برگردان به زبان ساده
دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آید
کجا بطالع من هرگز این ستاره بر آید
هوش مصنوعی: دو چشم به راه آن ماه افسونگر دوختهام که نمیدانم کجا و کی سوار بر اسب میآید. هرگز این ستاره خوشبختی به سرنوشت من نخواهد تابید.
اگر براه امیدش هزار سال نشینم
هزار ساله مرادم بیک نظاره بر آید
هوش مصنوعی: اگر هزار سال به امید او بنشینم، هر لحظه که به او نگاه کنم، تمام آرزوهایم تحقق مییابد.
وگرچه در دل من دوزخی است زآتش عشق
بسوزم و نگذارم که یک شراره بر آید
هوش مصنوعی: هرچند در قلب من آتشی شعلهور از عشق وجود دارد، اما من میسوزم و نمیگذارم حتی یک جرقه از آن بیرون بیفتد.
ز بسکه سینه خراشم ز خار خار فراقش
به ناخنم چو گل از تن هزار پاره بر آید
هوش مصنوعی: به خاطر شدت عواطفی که در دل دارم، مانند اینکه از فراق او آزار دیدهام، احساس میکنم مانند گلی هستم که با هر بار ناخن کشیدن بر روی بدنم، تکهتکه میشود و از آن زخمها، غم و اندوهی عمیق بیرون میآید.
زمین معرکه پیدا نمی شود ز حریفان
مگر که ماه من از گوشه یی سواره بر اید
هوش مصنوعی: ظهور زیبایی و جذابیت واقعی در میان رقبا و حریفان تنها زمانی ممکن است که محبوب من از گوشهای به شکلی حیرتانگیز و دلربا بیرون بیاید.
دل رقیب ندارد فروغ نور محبت
چگونه آتش موسی ز سنگ خاره بر آید
هوش مصنوعی: دل رقیب از عشق و محبت بیبهره است؛ پس چگونه ممکن است آتش عشق موسی از سنگ سخت بیرون بیاید؟
مترس اهلی از افغان شیخ و یارب صوفی
مهل که ناله رند شرابخواره بر آید
هوش مصنوعی: بترس از افغان شیخ و یار صوفی چون صدای زاری رند شرابخواره برمیخیزد.