تو مرا دوباره بکشی، چیز سختی نیست، اما اگر بخواهی به خاطر تو جان دیگری بگیرم، آن کار دشوارتر است.
زندگی جاودان نیست یقین ور بود
جز بدهان توام نیست گمانی دگر
هوش مصنوعی: زندگی ابدی نیست و اگر هم باشد، جز در دهان تو احتمالی دیگر وجود ندارد.
گرچه خدنگ بتان سینه نشان میکند
ناوک آن غمزه راهست نشانی دگر
هوش مصنوعی: هرچند که تیرهای شکار زیباییها به سینهام علامت میزنند، اما آن دلبری که با چشمانش مینگرد، نشانهای دیگر از عشق است.
بار گرانان کشد یار سبکروح چند
بهر خدا ساقیا رطل گرانی دگر
هوش مصنوعی: دوستانی که بار سنگین را بر دوش میکشند، به خاطر خدا، ای ساقی، آیا میتوانی یک بار سنگین دیگر هم به ما بدهی؟
همت اهلی گذشت از دو جهان بهر دوست
تن بجهان در گرو او بجهانی دگر
هوش مصنوعی: همت و اراده اهلی از دو جهان فراتر رفته است، زیرا او تمام وجودش را برای دوست گذاشته و زندگیاش را در دست او سپرده است و به دنیای دیگری نیز چشم دوخته است.