برگردان به زبان ساده
نسیم گل دگران را دماغ تازه کند
مرا چو مرغ چمن درد و داغ تازه کند
هوش مصنوعی: باد ملایم عطر گلهای دیگر را به من میرساند، همانطور که پرنده باغ با درد و آسیبهای جدید خود مرا تحت تأثیر قرار میدهد.
چو لاله دامن صحرا گرفته ام بی دوست
که داغ حسرت من گشت باغ تازه کند
هوش مصنوعی: من همچون لالهای هستم که در دشت بدون دوست خود را میپرورانم و درد longing و حسرت من باعث شده که دل تهی و بینظمام، همچون باغی بیثمر و پژمرده باشد.
فراغت همه کس درد دل برد اما
مراست درددلی کش فراغ تازه کند
هوش مصنوعی: همه افراد از درد دلهای خود میگویند و آرامش مییابند، اما من تنها کسیام که با درد دل کردن، مجدداً مجبور میشوم تا دلی از خودم را به درد آورم.
تنم شوق همچون چراغ سوزد اشک
چه روغنی است که سوز چراغ تازه کند
هوش مصنوعی: وجودم همچون چراغی میسوزد و اشکهایم چون روغن، شعلهام را زنده نگهمیدارد.
دماغ اهلی مسکین بسوزد آتش غم
ببخش جرعه خود تا دماغ تازه کند
هوش مصنوعی: بگذار که غم و اندوه دل مسکین را بسوزاند، تا او بتواند با قطرهای از عشق، دوباره جان تازهای بگیرد.