برگردان به زبان ساده
کس عشوه خونخواری او را نشناسد
کس دشمنی و یاری او را نشناسد
هوش مصنوعی: هیچکسی نمیتواند زیبایی و جذابیت او را درک کند و همچنین هیچکس نیست که دشمنی و دوستی او را بشناسد.
از بسکه رخ از عربده افروخته چون گل
کس مستی و هشیاری او را نشناسد
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جاذبهاش، چهرهاش همچون گل درخشنده شده است و هیچکس نتوانسته حالتی از مستی یا هشیاری او را تشخیص دهد.
درمان دل خسته بعمدا نکند یار
آن نیست که بیماری او را نشناسد
هوش مصنوعی: دوستی که دردی را احساس نکند و به خاطر دلbroken به درمان دل شتاب نکند، واقعاً دوست واقعی نیست.
بیداری چشم از غم دل بود همه شب
دل چون حق بیداری او را نشناسد
هوش مصنوعی: تمام شب را به خاطر غم دل بیدار هستم، ولی دل من همچون حقیقت، بیداری را نمیشناسد.
ترسم که وفایی نکند یار به اهلی
چون قدر وفا داری او را نشناسد
هوش مصنوعی: میترسم که یار در برابر وفا و محبت من بیتوجه باشد، چون او ارزش وفا را نمیداند و درک نمیکند.