برگردان به زبان ساده
تو یار اگر نشوی بخت یار چون گردد
بسعی خویش کسی بختیار چون گردد
هوش مصنوعی: اگر تو یار من نباشی، چگونه بخت و اقبال خوب خواهد شد؟ سعی و تلاش خود کسی را چقدر میتواند خوشبخت کند؟
خطت بنقطه دل راه بسته چون پرگار
ازین میانه کسی برکنار چون گردد؟
هوش مصنوعی: خط تو مانند نقطهای است که دل را به تنگنا انداخته و مانند پرگار، کسی نمیتواند از این وسط جدا شود. حالا چگونه میتوان از این وضعیت خارج شد؟
تو گر بمهر نگردی قرار بخش دلم
فلک بکام دل بیقرار چون گردد؟
هوش مصنوعی: اگر تو با مهرت به من ننگری، چگونه میتواند دل بیقرار من، آرامش پیدا کند؟ در واقع، اوضاع و احوال زندگی چگونه میتواند به نفع دل پر آشوب من تغییر کند؟
بپایبوس سگت گرنه رخ بخون شویم
ز گرد رخ غم ما بی غبار چون گردد؟
هوش مصنوعی: اگر به پای سگت نرسم و به تو ادب نکنم، آیا چهرهام به خون نمیافتد؟ غم ما چقدر بیگرد و غبار خواهد بود؟
سگ توایم و ز مجنون وشی نمیدانیم
که آهویی چو تو ما را شکار چون گردد؟
هوش مصنوعی: ما همچون سگی هستیم که در طلب معشوقی دیوانهای مانند مجنون سرگردانیم و نمیدانیم چگونه ممکن است زیبایی چون تو به انتظار ما بیفتد و ما را در دام عشق خود گرفتار کند.
بباد تا نشود استخوان و چهره زرد
خزان محنت ما نوبهار چون گردد؟
هوش مصنوعی: بگذار باد بوزد تا اینکه استخوانها و چهرهمان زرد و پژمرده نشود. وقتی برکت و زیبایی بهار به ما برسد، وضعیتمان چگونه خواهد شد؟
ز هجر و وصل چه اندیشه میکنی اهلی
که واقفست که انجام کار چون گردد
هوش مصنوعی: به چه فکر میکنی ای اهلی درباره جدایی و وصال، وقتی که خودت میدانی نتیجه کار چگونه خواهد بود؟