برگردان به زبان ساده
یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کرد
مرده صد ساله را گفتار او جان تازه کرد
هوش مصنوعی: یک شخصی با کلامش روحی تازه به جان شهیدان داد و مردهای که صد سال از فوتش میگذشت، از سخنان او زنده و پرانرژی شد.
نرگسش از غمزه خون صد چو من بیچاره ریخت
نامسلمان بین که خون صد مسلمان تازه کرد
هوش مصنوعی: چشمان نرگسگونهاش به قدری تاثیرگذار است که از غمزهاش، خون صد بیچاره مثل من بر زمین ریخته میشود. ببین چه بیرحمانه و بیپروا، خون صد مسلمان را به زمین میریزد.
آتشی پنهان که در خاکستر من مانده بود
کاوکاو غمزه آن چشم فتان تازه کرد
هوش مصنوعی: یک شعله پنهانی که در خاکستر وجودم باقی مانده بود، با نگاه فریبنده آن چشم زیبا دوباره جان گرفت.
نرگس چشم از نسیم جیب یوسف گر شکفت
بوی او داغ کهن بر پیر کنعان تازه کرد
هوش مصنوعی: اگر گل نرگس از نسیم جیب یوسف شکوفا شود، بوی او میتواند خاطرات قدیم را برای اهل کنعان تازه کند.
آن تبسم کردن پنهان و آن کان نمک
مرهم دل شد ولی صد زخم پنهان تازه کرد
هوش مصنوعی: آن لبخند نهانی تو، مانند نمکی است که دل را شفا میدهد، اما در عین حال، زخمهای پنهانی را نیز تازه میکند.
یک نظر در چشم اهلی جلوه کرد آن مشگموی
صد پریشانی بر این پیر پریشان تازه کرد
هوش مصنوعی: با یک نگاه از چشم اهلی، آن موهای مشکی و زیبا نمایان شد و این صحنه، گرچه برای پیرمردی پریشان به نظر میرسد، اما احساس تازگی و دلانگیزی را در او به وجود آورد.