برگردان به زبان ساده
چو آتشپاره ام ، از در درآمد خانه گلشن شد
چه آتشپاره کز رویش چراغ دیده روشن شد
هوش مصنوعی: من چون آتشپارهای هستم که با ورودم به خانه، محیط را گلشن و زیبا میکنم، مانند آتشپارهای که از خود نور و روشنی میتاباند و چشمها را روشن میکند.
خیال دانه خالش من از دل چون کنم بیرون
که آن تخم بلایکدانه بود امروز خرمن شد
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از دل بیرون کنم خیال دانهای را که امروز تبدیل به خرمن شده است؟ این دانه سبب بیقراری من بوده و حالا به کشت و کار بزرگتری تبدیل گشته است.
ملامت تا به کِی ، زاهد قیامت سر نخواهد زد
که از بهر بتان ، چون من مسلمانی برهمن شد
هوش مصنوعی: تا کی باید مورد سرزنش و ملامت قرار بگیرم؟ زاهدی که فقط به قیامت فکر میکند، هرگز از خواب غفلت بیدار نخواهد شد. من هم مثل او، به خاطر عشق به بتها و زیباییها، به حالتی دیگر درآمدهام.
به کنج غم نماند از من بغیر از ذره خاکی
که آنهم باغبار آه من بیرون ز روزن شد
هوش مصنوعی: در گوشهای از غم، جز یک ذره خاک از من باقی نمانده است و آن هم به خاطر غبار آه من از روزنهای بیرون آمده است.
دل گمگشته ام پیدا نشد جز در خیال آخر
تن چون رشته هم ظاهر مگر در چشم سوزن شد
هوش مصنوعی: دل بیقرار و گم شدهام هیچوقت پیدا نشد، جز در تصوراتم. در نهایت، تن من را نیز تنها به صورت رشتهای میتوان دید که فقط در چشم یک سوزن نمایان میشود.
نماند آن یاری از بختم که بودش دوستی اهلی
جفای بخت من بنگر که با من درست دشمن شد
هوش مصنوعی: آن یاری که در زندگیام داشتم و خوشیهایم را با او تقسیم کرده بودم، دیگر در دسترس نیست. بخت بد من چنان با من دشمنی میکند که این دوستی به نوعی به سوءتفاهم تبدیل شده و من را تنها گذاشته است.