برگردان به زبان ساده
مرا تصور وصلت خیال باطل بود
بجز تصور باطل دگر چه حاصل بود
هوش مصنوعی: خیال اینکه به وصال تو برسم، فقط یک خیال واهی بود و غیر از این خیال بیهوده، چه چیزی به دست میآوردم؟
غم تو در دل من صد هزار عقده فکند
اجل گشود گره ورنه کار مشکل بود
هوش مصنوعی: غم تو در وجود من هزاران درد و مشکل به وجود آورد. اگر مرگ بیرحمانه این گرهها را نمیگشود، کار بسیار دشوار میشد.
نسیم عشق اگر پرده در شد ای غنچه
چو گل بجلوه گری هم دل تو مایل بود
هوش مصنوعی: اگر نسیم عشق به زندگیات سرایت کند، ای غنچه، مانند گلی که درخشش میکند، تو نیز باید با دل شاد جلوهگر شوی.
بیک نظر ز رخت شد خراب ناصح من
طبیب درد من از حال خویش غافل بود
هوش مصنوعی: با یک نگاه به چهرهات، حال من نابود شد. مشاور من که پزشک دردهایم بود، از وضعیت خودم بیخبر بود.
نگار قبله جان بود و مدعی نشناخت
سجود قبله جان کرد هرکه مقبل بود
هوش مصنوعی: عزیزم که محبوب من است، و شخصی که ادعا میکرد او را میشناسد، سجده برای محبوب انجام داد، اما هیچکس که به سوی او راغب بود، او را نشناخت.
بسوخت روز سیاهم کجا شد آن شبها
که شمع روی تو ما را چراغ محفل بود
هوش مصنوعی: روزهای سیاه و سخت من سپری شد، و حالا نمیدانم آن شبها کجا رفتهاند که در حضور تو، روشنایی و روشنی زندگیام را میسازند.
رسید درد تو اهلی ز عشق او جایی
که با وجود تو مجنون حریف عاقل بود
هوش مصنوعی: درد عشق تو به مرحلهای رسیده که با وجود تو، مجنون هم میتواند بر عقل و درک تسلط پیدا کند.