برگردان به زبان ساده
چون مرغ بسملم خبر ار ترک سر نشد
تیغ تو ریخت خونم و هیچم خبر شد
هوش مصنوعی: من مانند پرندهای زخمی هستم که از شدت درد، صدای فریادش بلند میشود، اما هیچکس به وضعیت من پی نمیبرد. تیغ تو باعث ریختن خون من شد، اما کسی متوجه نمیشود.
یعقوب هم بباخت دل و چشم بهر دوست
چشم و دلی که در سر کار نظر نشد
هوش مصنوعی: یعقوب هم برای دوستش دل و چشمش را از دست داد، زیرا چشمی و دلی که به نگاه و توجه به او نپردازد، در حقیقت وجودی ندارد.
تا بخت ره بکعبه وصلت کرا دهد؟
ورنه کسی بسعی ز من بیشتر نشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که بخت و شانس به تو روی خوش نشان ندهد، کسی نمیتواند بیشتر از من برای رسیدن به تو تلاش کند.
بیچاره من که در طلب بوی زلف تو
کار دلم چونافه بخون جگر نشد
هوش مصنوعی: من بدبختم که در پی بوی موهای تو هستم و قلبم به جای آرامش، مانند شمعی در آتش، در خون خود غرق شده است.
اهلی ببزم یار کسی یاد ما نکرد
بس چون شود حکایت ما کاینقدر نشد
هوش مصنوعی: دوست من در میانهٔ جمع از من یاد نکرد، حالا سوال این است که چگونه خواهد بود داستان ما وقتی که اینقدر به فراموشی سپرده شدهایم؟