برگردان به زبان ساده
بهر خونریز من از خواب صبوی یار شد
ساقیا می ده که بخت خفته ام بیدار شد
هوش مصنوعی: برای خونریزی که به خاطر یارم در خواب بودم، ای ساقی، برایم شرابی بیاور که بخت خواب رفتهام بیدار شده است.
یوسف مصری یکی هم از خریداران تست
او نه بهر خود فروشی بر سر بازار شد
هوش مصنوعی: یوسف مصری یکی از خریدارانی بود که به بازار آمد، اما هدفش از خرید، فروش خود نبود.
کفر زلفت در دلم از بسکه قلاب افکند
خواهم آخر مو کشان در حلقه زنار شد
هوش مصنوعی: زلفهای تو آنقدر در دلم نفوذ کرده که گویی باید به سراغت بیایم و با موهایت مرا به دام بیندازی.
کس چه میداند چه خون خورد آهوی مشکین نفس
تا گره های دل او نافه تاتار شد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که آن آهوی خوشبو چه سختیها و عذابی را تحمل کرده تا دلش به خاطر عشق و شوقش به گرههای عمیق و پیچیدهای دچار شود.
غمزه ات گفتا طبیب درد بیماران منم
نرگس رعنا ز درد این سخن بیمار شد
هوش مصنوعی: چشمان تو به من میگویند که من پزشک بیماریهایم، و نرگس زیبایی که از این حرف دلم پر از درد و غم شد.
من که در خون میتپم با من که خواهد دوست گشت
هر که دید احوال من از دوستی بیزار شد
هوش مصنوعی: هر کسی که حال من را ببیند و ببیند که در درد و رنج دست و پا میزنم، حتی اگر روزی قصد دوستی با من داشته باشد، از دوستی با من بیزار خواهد شد.
کار اهلی چند جان کندن بود از دست دل
عاقبت چون کوهکن دست و دلش از کار شد
هوش مصنوعی: انجام کارهای سخت و طاقتفرسا باعث میشود که آدم تلاش زیادی کند، اما در نهایت، مثل کسی که سنگ را میشکافد، به نتیجه مطلوبی نمیرسد و همه زحماتش بدون نتیجه میماند.